هموطن گرامی، به سایت سدژ، سایت مردم شهیدپرور شهرستان خمینی شهر خوش آمدید. تمام تلاش دست اندرکاران سایت سدژ اینست که خمینی شهر را آنگونه که هست به جهانیان بشناساند، نه کمتر نه بیشتر. امیدواریم بتوانیم اخبار، اطلاعات و مطالب مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار دهیم. این سایت با آدرس سده دات آی آر قابل دسترسی می باشد: sede.ir منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده شما گرامیان هستیم. سایت سدژ، سایت هر خمینی شهری

به حذف صفر از پول ملی فکر می کردم و اینکه حذف سه صفر بهترست یا چهار صفر و به اینکه واحد پولی کشور چه خواهد شد؛ ریال، تومان، پارسی یا شاید دینار!
از آنجا که گذشته، آینده را می سازد و همچنین صحبت های ریش سفید ها همیشه می تواند حاوی نکات جالب و جذابی برای جوان ها باشد، پای صحبت های یک ریش سفید نشستم.
نشستم تا از واحدهای پولی تاریخ معاصر بگوید.
گفت می نویسی؟ گفتم بله بفرما.

دو شاهی = صنار


خمینی شهر ، واحدهای پولی در تاریخ معاصر ، سایت خمینی شهری سدژ

توضیح نگارنده: واحد پول ایران از دیرباز بر دینار بنا شده است. هر یکصد دینار در زبان عامه صنّار نامیده می شود. بنابراین هر شاهی معادل پنجاه دینار است. ضمنا واحد های کوچکتری هم موجود بوده است؛ مثلا هر شاهی معادل ده غاز بوده؛ به عبارت دیگر یک غاز با پنج دینار برابری می کرده است.

نوشتی؟ بله شما بفرمائید.

صنار و یک شاهی = سه شاهی
چهارشاهی = یک عباسی

توضیح نگارنده: هر عباسی = دو صنّار = دویست دینار



ادامه مطلب
طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده، 
برچسب ها: واحد پول ملی ایران، تاریخچه پول ایران، حذف صفر از پول ملی، واحد جدید پول ایران، پارسی، دینار، شاهی، غاز، عباسی، صنّار، صد دینار، ریال، تومان، قرون، قران، واحدهای پولی سده، خمینی شهر، سایت سده، سایت خمینی شهری سدژ،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : سه شنبه 12 مهر 1390
در وجه تسمیه سده، نظر های متعددی وجود دارد؛ برخی سده را برگرفته از سده (sade) یعنی جشن مخصوص آتش می دانند، برخی نیز الحاق سه ده را دلیل این نامگذاری بیان می کنند.
در این میان چیزی که بیش از همه منطقی و قابل قبول به نظر می رسد اینست که سده، تغییریافته کلمه سدژ به معنای سه دژ می باشد.

برخی نویسندگان معتقدند که در دوره ساسانیان سه دژ به نام های گاردژ، دیمیر دژ و کهندژ در این شهر وجود داشته است که به همین دلیل این شهر را سدژ به معنای سه دژ نامیده اند.
البته هنوز یکی از خیابان های مهم خمینی شهر و یکی از محله های خوزان به نام یکی از همین سه دژ ، یعنی کهندژ نامیده می شود و گمان می رود نام محله گاردر و مادی جوی گاردر نیز از نام گاردژ گرفته شده باشد.


سدژ


با کمی تامل می توان فهمید که منطقی به نظر نمی رسد نام شهری با قدمت سه تا پنج هزار ساله برگرفته از نام سه ده باشد چراکه اگر چنین فرض کنیم می توان چندین ده و محله دیگر را نیز نام برد که قدمتی به اندازه تاریخ سده دارند ولی جزء این سه ده محسوب نشده اند.
از آنجا که شواهد و قرائن، سدژ را به عنوان وجه تسمیه سده تائید می کنند و با توجه به نظرسنجی انجام شده از مخاطبان سایت، بهترین نام برای نخستین سایت تخصصی خمینی شهر را سدژ (سه دژ) تشخیص دادیم که هم به قدمت شهر سده اشاره دارد و هم بر اهمیت این شهر در دوران مختلف تاریخی تاکید می کند.  



طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده،  اخبار خمینی شهر، 
برچسب ها: سدژ اولین و تنها سایت تخصصی خمینی شهر، سایت سدژ، سایت سده مهربن مهرین ماربین سدژ، سایت خمینی شهری ها،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : دوشنبه 12 اردیبهشت 1390
خمینی‌شهر یا سده یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان خمینی‌شهر قرار دارد. جمعیت آن طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۲۱۸٬۷۳۷ بوده و پس از تهران، متراکم‌ترین شهر ایران است.

ادامه این مطلب را در دانشنامه آزاد ویكی پدیا دنبال كنید.



طبقه بندی: اخبار خمینی شهر،  تاریخ و جغرافیای سده، 
برچسب ها: خمینی شهر، سده، سدژ، دانشنامه، ویكی پدیا،
دنبالک ها: دانشنامه آزاد ویكی پدیا،
ارسال توسط علی بهمن پور
تاریخ : جمعه 7 اسفند 1388

کمتر ایرانی وجود دارد که از رسم و رسومات ایام نوروز بی اطلاع باشد، مخصوصا ایرانیان جشن چهارشنبه سوری را نیک می شناسند. در خمینی شهر نیز مانند سایر شهر های کهن ایران زمین، این جشن در شب چهارشنبه آخر هر سال برگزار می گردد که با رسم و رسوم و سنت های خاصی همراه است.
البته متاسفانه در اثر گذر زمان برخی از سنت های نیک این جشن به فراموشی سپرده شده است و برخی روش های ناپسند همچون ترقه بازی که موجبات اذیت مردم را فراهم می کند، جانشین آن ها شده است.

جشن چهارشنبه سوری

در ویکی پدیا آمده است: چهارشنبه‌سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌ است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است.
مراسم در بعد از ظهر سه شنبه، زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی (زرتشتی) است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.
به بیان دیگر مردمان خواهان آنند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به آنها بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده،  آداب و رسوم مردم، 
ارسال توسط آقای عموشاهی

سلام و درود محضر گرامی همشهریان عزیز سده ای!

پس از چندی دوری از شما دوستان دوباره محضرتون حاضر شدم تا ادامه تاریخ مبارزاتی شهرستان را ادامه بدم.(این قصه سر دراز دارد)

