چرا سدژ ؟

در وجه تسمیه سده، نظر های متعددی وجود دارد؛ برخی سده را برگرفته از سده (sade) یعنی جشن مخصوص آتش می دانند، برخی نیز الحاق سه ده را دلیل این نامگذاری بیان می کنند.
در این میان چیزی که بیش از همه منطقی و قابل قبول به نظر می رسد اینست که سده، تغییریافته کلمه سدژ به معنای سه دژ می باشد.

برخی نویسندگان معتقدند که در دوره ساسانیان سه دژ به نام های گاردژ، دیمیر دژ و کهندژ در این شهر وجود داشته است که به همین دلیل این شهر را سدژ به معنای سه دژ نامیده اند.
البته هنوز یکی از خیابان های مهم خمینی شهر و یکی از محله های خوزان به نام یکی از همین سه دژ ، یعنی کهندژ نامیده می شود و گمان می رود نام محله گاردر و مادی جوی گاردر نیز از نام گاردژ گرفته شده باشد.


سدژ


با کمی تامل می توان فهمید که منطقی به نظر نمی رسد نام شهری با قدمت سه تا پنج هزار ساله برگرفته از نام سه ده باشد چراکه اگر چنین فرض کنیم می توان چندین ده و محله دیگر را نیز نام برد که قدمتی به اندازه تاریخ سده دارند ولی جزء این سه ده محسوب نشده اند.
از آنجا که شواهد و قرائن، سدژ را به عنوان وجه تسمیه سده تائید می کنند و با توجه به نظرسنجی انجام شده از مخاطبان سایت، بهترین نام برای نخستین سایت تخصصی خمینی شهر را سدژ (سه دژ) تشخیص دادیم که هم به قدمت شهر سده اشاره دارد و هم بر اهمیت این شهر در دوران مختلف تاریخی تاکید می کند.  


كلمات كلیدی : سدژ اولین و تنها سایت تخصصی خمینی شهر ، سایت سدژ ، سایت سده مهربن مهرین ماربین سدژ ، سایت خمینی شهری ها ،

  • خمینی شهر از نگاه ویكی پدیا

    خمینی‌شهر یا سده یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان خمینی‌شهر قرار دارد. جمعیت آن طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۲۱۸٬۷۳۷ بوده و پس از تهران، متراکم‌ترین شهر ایران است.

    ادامه این مطلب را در دانشنامه آزاد ویكی پدیا دنبال كنید.


    كلمات كلیدی : خمینی شهر ، سده ، سدژ ، دانشنامه ، ویكی پدیا ،
    دنبالك ها : دانشنامه آزاد ویكی پدیا ،
  • استقبال از نوروز

    کمتر ایرانی وجود دارد که از رسم و رسومات ایام نوروز بی اطلاع باشد، مخصوصا ایرانیان جشن چهارشنبه سوری را نیک می شناسند. در خمینی شهر نیز مانند سایر شهر های کهن ایران زمین، این جشن در شب چهارشنبه آخر هر سال برگزار می گردد که با رسم و رسوم و سنت های خاصی همراه است.
    البته متاسفانه در اثر گذر زمان برخی از سنت های نیک این جشن به فراموشی سپرده شده است و برخی روش های ناپسند همچون ترقه بازی که موجبات اذیت مردم را فراهم می کند، جانشین آن ها شده است.

    جشن چهارشنبه سوری

    در ویکی پدیا آمده است: چهارشنبه‌سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
    واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌ است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است.
    مراسم در بعد از ظهر سه شنبه، زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
    در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی (زرتشتی) است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.
    به بیان دیگر مردمان خواهان آنند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به آنها بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.





  • ادامه نوشته را اینجا بخوانید
  • سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه

    سلام و درود محضر گرامی همشهریان عزیز سده ای!

    پس از چندی دوری از شما دوستان دوباره محضرتون حاضر شدم تا ادامه تاریخ مبارزاتی شهرستان را ادامه بدم.(این قصه سر دراز دارد)

