جمعه 12 شهریور 1389 نوشته شده توسط سلمان

امروز وقتی داشتم سایتهای خبری را بررسی می کردم در سایت خبری جهان به این خبر برخورد کردم:
قمه زنی اعضاء یک هیئت مذهبی حدس زدم که دوباره خبری در مورد خمینی شهر است و متاسفانه حدسم هم درست بود.
همیشه ی خدا وقتی در شهر ما بحث به "قمه زنی" می رسد مسئول و غیرمسئول راه چاره را فرهنگسازی و کار فرهنگی می دانند. همیشه هم نزدیک محرم که میشود کسانی که می خواهند فرهنگ سازی کنند بیشتر می شوند.
حالا که دیگه رسم قمه زنی شب قدر هم هرسال پر سر و صداتر از سال قبل برگزار می شود نمونه این صحبتها را در این ایام هم می شنویم.
نمونه آخرش را هم می توانید در آخرین شماره فرصت ببینید که در آن مسئولین از برنامه های جدید برای مقابله با قمه زنی شب قدر در شهر سخن گفته اند و تکیه کلامشان هم بر فرهنگ سازی است تا برخورد فیزیکی
اما در عمل باز هم آنچه در شهر دیدیدم برخورد فیزیکی با قمه زنان بوده است. انگار که می خواهیم خودمان را گول بزنیم و بگوییم "این بار ماجرا را جمع کنیم برای دفعه بعد کار فرهنگی می کنیم!!!"
شاید بزرگترین کار فرهنگی مان جمع کردن مسئولین هیئتها و صحبت با آنهاست ولی رو راست باشیم. این کار به تنهایی فایده ندارد. چه بسا مسئولین هیئت ها که فقط برای رفع تکلیف در این جلسات شرکت می کنند
حال این کار فرهنگی چیست که همیشه صحبتش را می کنیم و کمتر به آن عمل می کنیم، نمی دانم!!!


سه شنبه 9 شهریور 1389 نوشته شده توسط امیر پریشانی





سه شنبه 9 شهریور 1389 نوشته شده توسط امیر پریشانی

شعر زیبای سعید بیابانکی در وصف لحظات شهادت امیرالمومنین (ع) که به تازگی ایشان سروده اند :



ای سجود باشكوه و ای نماز بی‌نظیر
ای ركوع سربلند و ای قیام سر به زیر

در هجوم بغض‌ها ای صبور استوار
در میان تیرها ای شكست‌ناپذیر

شرع را تو رهنما عقل را تو رهگشا
عشق را تو سر پناه مرگ را تو دستگیر

فرش آستانه‌ات بوریایی از كرم
تخت پادشاهی‌ات دستبافی از حصیر

كاش قدر سال بود آن شب سیاه و تلخ
آسمان تو غافلی زان طلوع ناگزیر

بعد از او نه من نه عشق از تو خواهم ای فلك
یا ببندی‌ام به سنگ یا بدوزی‌ام به تیر

دست بی‌وضو مزن بر ستیغ آفتاب
آی تیغ بی‌حیا شرم كن وضو بگیر

لَختی ای پدر درنگ پشت در نشسته‌اند
رشته‌های سرد اشك، كاسه‌های گرم شیر ...


سه شنبه 26 مرداد 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

در این پست قصد دارم درباره موضوعی صحبت کنم که نه تنها برای جوانان خمینی شهر بلکه برای همه جوانان ایرانی که هنوز به خدمت سربازی (یا به قول قدیمی ها اجباری) اعزام نشده اند می تواند مفید باشد.

بدون تعارف، کمتر جوانی هست که از این دوره خوشش بیاید، چرا که نزدیک به یک و نیم الی دو سال جوانان را از زندگی عقب نگاه می دارد. از طرفی خدمت سربازی بر هر جوان پسر ایرانی واجب شده و راه گریزی وجود ندارد.

بنابراین جوانان باید سعی کنند طوری برخورد کنند که آسیب های این دوره کمتر گریبانگیرشان شود، به عبارت دیگر با اخذ تدابیر لازم می توان از میزان خسارت های مادی و معنوی اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ... که در طول این دوره می تواند جوانان را از مسیر رشد و تعالی دور نماید، کاست.