در پی مبارزه ی رضا شاه با روحانیت و حوزه های علمیه مردم مسلمان و غیور و متعصب خمینی شهر (سده) در آن دوران خفقان (رضا شاه پهلوی) و روزگار "استبداد و دیکتاتوری رضاخانی با شیوه های دقیق ومتین بدون درگیری و تشنج آفرینی از روحانیت دفاع کردند و با دستگاه حاکمه مبارزه آرام و بی سر و صدا نمودند و به نتیجه ی کامل هم رسیدند و دشمن را سرگردان و نقشه آنان را خنثی نمودند.
1- عده ای از جوانان متدین داوطلب شدند به طور نوبتی در هر شبانه روز ساعاتی را در منزل روحانی حضور داشته باشند و از وی حفاظت کنند ، به طوریکه هر ساعتی از شبانه روز کسی به منزل او میرفت ، جمعی از جوانان مومن و غیور را در خانه ی روحانی محل میدید و ارادت و علاقه ی مردم را نسبت به روحانیت و دستگاه دینی مشاهده و لمس میکرد.
2- در خیابان ها و کوچه ها هر روحانی و عمامه به سری میدیدند با عشق و محبت از جای خو بلند میشدند و سر اپا می ایستادند و دست به سینه با صدای بلند و رسا سلام میکردند و صلوات میفرستادند و دست او را میبوسیدند و حتی کسانی هم که در مغازه ها بودند بیرون می آمدند و از او استقبال میکردند
3-اگر روحانی میخواست به مجلس جشن یا روضه ای برود عده ای از پیرمردان موجه و ریش سفیدان و برگزار کنندگان مجلس به استقبال آن روحانی میرفتند و با ابهت و تجلیل او را وارد مجلس میکرند و ثانیا هنگام ورود به مجلس جمعیت حاضر یکجا همه به پا میخواستند و بلند میشدند و آن مرد را در آغوش محبت خود جای میدادند و سپس یکی یکی در مقابل او مینشستند و با او مصافحه مینمودند و دست او را میبوسیدند و احوال پرسی میکردند ثالثا بزرگ و مجری مجلس به مجرد ورود آن عالم و هیئت همراه او با صدای بلند میگفت برای سلامتی علما و نابودی دشمنان اسلام صلوات بفرستید ، در این هنگام جمعیت حاضر با صدای رسا صلوات میفرستادند و بدین وسیله ارادت و عشق خود را به علما و بغض و دشمنی خود را نسبت به مخالفانشان ابراز میداشتند.
4-علما محل عده ای از جوانان ظاهر الصلاح و متدین را آموزش داده بودند و به لباس روحانیت ملبس کرده بودند و در مساجد به عنوان امام جماعت نصب نموده بودند و اگر مامورین رضا شاه یکی را دستگیر میکردند بلافاصله فرد دیگری را به جای او به مسجد میفرستادند به طوریکه در تمام مساجد بزرگ و کوچک سده سه وقت نماز جماعت بر پا میشد و هیچگاه مساجد شهر از جماعت خالی نبود.
5- مردم مسلمان و غیور شهر سده مقید شدند که در هنگام اقامه ی نماز جماعت در مساجد حضور فعال و چشمگیر داشته باشند بطوریکه تمام مسجد هنگام اقامه ی نماز جماعت مملو از جمعیت بود و گاهی در کوچه ها هم صف کشیده میشد.
6- هنگام ورود یک روحانی در اتومبیل اگر جای نشستن نبود چند نفر به احترام او میخواستند و جای خود را به او میدادند و برای سلامتی علما صلوات میفرستادند و در هنگام پیاده شدن هم کرایه ی او را میدادند و گاهی برای دادن کرایه ی او مسابقه میگذاشتند و بر یکدیگر پیش دستی میگرفتند.
البته کم و بیش هنوز این برنامه ی عاطفی و اسلامی در این شهرستان اعمال میگردد ولی آن زمان مقید به انجام این اعمال بودند و ترک نمیکردند و همین تظاهرات دینی مردم خمینی شهر دشمن جنایتکار را خسته کرد و دچار یاس و ناامیدی شدند و نتیجتا حریم مقدس روحانیت از مکر دشمنان در این شهر محفوظ ماند و این افتخار برای خمینی شهر در تاریخ به عنوان یک برگ زرین و نقطه ی نورانی ثبت گردید."
رونوشت از کتاب " خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت " نوشته ی سید باقر میردامادی




طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده، 
ارسال توسط امیرحسین خادمی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همشهریان گرامی
خوب باید به خاطر چند وقتی که نبودم عذز خواهی کنم.
این پست هم در ادامه ی نقش مبارزاتی مردم خمینی شهر به سومین برگ زرین مبارزاتی میپردازد
 که مربوط به " نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی " میباشد
بنده این برگ زرین را در سه بخش مجزا به اطلاع دوستان میرسانم.
بخش اول : مقاومت مردم خمینی شهر در برابر پدیده ی کشف حجاب
در کتاب "خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت" نوشته ی سید باقر میردامادی آمده است:
رضاشاه با خشونت و  وقاحت هر چه بیشتر این برنامه ضد دینی را (کشف حجاب) دنبال میکرد و در این راستا از هیچ جنایتی چشم پوشی نمیکرد و در بسیاری از استانها و شهر ها هم در کار استعمارگرانه ی خود پیروز شد و به اهداف شیطانی خود رسید و چادر از سر زنان برداشت ولی در خمینی شهر به برکت وجود علما و  روحانیون آگاه و مبارز و داشتن مردمی متدین و غیور نتوانست اهداف خود را پیاده کندو مقاصد ننگین خود را اجرا نماید.