    در پی مبارزه ی رضا شاه با روحانیت و حوزه های علمیه مردم مسلمان و غیور و متعصب خمینی شهر (سده) در آن دوران خفقان (رضا شاه پهلوی) و روزگار "استبداد و دیکتاتوری رضاخانی با شیوه های دقیق ومتین بدون درگیری و تشنج آفرینی از روحانیت دفاع کردند و با دستگاه حاکمه مبارزه آرام و بی سر و صدا نمودند و به نتیجه ی کامل هم رسیدند و دشمن را سرگردان و نقشه آنان را خنثی نمودند.
    1- عده ای از جوانان متدین داوطلب شدند به طور نوبتی در هر شبانه روز ساعاتی را در منزل روحانی حضور داشته باشند و از وی حفاظت کنند ، به طوریکه هر ساعتی از شبانه روز کسی به منزل او میرفت ، جمعی از جوانان مومن و غیور را در خانه ی روحانی محل میدید و ارادت و علاقه ی مردم را نسبت به روحانیت و دستگاه دینی مشاهده و لمس میکرد.
    2- در خیابان ها و کوچه ها هر روحانی و عمامه به سری میدیدند با عشق و محبت از جای خو بلند میشدند و سر اپا می ایستادند و دست به سینه با صدای بلند و رسا سلام میکردند و صلوات میفرستادند و دست او را میبوسیدند و حتی کسانی هم که در مغازه ها بودند بیرون می آمدند و از او استقبال میکردند
    3-اگر روحانی میخواست به مجلس جشن یا روضه ای برود عده ای از پیرمردان موجه و ریش سفیدان و برگزار کنندگان مجلس به استقبال آن روحانی میرفتند و با ابهت و تجلیل او را وارد مجلس میکرند و ثانیا هنگام ورود به مجلس جمعیت حاضر یکجا همه به پا میخواستند و بلند میشدند و آن مرد را در آغوش محبت خود جای میدادند و سپس یکی یکی در مقابل او مینشستند و با او مصافحه مینمودند و دست او را میبوسیدند و احوال پرسی میکردند ثالثا بزرگ و مجری مجلس به مجرد ورود آن عالم و هیئت همراه او با صدای بلند میگفت برای سلامتی علما و نابودی دشمنان اسلام صلوات بفرستید ، در این هنگام جمعیت حاضر با صدای رسا صلوات میفرستادند و بدین وسیله ارادت و عشق خود را به علما و بغض و دشمنی خود را نسبت به مخالفانشان ابراز میداشتند.
    4-علما محل عده ای از جوانان ظاهر الصلاح و متدین را آموزش داده بودند و به لباس روحانیت ملبس کرده بودند و در مساجد به عنوان امام جماعت نصب نموده بودند و اگر مامورین رضا شاه یکی را دستگیر میکردند بلافاصله فرد دیگری را به جای او به مسجد میفرستادند به طوریکه در تمام مساجد بزرگ و کوچک سده سه وقت نماز جماعت بر پا میشد و هیچگاه مساجد شهر از جماعت خالی نبود.
    5- مردم مسلمان و غیور شهر سده مقید شدند که در هنگام اقامه ی نماز جماعت در مساجد حضور فعال و چشمگیر داشته باشند بطوریکه تمام مسجد هنگام اقامه ی نماز جماعت مملو از جمعیت بود و گاهی در کوچه ها هم صف کشیده میشد.
    6- هنگام ورود یک روحانی در اتومبیل اگر جای نشستن نبود چند نفر به احترام او میخواستند و جای خود را به او میدادند و برای سلامتی علما صلوات میفرستادند و در هنگام پیاده شدن هم کرایه ی او را میدادند و گاهی برای دادن کرایه ی او مسابقه میگذاشتند و بر یکدیگر پیش دستی میگرفتند.
    البته کم و بیش هنوز این برنامه ی عاطفی و اسلامی در این شهرستان اعمال میگردد ولی آن زمان مقید به انجام این اعمال بودند و ترک نمیکردند و همین تظاهرات دینی مردم خمینی شهر دشمن جنایتکار را خسته کرد و دچار یاس و ناامیدی شدند و نتیجتا حریم مقدس روحانیت از مکر دشمنان در این شهر محفوظ ماند و این افتخار برای خمینی شهر در تاریخ به عنوان یک برگ زرین و نقطه ی نورانی ثبت گردید."
    رونوشت از کتاب " خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت " نوشته ی سید باقر میردامادی





  • سومین برگ زرین***نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی***بخش اول

    با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همشهریان گرامی
    خوب باید به خاطر چند وقتی که نبودم عذز خواهی کنم.
    این پست هم در ادامه ی نقش مبارزاتی مردم خمینی شهر به سومین برگ زرین مبارزاتی میپردازد
     که مربوط به " نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی " میباشد
    بنده این برگ زرین را در سه بخش مجزا به اطلاع دوستان میرسانم.
    بخش اول : مقاومت مردم خمینی شهر در برابر پدیده ی کشف حجاب
    در کتاب "خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت" نوشته ی سید باقر میردامادی آمده است:
    رضاشاه با خشونت و  وقاحت هر چه بیشتر این برنامه ضد دینی را (کشف حجاب) دنبال میکرد و در این راستا از هیچ جنایتی چشم پوشی نمیکرد و در بسیاری از استانها و شهر ها هم در کار استعمارگرانه ی خود پیروز شد و به اهداف شیطانی خود رسید و چادر از سر زنان برداشت ولی در خمینی شهر به برکت وجود علما و  روحانیون آگاه و مبارز و داشتن مردمی متدین و غیور نتوانست اهداف خود را پیاده کندو مقاصد ننگین خود را اجرا نماید.


    علما شهر یکپارچه در مساجد و مجالس دینی خطرات آینده را به مردم گوش زد کردند و پیامد های این جنایت را یادآوری کردند و توطئه ها و نقشهای پشت پرده را افشا کردند و ملت را به مبارزه و مقاومت در مقابل این طرح ننگین دعوت نمودند و مردم هم که ایمان و اعتقاد به علما و مبلغین دینی داشتند و آنان را آگاه به زمان و دلسوز جامعه میدانستند مبارزه را شروع کردند و از طرق مختلف مبارزه را ادامه دادند و در راه رسیدن به اهداف دینی و انسانی و اجتماعی خود از هیچ مصیبتی نهراسیدند .