آسیب شناسی خدمت سربازی بحثی مجزا و فرصتی فزون می طلبد که در صورت استقبال شما جوانان به آن نیز خواهیم پرداخت اما آنچه اکنون به آن می پردازیم آمادگی جهت اعزام به خدمت سربازی یا همان پادگان آموزشی می باشد.



ادامه مطلب را از اینجا بخوانید
پنجشنبه 14 مرداد 1389 نوشته شده توسط سلمان

اول) یکی دو هفته پیش یک کاروان عروسی در میدان آیت اله صهری (کوزه) درختان جوان میدان را با مواد آتش زا به آتش کشیدند که خبر آن در نشریه فرصت نیز ذکر شد.
متاسفانه عروسی ها در شهر ما یک معضل قدیمی است. عروسی هایی که دیگر نه تا پاسی از شب که گاه تا نزدیک صبح هم ادامه دارد. تا اینجایش شاید به نظر برخی مشکل نداشته باشد ولی وقتی همراه با مزاحمت برای دیگران باشد، سراسر مشکل است. این همراهی هنگامی که همراه با بوق زدن های متمادی باشد، ایرادش بیش از آنی ست که فکر می کنیم.
اما به همین جا هم اکتفا نمی کنیم. حتما شما هم در بین اقوامتان کسانی را داشته اید که نیمه شب با صدای هراسناک ترقه از خواب پریده اند...
و حال آسیب رساندن به اموال عمومی که همه شهر از آن استفاده می کنند!! به راستی چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوم) بارها در همین وبلاگ از اقدامات شهرداری و برخی سازمان های وابسته انتقاد کرده ام. انتقادهایی که بسیاری از آنها حرف دل برخی همشهریانمان بوده است به امید آن که شاید کسی آن را بخواند و به فکر بیفتد. و البته بسیاری از انتقادات هم نانوشته مانده است و شاید هیچگاه هم فرصت طرح آن در این سایت ایجاد نشود  اما باید بگویم کار ما فقط نباید انتقاد باشد. گاهی اوقات باید از برخی اقدامات هم تشکر کرد. هر چند که آن اقدام از طرف سازمانی باشد که کمتر فردی از آنجا دل خوشی دارد.

آخر) چند روز قبل که از میدان صهری عبور می کردم بنری توجه مرا به خود جلب کرد. بنری با تصویر کاج های سوخته همین میدان که زیر آن نوشته شده بود: "این درختان در آتش جهل ما سوختند. به راستی گناهشان چیست؟"
میدان صهری (کوزه)
ناخودآگاه با این بنر خیلی حال کردم!!!! خوشحال شدم که روابط عمومی شهری که در آن زندگی می کنم تا این حد اکتیو شده است. جا دارد با همه انتقاداتم نسبت به شهرداری از این اقدام آنها تشکر کنم و به خاطر این فعال بودن به آنها تبریک بگویم. و البته امیدوارم هیچ جای شهر دیگر نیازی به این گونه بنرها نداشته باشد...


یکشنبه 20 تیر 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

در حالی که عدالت و مهرورزی از اصلی ترین شعارهای دولت احمدی نژاد می باشد و انتظار می رود مسئولین رده پایین نظام حتی به صورت نمادین و ریاکارانه هم که شده است خود را به این اصول پایبند نشان دهند، متاسفانه این کار را نیز انجام نمی دهند.

اگر در اوائل دولت نهم ، عده ای از مسئولین به جهت ترس از جابجایی های مدیریتی، موقتاً رفتارهای ملایم تری را نسبت به مردم در پیش می گرفتند اکنون پس از گذشت پنج سال برخی از خدمتگزاران مردم، دیگر کمترین ترسی از قانون و مجری آن نداشته و گستاخانه بر مردم می تازند.

حتماً نمونه هایی از این مدیران را روزانه در بانک ها، ادارات و سازمانها مشاهده کرده اید و نیازی به نام بردن ایشان نیست، ولی در این پست قصد داریم فقط رفتار یکی از این مدیران را رصد کنیم.