علما شهر یکپارچه در مساجد و مجالس دینی خطرات آینده را به مردم گوش زد کردند و پیامد های این جنایت را یادآوری کردند و توطئه ها و نقشهای پشت پرده را افشا کردند و ملت را به مبارزه و مقاومت در مقابل این طرح ننگین دعوت نمودند و مردم هم که ایمان و اعتقاد به علما و مبلغین دینی داشتند و آنان را آگاه به زمان و دلسوز جامعه میدانستند مبارزه را شروع کردند و از طرق مختلف مبارزه را ادامه دادند و در راه رسیدن به اهداف دینی و انسانی و اجتماعی خود از هیچ مصیبتی نهراسیدند .

هر چه بر سر آنان کوبیدند مقاومتشان زیادتر شد تا توانستند دشمن را خسته و از خود ناامید کنند و برا ی همیشه این افتخار را برای خود و شهر خود در تاریخ ثبت کردند و نه تنها بانوان شریف و مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند بلکه بر حجاب خود افزودند و به گفته ی حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج جمال صهری: پهلوی در همه جای ایران چادر از سر بانوان بر داشت ولی در خمینی شهر چادر ها ضخیم تر شد.


بسیاری از خانم ها علاوه بر چادر مشکی پوشیه و نقاب هم به صورت میزدند و علاوه بر شلوار های معمولی شلوار دیگری هم میپوشیدند به نام چاقچور که از پارچه ی مشکی ضخیمتر تهیه میشد و به طور کامل تمام پاها و حتی کف پا را هم پوشش میداد و نه تنها در دوران رضاشاه خانم های مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند و کشف حجاب نکردند بلکه در دوران حکومت محمدرضا شاه هم علی رغم تبلیغت سوء که بر علیه حجاب میشد و رادیو و تلویزیون که با نشان دادن فیلمهای منافی عفت و ضد دین سخنان ابلهانه ی حجاب را مانع ترقی بانوان و مسئله خرافاتی میدانستند و جلوه میدادند و مجلات و روزنامه ها با نوشتن مقالات و کشیدن (کاریکاتور ها) و به تصویر کشیدن خانم های لخت و مهیج به جنگ و مبارزه با ارزش های دینی و شعائر دینی و مذهبی و باورهای اسلامی آمده بودند ولی علی رغم تمام این تبلیغ ها ، مردم خمینی شهر تحت تاثیر قرار نگرفتند و دست از تکالیف دینی خود برنداشتند و حجاب و پوشش اسلامی خود را حفظ کردند."   

منتظر بخش دوم این مطلب باشید...




طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده، 
ارسال توسط امیرحسین خادمی

با سلام خدمت مردم سلحشور سده!
همانطور که قول داده بودم آمدم تا دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر را برای شما عزیزان به نمایش در بیاورم.

این برگ زرین مربوط به مبارزه مردم خمینی شهر با بهائیت و بابیت است که به تفصیل مینویسم.
مبارزه ی مردم خمینی شهر با بابیت و بهائیت با دیگر شهرهای کشور تفاوتهایی داشت:
1- اهالی متدین و سلحشور خمینی شهر به طور کلی اجازه ندادند این فرقه ی ضاله و مضله در شهر خود وارد شوند و به مجرد اینکه خبردار شدند آنان قصد اقامت و سکونت در شهرستان را دارند در مقام دفع آنان برآمدندو به گفته ی پیرمردان که در آن زمان حضور داشتند مردم سده در جعفر آباد که قلعه ای بود نزدیک سده و در مسیر سده-اصفهان قرار داشت سنگر گرفتند و چند نفر از آنان را در همان محل کشتند و عده ای مجروح شدند و بقیه آنها هم فرار کردندو در نتیجه به طور کلی حق ورود پیدا نکردند  و در خیمنی شهر متمرکز نشدند و بزرگان گفته اند دفع مهمتر از رفع است.

