درختان سوخته...

اول) یکی دو هفته پیش یک کاروان عروسی در میدان آیت اله صهری (کوزه) درختان جوان میدان را با مواد آتش زا به آتش کشیدند که خبر آن در نشریه فرصت نیز ذکر شد.
متاسفانه عروسی ها در شهر ما یک معضل قدیمی است. عروسی هایی که دیگر نه تا پاسی از شب که گاه تا نزدیک صبح هم ادامه دارد. تا اینجایش شاید به نظر برخی مشکل نداشته باشد ولی وقتی همراه با مزاحمت برای دیگران باشد، سراسر مشکل است. این همراهی هنگامی که همراه با بوق زدن های متمادی باشد، ایرادش بیش از آنی ست که فکر می کنیم.
اما به همین جا هم اکتفا نمی کنیم. حتما شما هم در بین اقوامتان کسانی را داشته اید که نیمه شب با صدای هراسناک ترقه از خواب پریده اند...
و حال آسیب رساندن به اموال عمومی که همه شهر از آن استفاده می کنند!! به راستی چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوم) بارها در همین وبلاگ از اقدامات شهرداری و برخی سازمان های وابسته انتقاد کرده ام. انتقادهایی که بسیاری از آنها حرف دل برخی همشهریانمان بوده است به امید آن که شاید کسی آن را بخواند و به فکر بیفتد. و البته بسیاری از انتقادات هم نانوشته مانده است و شاید هیچگاه هم فرصت طرح آن در این سایت ایجاد نشود  اما باید بگویم کار ما فقط نباید انتقاد باشد. گاهی اوقات باید از برخی اقدامات هم تشکر کرد. هر چند که آن اقدام از طرف سازمانی باشد که کمتر فردی از آنجا دل خوشی دارد.

آخر) چند روز قبل که از میدان صهری عبور می کردم بنری توجه مرا به خود جلب کرد. بنری با تصویر کاج های سوخته همین میدان که زیر آن نوشته شده بود: "این درختان در آتش جهل ما سوختند. به راستی گناهشان چیست؟"
میدان صهری (کوزه)
ناخودآگاه با این بنر خیلی حال کردم!!!! خوشحال شدم که روابط عمومی شهری که در آن زندگی می کنم تا این حد اکتیو شده است. جا دارد با همه انتقاداتم نسبت به شهرداری از این اقدام آنها تشکر کنم و به خاطر این فعال بودن به آنها تبریک بگویم. و البته امیدوارم هیچ جای شهر دیگر نیازی به این گونه بنرها نداشته باشد...