در حالی که عدالت و مهرورزی از اصلی ترین شعارهای دولت احمدی نژاد می باشد و انتظار می رود مسئولین رده پایین نظام حتی به صورت نمادین و ریاکارانه هم که شده است خود را به این اصول پایبند نشان دهند، متاسفانه این کار را نیز انجام نمی دهند.
اگر در اوائل دولت نهم ، عده ای از مسئولین به جهت ترس از جابجایی های مدیریتی، موقتاً رفتارهای ملایم تری را نسبت به مردم در پیش می گرفتند اکنون پس از گذشت پنج سال برخی از خدمتگزاران مردم، دیگر کمترین ترسی از قانون و مجری آن نداشته و گستاخانه بر مردم می تازند.
حتماً نمونه هایی از این مدیران را روزانه در بانک ها، ادارات و سازمانها مشاهده کرده اید و نیازی به نام بردن ایشان نیست، ولی در این پست قصد داریم فقط رفتار یکی از این مدیران را رصد کنیم.
بین محله قائمیه و منظریه تنها یک کانال آب فاصله است و انسانهای دو طرف کانال از لحاظ رنگ و نژاد و زبان تفاوتی با هم ندارند، با این حال چیزی که جالب می باشد اینست که مسئولین با نادیده گرفتن شعار عدالت، بی عدالتی های زیادی را بین این دو منطقه قائل می شوند و با نادیده گرفتن شعار مهرورزی ، با بی مهری تمام، حقوق قائمیه نشین ها را ضایع می کنند.
اکنون سالهاست که ساکنان این محله از بی آبی و قطعی کامل آب در کل طول روز رنج می برند و زندگی ایشان در روزهای سرد و گرم سال با سختی های زیادی همراه است. بسیار اتفاق می افتد که در طول یک شبانه روز تنها از ساعت 24 الی 5 صبح این اهالی از نعمت آب بهره مندند و کلیه امور خود از قبیل شستشوها و استحمام را باید به ساعات شبانه موکول کنند. البت نیک می دانیم که در یکی دو منطقه دیگر نیز چنین وضعیتی برقرار است.
با وجود اینکه تقریباً هر ساله مردم این محله طوماری تهیه و شکایت خود را از بی آبی به اداره مربوطه تقدیم می کنند، ولی این طومارها نیز اثری بیش از یکی دو هفته ندارد و پس از این مدت مسئولین مربوطه با کم کردن فشار آب این منطقه علناً به مردم دهن کجی می کنند.
بنابراین عده ای از اهالی به ستوه آمده این محله در حرکتی خودجوش در روز پنج شنبه 17/4/89 به اداره آب و فاضلاب شهرستان خمینی شهر رفته و شکایت خود را به شکل حضوری مطرح نمودند. مدیران مربوطه که از این حرکت مردم شوکه شده بودند، در تصمیمی عجولانه قول دادند که این مشکل تا دوشنبه 21/4/89 مرتفع گردد.
و اما سوال ما:
اگر این مشکل مرتفع گردد: چرا تا قبل از اینکه مردم به اوج خشم خود برسند، حاضر نیستید مشکل ایشان را شنیده و رفع کنید؟و چرا طی این همه سال اینکار را انجام نمی دادید؟
اگر این مشکل مرتفع نگردد: چرا وقتی میز خود را در خطر می بینید حاضر می شوید به هر خدعه و نیرنگی دست بزنید تا پست و مقام خود را حفظ کنید؟