2- مبارزه مردم خمینی شهر با بابیت به دستور و راهنمایی علماء بزرگ آن زمان بود که در راس آنها علما نجفی مسجد شاهی بودند که از موقعیت علمی و اجتماعی بالائی برخوردار بودند و در خمینی شهر هم رهبریت این مبارزه مقدس را مرحوم آیت الله حاج میر سید علی امامی که امام جمعه سده و مورد توجه عام و خاص بود و از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود به عهده داشت.

برای دیدن ادامه ی ماجرا بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...



ادامه مطلب
طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده، 
ارسال توسط امیرحسین خادمی

با سلام خدمت مردم عزیز سده!
همانطور که مستحضر هستید چندیست که من وارد بعد تاریخی سده شده ام و پست هایی هم در این باب دادم.
اما اینک میخواهم به سراغ تاریخ مبارزات فراموش نشدنی این خطه بپردازم البته باز هم از بعد تاریخی.
در تاریخ مبارزات سده چهار برگ زرین وجو دارد که واقعا موجب افتخار است.
این چهار برگ زرین عبارتند از :
نقش مهم خمینی شهر در مبارزه با افغان ها
نقش مبارزه خمینی شهر با بهائیت و بابیت
نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی
نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با دشمن بعثی

خوب به نظر من فقط چند تیتر برای چنین افتخار هایی کافی نیست بنابراین تصمیم گرفتم که تک تک به آنها بپردازم.
امروز در این پست به نخستین برگ زرین یعنی مبارزه مردم سده با افغان ها میپردازم.
قبل از شروع باید عرض کنم با توجه به اینکه متن زیر از متون قدیمی است دستور زبان آن کمی با دستور زبان فعلی تفاوت دارد که غلط املایی نسیت و نثر صریح کتاب است.
نویسنده ی کتاب نصف جهان فی تعریف الاصبهان مینویسد:
پس از آن خرابی ، آنچه از مردمان و اهالی از قتل و غارت افغان رسته بودند بعضی روی به شهر آوردند ، مردم به بیچارگان پناه دادند و آنها را جای و مسکن دادند و بعضی دیگر به دهات اطراف متفرق گشتند و از آن جمله بسیاری از مردم اصفهان به سده که آبادی بزرگ بود و محل بزرگ آن ورنسفادران که عوام به آن بن اصفهان و یا ونصوان میگویند رفتند و آنجا جمعیت زیادی اسکان کردند .اهالی سده که خود به دلیری و شجاعت معروف و به همت و جوانمردی مشهورند با یکدیگر اتفاق کردند و با افاغنه که در اطراف بودند و به قتل و غارت اشتغال داشتند و به مردم دستبرد میزدند و هر چه میتوانستند از آنها میکشتند حمله کنند و از ورود آنها به شهر جلوگیری کنند و از قتل و غارت آنان را بازدارند لذا وقتی امان اله خان یار خانه ای که از جانب لرستان بدین منطقه می آمد و بطرف فرح آباد میرفتند اهالی سده سر راه را بر آنها گرفتند و جمعی از آنها را کشتند و به فرح آباد نتوانستند بروند.
خبر این قائله به محمود رسید ، خودش به همراه جمعی سواره با تسلیحات آنها روانه گردیدند چون به نزدیکی سده رسیدند اهالی سده بیرون آمدند و بر ایشان تاختند و جنگ جمعی نمودند و از جماعت افغان ها بسیاری کشته شدند و به خاک هلاکت افتادند بعضی هم دستگیر شدند .
محمود شخصا با عده ی کمی راه فرار پیش گرفت و خود را به فرح آباد رسانید و از جمله اسیران برادر محمود بود و همچنین عمو و پسر عموی محمود هم اسیر شدند که آنها را با غنائم جنگی به سده بردند.