همشهری عزیز سده ای لطفاً ادامه مطلب را از اینجا بخوانید
پنجشنبه 17 تیر 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

آنچه در این پست می نگارم نه مشکل مردم خمینی شهر بلکه مشکلی است که تمام مردم ایران با آن روبرو هستند. بحث داغی که این روزها بین مردم جریان دارد، موضوع یارانه ها و آثار و تبعات آن می باشد.  فعلاً قصد ندارم در مورد اصل موضوع مطلبی را مطرح کنم بلکه در مورد چگونگی اجرای آخرین مرحله آن چند نکته بیان می نمایم.
البته شاید شما جزء آن دسته از افرادی هستید که نیازی به حق و سهم خود از پول نفت ندارید و دولت محترم
عاجزانه و ملتمسانه خواسته که از حق طبیعی خود چشم پوشی کنید! و شماره حساب خود را وارد نکنید. اگر جزء این دسته از افراد هستید ادامه پست را نخوانید چون عادلانه نیست هم یارانه نگیرید و هم سردرد بگیرید!
خلاصه اینکه وقتی به سایت
www.refahi.ir مراجعه می نمائید به مجموعه ای از مشکلات برخورد خواهید کرد. در کنار این مشکلات مجموعه ای از راهنمایی ها ارائه شده است که دست کمی از مشکلات ندارد و شما را گمراه تر خواهد ساخت.
شاید تصمیم بگیرید که پرسش خود را برای ایشان ارسال کنید تا پاسخی به دستتان برسد البته این کار نیز بی فایده خواهد بود چرا که این سوالات اساساً بی پاسخ می ماند.
اکنون برای اثبات گفته های خود خواهشمندم به تصاویر زیر دقت کنید:

 تصویر 15 تیر

 از این 15 تا اون 17 فرجه

 تصویر 17 تیر

تصویر اول متعلق به راهنمایی های 15 تیرماه 89 و تصویر دوم متعلق به راهنمایی های 17 تیرماه 89 می باشد. تصویر دوم به روز (آپدیت) شده تصویر اول می باشد.
با مقایسه این دو تصویر می توانید به مجموعه ای از تناقضات در گفتار آقایان پی برده و کمی عقل را از سستی گفتارشان درک کنید.
به قول معروف مشکل ما این است که افراد خرد را به کارهای بزرگ نهاده ایم و افراد بزرگ را به کارهای خرد!

 

یک فرصت طلایی: کسی که بتواند منظور آقایان را از این دو مطلب درک نموده، تناقضاتش را رفع و برای ما ارسال کند، به پاس نبوغ فکریش، عضویت افتخاری سایت سده را تقدیمش خواهیم نمود.



شنبه 5 تیر 1389 نوشته شده توسط سلمان

سلام
عیب به خودمان برمی گردد. تازگی ها خیلی تنبل شده ایم. انگار نه انگار که شرایط نوشتن در این سایت چه بود؟؟!! حداقل ها را دیگر خودمان هم رعایت نمی کنیم!

اما موردی که می خواستم به آن اشاره کنم گرانی مجدد قیمت بلیط اتوبوس در شهرمان است. در حالی که تنها حدود یکسال از افزایش قیمت بلیط اتوبوس از 30 تومان به 50 تومان می گذرد در هفته گذشته این قیمت به 60 تومان رسید.
1) مگر قرار است بلیط اتوبوس هر سال گران شود. آن هم در مدت حدود یکسال قیمت آن 2 برابر شود.
2) قیمت قبلی لااقل این حسن را داشت که رند بود. بااین قیمت جدید اگر مثلا بخواهی یکی دو تا بلیط بخری حتما باید پول خرد داشته باشیم.
3) اکثر مسافران اتوبوس افرادی هستند که توان مالی کمتری دارند مگرنه، خیلی ها دوست دارند با ماشین شخصی بروند. این افزایش قیمت فقط فشار مضاعفی به قشر پایین تر جامعه است.
اگر قرار است یارانه ها هدفمند شود فکر کنم تخصیص آن به اتوبوسرانی که این قشر از آن استفاده می کنند معقولانه تر باشد.
4) این افزایش 20 درصدی قیمت بلیط آیا موجب همین قدر افزایش در حقوق رانندگان زحمت کش اتوبوسرانی هم می شود؟؟
5) اتوبوسرانی مدعی است شهروندان تنها یک سوم قیمت بلیط را می پردازند. اگر چنین چیزی را بپذیریم بدان معناست که هزینه واقعی سفر به اصفهان با اتوبوس 360 تومان است. شما چنین حرفی را می پذیرد؟؟!! 


