کمتر ایرانی وجود دارد که از رسم و رسومات ایام نوروز بی اطلاع باشد، مخصوصا ایرانیان جشن چهارشنبه سوری را نیک می شناسند. در خمینی شهر نیز مانند سایر شهر های کهن ایران زمین، این جشن در شب چهارشنبه آخر هر سال برگزار می گردد که با رسم و رسوم و سنت های خاصی همراه است.
البته متاسفانه در اثر گذر زمان برخی از سنت های نیک این جشن به فراموشی سپرده شده است و برخی روش های ناپسند همچون ترقه بازی که موجبات اذیت مردم را فراهم می کند، جانشین آن ها شده است.

در ویکی پدیا آمده است: چهارشنبهسوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار میکنند. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شدهاست.
مراسم در بعد از ظهر سه شنبه، زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از آن میپرند آغاز میشود و در زمان پریدن میخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی (زرتشتی) است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.
به بیان دیگر مردمان خواهان آنند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به آنها بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان، ارمنیها، ترکها، کردها و زرتشتیها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.
در شاهنامه فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.
تاریخچه چهارشنبه سوری
جشن سور از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. که جشنی ملی و مردمی است و چهارشنبه سوری نام گرفته است که طلایه دار نوروز بشمار میرود.
جشن سوری در ایران قدیم در یکی از پنج روز آخر اسفند ماه بر پا میگشت، چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفتهها تقسیم نمیکردند بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه ، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشتهاست که به نام یکی از فرشتگان خوانده میشد مانند هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز و غیره که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به ان اضافه شد.
در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پایکوبی با نام سور مرسوم بودهاست و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب "یوم الارباع" خوانده میشد و از روزهای شوم و نحس بشمار میرفت و اعتقاد داشتند که روزهای نحس و شوم را میبایست با عیش و شادمانی سپری کرد تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند.
بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب جشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.
برخی آیینها سوری
سال نو - کوزه نو
ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزههای سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، بزیر افکنده و آنها را میشکستند و کوزه نویی را جایگزین میساختند که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است.
آجیل مشگل گشای چهارشنبه سوری
پس از پایان آتش افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گردهم میآمدند و آخرین دانههای نباتی مانند تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق،بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک میکردند و میخوردند. ایرانیان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد نسبت به افراد دیگر مهربان تر میگردد و کینه و رشک از وی دور میگردد. امروزه اصطلاح نمک گیر شدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین اعتقاد سرچشمه گرفته است.
پختن حلوا و قاشقزنی
در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود میکشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود میروند. صاحبخانه از صدای قاشقهایی که به کاسهها میخورد به در خانه آمده و به کاسههای آنها آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و حتی پول میریزد. در عین حال دختران امیدوارند زود تر به خانه بخت بروند.
شال انداختن
شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که از دیر باز تاکنون باقی مانده است و اکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کردهاست.
پس از خاموشی آتش و کوزه شکستن و گره گشایی و قاشق زنی جوانان، نوبت به شال اندازی میرسید.
جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر میساختند. آنگاه از راه پلکان خانهها یا از روی دیوار، آن را از روزنه دودکش وارد منزل مینمایند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست میگرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان میسازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شالهایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلا آماده کرده، در گوشه شال میریزند و گرهای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه میسازند که هدیه سوری آمادهاست. آنگاه شال انداز شال را بالا میکشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کثرت اولاد آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواریها، کشمش نشانه پر آبی و پر بارانی سال جدید و اگر سکه نقره نشانه سپید بختی است.
چهارشنبه سوری قرن 21
در عصر کنونی و در شهرهایی مانند اصفهان و خمینی شهر، برخی از آیین های چهارشنبه سوری همچنان پابرجا مانده است که روشن کردن آتش و پایکوبی در اطراف آن از جمله آن موارد است. آداب نیکی همچون دیدار آشنایان از جمله رفتارهای نیکی است که شایسته ستایش است.
اما مایه تاسف است که عده ای شیرینی این جشن باستانی را با اعمال و رفتار ناشایست خود به کام دیگران و بعضا خود تلخ می کنند. حرکت دسته جمعی موتور سیکلت های دو نفره، ترقه بازی، آتش زدن لاستیک اتومبیل و ... از بدعت های آشکاری است که صورت این جشن باستانی را لکه دار می کند و بهانه ای می دهد به دست کسانی که قصد دارند عید نوروز و جشن های باستانی ایرانی را از تقویم و تاریخ و فرهنگ ایرانی حذف نمایند.