برای مشاهده ی ادامه ی این داستان افتخار آمیز بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده، 
ارسال توسط امیرحسین خادمی


حضرت آیت الله حاج سید حسن دیباجی که از روحانیون محترم خمینی شهر به شمار می آیند و از

علما و ائمه جمعه ی شهر مذهبی قم هستند داستانی از شرفیابی محضر امام خمینی نقل

فرمودند.
نامبرده فرمودند در روز های اول انقلاب سال 1357 به اتفاق حضرات آیات و علما خمینی شهر ،

حضرت آقای حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی ، حاج آقا عطا اله اشرفی و حاج آقا رضا امامی و

جمعی دیگر از بزرگان خمینی شهر به منظور دیدار با امام امت به حضور ایشان شرفیاب شدیم.

پس از معارفه توسط آیت الله جبل عاملی امام فرمودند:

sede.ir

 

" خمینی شهر درتاریخ به نام سده شناخته

 می شود و تغییر  نام آن به نام های دیگر

 مناسب نبود و سده در تاریخ بسیار مورد

 تجلیل است و افتخاراتی دارد " سپس ادامه

 دادند و فرمودند :"مردم سده در مقابل افغان

 ها تسلیم نشدند و آنها را به محل خود راه

 ندادند و با آنها مبارزه کردند ، همچنین در

  اوایل پیدایش فرقه ی بهائیت در ایران مردم

 سده مقاومت کردند و از نفوذ و ورود فرقه ی ضاله در منطقه ی خود جلوگیری

 کردند ، و در دوران رضا شاه هم با پیدایش پدیده ی کثیف کشف حجاب علیه

 پهلوی قیام نمودند و شدیدا مقاومت کردند و تسلیم خواسته های او

 نشدند .

بنابراین مردم سده مردمی مبارز و فداکار شناخته شده اند."

 

برگرفته از کتاب خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت - تالیف سید باقر میردامادی




طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده، 
ارسال توسط امیرحسین خادمی
تاریخ : سه شنبه 16 تیر 1388

ضمن تشکر از مدیریت محترم و زحمتکشان سایت بزرگ سده که با نظارت مستمر و دقیق خود سایت را از حرکت به سوی انحرافات حفظ مینمایند و در راه تعالی سایت گام بر میدارند.

یکی از محلات خمینی شهر کهندژ است که جز محلات خوزان به شمار می رود.
این محله همچنانکه که از اسم آن پیداست از قدیمی ترین محلات خمینی شهر میباشد و ساختمان های کهن سال که آثار قدمت آن را نشان میداد تا چند سال پیش در آن وجود داشت ولی متاسفانه آن آثار از بین رفته و در حال حاضر چیزی که نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی و آثار باستانی این محل باشد وجود ندارد.

بعضی از پیرمردها نقل میکنند که خانه ای در این محل بود که زیرزمین بزرگ و وسیعی داشت و افراد به خوبی میتوانستند در آن ایستاده راه بروند و این زیر زمین تا کوه آتشگاه ادامه داشت و در قرنها قبل که مردم آتش پرست بودند از این زیرزمین به آتشگاه میرفتند و آتش را عبادت مینمودند و برای خدمه ی آتشکده هم وسایل لازم را میبردند ولی آن خانه خراب شده وآثاری از آن زیر زمین باقی نمانده است.

بر گرفته از کتاب خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت_ تالیف سید باقر میردامادی




طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده، 
ارسال توسط امیرحسین خادمی
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]