دوشنبه 24 خرداد 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خبرنگار سده: جناب مهندس پورکاظم، داستان قدیمی خیابان شهید صدوقی و 17 شهریور چه زمانی به پایان می رسد؟

سال 1388 پایانی بر داستان قدیمی صدوقی نشین ها خواهد بود

 

خیابان شهید صدوقی و خیابان 17 شهریور سرنوشت مشابهی دارند. امسال(1387) در خیابان شهید صدوقی آزادسازی های خوبی داریم  و مساعدت همشهریان خوب است. تصمیم داریم در اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت (1388)، ماشین آلات در خیابان شهید صدوقی شروع به کار کنند و جدول را تا پشت منازل کسانی که در امر آزاد سازی همکاری نمی کنند بیاوریم. البته نزدیک 70 درصد خیابان آزاد شده و مصممیم که سال آینده این پروژه را اجرا کنیم.

 

خبرنگار سده: برخی از منازل تخریب شده در خیابان شهید صدوقی تبدیل به زباله دان شده و بعضا چاههایی در آنها وجود دارد که می تواند برای مردم مشکل ساز شود. در این مورد چه اقدامی صورت خواهید داد؟

زمین منازلی که تا آذر 87 تخریب شده اند، زیرسازی و آسفالت شده است و مابقی را به خاطر اینکه سال آینده(1388) قصد داریم کار بکنیم آسفالت نکرده ایم و کار آسفالتشان را به سال آینده و پس از جدول گذاری و زیرسازی موکول کرده ایم. اگر مواردی مانند چاه و یا غیره وجود دارد، شهروندان گرامی اطلاع رسانی کنند تا با اقدام بموقع، از بروز مشکل جلوگیری کنیم.

حتماً با خواندن جملات فوق شوکه شده اید! اشتباه نکنید، تاریخ های ذکر شده کاملاً درست هستند.
اجازه بدهید از اول شروع کنیم. امروز 24/3/1389 است. سری به خیابان شهید صدوقی می زنیم. خرابه های شام، فلسطین، از جنگ برگشته و ... توصیفاتی است که مردم کوچه بازار طی چند ماه اخیر برای توصیف وضع افتضاح این خیابان به کار می برند. گذشته از اینکه تردد در بین خرابه ها و چاله ها و تپه های خاک موجود در این خیابان کاری بسیار مشکل است، گرد و خاک موجود در این خیابان مشکلات عدیده بهداشتی را برای ساکنان بدشانس این خیابان در پی داشته است.
اکنون به قسمتی از مصاحبه اختصاصی وب سایت سده با شهردار خمینی شهر که در اسفند 1387 صورت گرفت و در ابتدای همین پست بصورت رنگی آورده شده است دقت کنید. دوباره به تاریخ هایی که آقای شهردار ذکر کرده است توجه فرماید! اکنون یکسال از زمانی که آقای شهردار جهت تکمیل تعریض خیابان قول داده بود می گذرد.
داد اهالی خیابان بلند شده است. کسبه خیابان از وضع موجود ناراضی هستند و خانواده ها بیشتر.
متاسفانه از گوشه و کنار بی احترامی های اهالی شهرداری نسبت به سوالات و درخواست های بجای مردم شنیده می شود و هیچ کس پاسخگو نیست.

دو نکته بی ربط با مسائل فوق:
1- قبل از انجام هر پروژه ای باید امکانسنجی انجام گیرد مسائل مالی حل شود و بعد پروژه شروع شود؛ کسی که بودجه ندارد پروژه ای را شروع نمی کند.

2- در کشورهای پیشرفته مرسوم است که وقتی مسئولی نمی تواند به تعهدات خود عمل کند،همچون یک مرد از مردم عذرخواهی نموده و استعفا می کند تا فرد شایسته ای که خود را خادم مردم می داند و تخصص کافی دارد، مدیریت امور را به عهده بگیرد.

3- اعضای شورای شهر ما کجایند و چرا به وظائف قانونی خود عمل نمی کنند؟



پنجشنبه 19 فروردین 1389 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

تولد

شهید محراب آیه الله اشرفی قدس سره در شعبان المعظم 1322 هجری قمری برابر 1281 شمسی در سده (خمینی شهر)‌اصفهان در خا نواده ای روحانی و عالم متولد گردید . وی یگا نه فرزند ذكور مرحوم حجه الاسلام و المسلمین میرزا اسدالله نوه مرحوم حجه الاسلام میرزا محمدجعفر از علمای معروف سده بود. جد اعلای ایشان از علمای جبل عامل بوده اند.

مادر ایشان از سادات و علویات معروف اصفهان از خانواده مؤیدی از سادات صحیح النسب بود. جد امی ایشان از ساداتی بود كه به داشتن كرامات بسیار معروف مردم اصفهان بود.

شهید آیه الله اشرفی دو خواهر ا بوینی و پنج خواهر ابی دارد. پدر ایشان از ائمه جماعات و اهل منبر و دارای كمالات علمی و تقوایی بود. وی در سن هفتاد و پنج سالگی به رحمت خداوند پیوست.

تحصیلات

شهید اشرفی تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در سده (خمینی شهر)‌نزد مرحوم سید مصطفی تلمذ كرد. ا ستعداد فراوان و حافظه قوی داشت - طوری كه كتاب نصاب الصبیان را در نه سالگی از حفظ می دانست. در سن دوازده سالگی برای ادامه تحصیل راهی اصفهان شد و طی قریب ده سال دروس ادبیات و سطح فقه و اصول ، همچنین یك دوره درس خارج اصول را در محضر اساتید بنام این شهر آموخت.

بعضی اساتید معروف ایشان در شهر اصفهان عبارت بودند از: مرحوم آیه الله سیدمهدی درچه ای برادر مرحوم آیه الله سیدمحمدباقر درچه ای استاد بزرگ مرحوم آیه الله بروجردی، مرحوم آیه الله سیدمحمد نجف آبادی، مرحوم فشاركی، مرحوم مدرس.

شهید اشرفی دوران طلبگی خود را با نهایت عسرت و مشقت اقتصادی گذراند. در مدت ده سالی كه در حوزه اصفهان بود در هفته با دو قرآن گذران معاش می كرد و هر هفته طول راه میان اصفهان و زادگاهش را كه دوازده كیلومتر است پیاده می پیمود. خود می فرمود (دوشنبه خوراكم تمام می شد، سه شنبه دو ریال پولم را خرج می كردم، چهارشنبه را كه آخرین روز تحصیل بود بدون پول و غذا می گذراندم.)

مكرر می فرمود (من به نحوی درس خوانده ام كه در این زمان احدی حاضر نیست حتی یك صدم آن را هم تحمل كند.) در این رابطه نمونه هایی از فشار زندگی و عدم توانایی مالی خودشان را شرح می دادند.

به دو نمونه از آنها اشاره می كنم:

  1. (زمانی در حجره ای با سه نفر دیگر در مدرسه نوریه اصفهان زندگی می كردیم. بسیاری از روزها نه چای داشتیم، نه نفت و قند. برای مطالعه در شب از نور چراغ نفتی توالتهای مدرسه استفاده می كردم. در روزهای جمعه به یكی از مساجد دورافتاده اصفهان می رفتم و از صبح تا عصر در آن مسجد درسهای یك هفته را دوره می كردم. در مدت دوازده ساعتی كه یكسره آن جا مطالعه می كردم غذای من فقط مقداری دانه ذرت برشته بود. چیز دیگری نداشتم.)
  2. (در مدرسه رضویه قم مدتی با یك نفر طلبه هم حجره بودم و این شخص وضع مالی خوبی داشت. او همیشه از غذای طبخ شده استفاده می كرد ولی من قادر به تهیه آن نبودم. در این مدتی كه من با این شخص در یك اتاق بودیم ابدأ‌متوجه نشد من كی شام و كی ناهار می خورم. من در حین مطالعه مقداری كتاب روی هم می گذاردم تا او متوجه نشود و من در حالی كه روی كتاب قرار گرفته بودم در حین مطالعه از آن نان خالی لقمه لقمه استفاده می كردم و اما وقتی او موقع غذا خوردنش می رسید غذای طبخ شده را حاضر می كرد و به بنده هم تعارف می كرد. من در جواب می گفتم غذا صرف كرده ام )
  3. (از ابتدای شروع به تحصیل تا پایان تحصیلات سطح فقه و اصول، من حتی یك كتاب ملكی از خودم نداشتم. تمام كتابهایی كه در اختیارم بود وقفی بود.)


برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید
جمعه 21 اسفند 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

با سلام و عرض تبریک خدمت همه همشهریان عزیز به مناسبت نزدیک شدن به ایام عید نوروز
 امروز می خواهم به مشکلی از مشکلات تمام نشدنی خیابان شهید صدوقی بپردازم.از یکی دو هفته پیش درختان این خیابان توسط شهرداری شروع به قطع کردن شد و تا الان حدود 70 درصد آن به اتمام رسیده است.در روز درختکاری نیز  پارچه ای با نام روز درختکاری در خیابان نصب شده بود و در کنار آن کارگران مشغول قطع درختان بودند.اما سوال اینجاست که با وجود اینکه هنوز همه ساختمان های این خیابان تخریب نشده است آیا قطع درختان کار لازم و درستی است یا خیر؟ اثر این کار در امروز نمایان نخواهد شد بلکه تابستان آشکار می شود که گرمای هوا در این خیابان       طاقت فر سا خواهد بود.
در پست های بعدی تصاویری از این خیابان را در اختیار شما قرار خواهیم داد.        ان شاالله

جمعه 14 اسفند 1388 نوشته شده توسط احسان

سال های زیادی است که مردم دنیا با نعمت برق آشنا شده اند و از همان ابتدا در کشور ما هم به کار گرفته شد.چیزی که در گذشته بودن و یا نبودن آن شاید مساله مهمی به شمار نمی امد و مثلا در صورت نبودن برق مغازه ها زود تر می بستد یا از چراغ های نفتی و .. برای روشنایی استفاده می کردند.در منازل هم نهایت وسایلی که با برق کار می کرد یک لامپ،یک رایو و به ندرت یک تلویزیون بوده است.زمان گذشت و ما هم همانند سایر دنیا وابستگی خود را به برق بیشتر و بیشتر کردیم تا جایی که الان دیگر در صورت نبود برق مغازه های کمی می توانند به فعالیت خود ادامه دهند .در منازل یک شعله لامپی که در گذشته در خانه ها بوده تبدیل به ده ها لامپ در هر منزل شده است ،رادیو شاید جای خود را از دست داده باشد اما تلویزیون طرف داران بسیار بیشتری را برای خود دست و پا کرده و انواع و اقسام لوازم و تجهیزات برقی دیگر در تمام منازل جای خود را باز کرده اند که شاید مهم ترین آنها رایانه ،ماشین لباس شوی و... باشد که همگی بهتر از من می دانید.اما یک سوال :آیا الان هم در صورت نبود برق می توان به زندگی به روال عادی خود با این همه وابستگی ادامه داد؟؟؟

مساله ای که دیگر شاید برای هم شهریان عزیز چندان غریب نباشد.

قطعی برق

یک سوال می پرسم،آخرین باری که به دلیل نبود برق کار شما عقب افتاده است و یا انجام نشده را به خاطر می آورید؟

قطعا پاسخ شما مثبت است.چون قطعا زمان زیادی از فواصل قطعی برق در شهر نمی گذرد.

شاید اگر از کسی در آن سوی مرز ها بپرسید آخرین باری که قطعی برق را تجربه نمودید کی بوده است؟ مدتی را به فکر رود ،شاید هم اصلا چیزی به خاطر نیاورد.شاید هم بپرسد مگر برق هم قطع می شود؟!!!

اما اینجا مردم با این مشکل ظاهرا رفیق شده اند و اگر آنرا نبینند تعجب کنند.

هر از چند گاهی ماموران قبوض برق را درب منازل و مغازه ها تحویل می دهند ، که در آنها اولتیماوتمی برای پرداخت در نظر گرفته شده است که باید طی آن مدت پرداخت گردد والا ....

 به فرض پرداخت نکردن قبض وقطع برق شما یک کار درست، اما آیا قطع برق به دلیل نپرداختن قبض به دلیل عدم دریافت قبض هم کار درستی است؟؟؟؟

به فرض این مساله هم در نظر گرفته نشود ،در هر قبضی که ما پرداخت می کنیم مقداری را برای آبونمان ،مالیات و ... می پردازیم .دلیل پرداخت این مالیات ها چیست؟

آیا جواب آن غیر از این است که این پول ها باید صرف به سازی،نوسازی  و تجهیز شبکه توزیع برق شود؟

اگر خرج می شود چرا ما باید در هر هفته چندین بار شاهد قطعی برق از 1 دقیقه گرفته تا چندین دقیقه باشیم؟

آیا فقط مردم باید پاسخگو باشند؟آیا اداره برق هیچ مسئولیتی در قبال مردم شهید پرور خمینی شهر ندارد؟آیا از کار افتادن زندگی مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟آیا سوختن و از بین رفتن  لوازم و سرمایه مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟و هزار آیا و اگر دیگر.

من نوعی که در هر دوره قبض برقم را سر موقع پرداخت می کنم آیا نباید حقوقی در قبال اداره برق داشته باشم؟آیا این حق من نیست که در ازای پرداخت پول از شبکه توزیع پایداری برخوردار باشم؟

ناگاه به یاد جمله ای از معلم سال دوم دبیرستان خود افتادم.در ایالتی در آن دور ها شبکه ای را تاسیس کردند به عنوان شبکه جایگزین برق در مواقع قطع شبکه .اما این شبکه بدون استفاده طی مدت 42 یا 43 سالی که دقیقا یادم نیست از رده خارج می شود.بدون استفاده.!!!!!!!!

نتیجه و تصمیم گیری از مطالب فوق به عهده خواننده است.



جمعه 7 اسفند 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

کمتر ایرانی وجود دارد که از رسم و رسومات ایام نوروز بی اطلاع باشد، مخصوصا ایرانیان جشن چهارشنبه سوری را نیک می شناسند. در خمینی شهر نیز مانند سایر شهر های کهن ایران زمین، این جشن در شب چهارشنبه آخر هر سال برگزار می گردد که با رسم و رسوم و سنت های خاصی همراه است.
البته متاسفانه در اثر گذر زمان برخی از سنت های نیک این جشن به فراموشی سپرده شده است و برخی روش های ناپسند همچون ترقه بازی که موجبات اذیت مردم را فراهم می کند، جانشین آن ها شده است.

جشن چهارشنبه سوری

در ویکی پدیا آمده است: چهارشنبه‌سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌ است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است.
مراسم در بعد از ظهر سه شنبه، زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی (زرتشتی) است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.
به بیان دیگر مردمان خواهان آنند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به آنها بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
شنبه 24 بهمن 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

سلام بر همشهریان دلاور
در ابتدا باید عذر خواهی كنم كه مقداری دیر این پست را قرار میدهم.و آن هم به این دلیل بود كه تصاویر زیر كمی دیر به دستم رسید.
همانطور كه مشاهده میكند امدادگران شهرستان خمینی شهر در روز 22بهمن در راه پیمایی شركت كردند و مسئولیت حمل پرچم بزرگ كشور عزیزمان را بر عهده داشتند كه به خوبی از عهده ی آن برآمدند.


sede.irsede.ir


پنجشنبه 22 بهمن 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

ضمن عرض سلام و تبریك به مناسبت فرارسیدن یوم الله 22 بهمن
در ابتدا اینجانب به خاطر كم كاری های چند وقته ی سایت بزرگ سده از شما پوزش میخواهم.
به اطلاع میرسانم به مناسبت فرا رسیدن ایام دهه ی فجر در خمینی شهر چندین طرح عمرانی اجرا شد از جمله تاسیس 2 كارخانه قند و شكر و افتتاح ساختمان بسیج خواهران حضرت زینب (س) در دستگرد قداده .

sede.ir

sede.ir



» کار فرهنگی یعنی چه؟؟
» نتیجه نظر سنجی شماره 3
» رشته‌های سرد اشك، كاسه‌های گرم شیر
» دردسری به نام سربازی
» درختان سوخته...
» عدالت و مهرورزی از نوع دولت دهم
» اول اندیشه وانگهی گفتار
» بلیط اتوبوس باز هم گران شد....
» راه بی پایان
» آیت الله اشرفی اصفهانی قدس سره
» مشکلات خیابان شهید صدوقی تا کی؟
» اندر حکایات برق
» استقبال از نوروز
» حضور موثر امدادگران خمینی شهر در میدان امام اصفهان
» طرح های عمرانی به مناسبت دهه فجر
» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
» خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم
1 2 3 4 5 6 7
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<