    هر چه بر سر آنان کوبیدند مقاومتشان زیادتر شد تا توانستند دشمن را خسته و از خود ناامید کنند و برا ی همیشه این افتخار را برای خود و شهر خود در تاریخ ثبت کردند و نه تنها بانوان شریف و مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند بلکه بر حجاب خود افزودند و به گفته ی حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج جمال صهری: پهلوی در همه جای ایران چادر از سر بانوان بر داشت ولی در خمینی شهر چادر ها ضخیم تر شد.


    بسیاری از خانم ها علاوه بر چادر مشکی پوشیه و نقاب هم به صورت میزدند و علاوه بر شلوار های معمولی شلوار دیگری هم میپوشیدند به نام چاقچور که از پارچه ی مشکی ضخیمتر تهیه میشد و به طور کامل تمام پاها و حتی کف پا را هم پوشش میداد و نه تنها در دوران رضاشاه خانم های مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند و کشف حجاب نکردند بلکه در دوران حکومت محمدرضا شاه هم علی رغم تبلیغت سوء که بر علیه حجاب میشد و رادیو و تلویزیون که با نشان دادن فیلمهای منافی عفت و ضد دین سخنان ابلهانه ی حجاب را مانع ترقی بانوان و مسئله خرافاتی میدانستند و جلوه میدادند و مجلات و روزنامه ها با نوشتن مقالات و کشیدن (کاریکاتور ها) و به تصویر کشیدن خانم های لخت و مهیج به جنگ و مبارزه با ارزش های دینی و شعائر دینی و مذهبی و باورهای اسلامی آمده بودند ولی علی رغم تمام این تبلیغ ها ، مردم خمینی شهر تحت تاثیر قرار نگرفتند و دست از تکالیف دینی خود برنداشتند و حجاب و پوشش اسلامی خود را حفظ کردند."   

    منتظر بخش دوم این مطلب باشید...





  • دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر *** مبارزه با بابیت و بهائیت

    با سلام خدمت مردم سلحشور سده!
    همانطور که قول داده بودم آمدم تا دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر را برای شما عزیزان به نمایش در بیاورم.

    این برگ زرین مربوط به مبارزه مردم خمینی شهر با بهائیت و بابیت است که به تفصیل مینویسم.
    مبارزه ی مردم خمینی شهر با بابیت و بهائیت با دیگر شهرهای کشور تفاوتهایی داشت:
    1- اهالی متدین و سلحشور خمینی شهر به طور کلی اجازه ندادند این فرقه ی ضاله و مضله در شهر خود وارد شوند و به مجرد اینکه خبردار شدند آنان قصد اقامت و سکونت در شهرستان را دارند در مقام دفع آنان برآمدندو به گفته ی پیرمردان که در آن زمان حضور داشتند مردم سده در جعفر آباد که قلعه ای بود نزدیک سده و در مسیر سده-اصفهان قرار داشت سنگر گرفتند و چند نفر از آنان را در همان محل کشتند و عده ای مجروح شدند و بقیه آنها هم فرار کردندو در نتیجه به طور کلی حق ورود پیدا نکردند  و در خیمنی شهر متمرکز نشدند و بزرگان گفته اند دفع مهمتر از رفع است.

    2- مبارزه مردم خمینی شهر با بابیت به دستور و راهنمایی علماء بزرگ آن زمان بود که در راس آنها علما نجفی مسجد شاهی بودند که از موقعیت علمی و اجتماعی بالائی برخوردار بودند و در خمینی شهر هم رهبریت این مبارزه مقدس را مرحوم آیت الله حاج میر سید علی امامی که امام جمعه سده و مورد توجه عام و خاص بود و از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود به عهده داشت.

    برای دیدن ادامه ی ماجرا بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...





  • ادامه مطلب
  • اولین برگ زرین از تاریخ درخشان مبارزاتی سده*****مبارزه با افغان ها

    با سلام خدمت مردم عزیز سده!
    همانطور که مستحضر هستید چندیست که من وارد بعد تاریخی سده شده ام و پست هایی هم در این باب دادم.
    اما اینک میخواهم به سراغ تاریخ مبارزات فراموش نشدنی این خطه بپردازم البته باز هم از بعد تاریخی.
    در تاریخ مبارزات سده چهار برگ زرین وجو دارد که واقعا موجب افتخار است.
    این چهار برگ زرین عبارتند از :
    نقش مهم خمینی شهر در مبارزه با افغان ها
    نقش مبارزه خمینی شهر با بهائیت و بابیت
    نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی
    نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با دشمن بعثی

    خوب به نظر من فقط چند تیتر برای چنین افتخار هایی کافی نیست بنابراین تصمیم گرفتم که تک تک به آنها بپردازم.
    امروز در این پست به نخستین برگ زرین یعنی مبارزه مردم سده با افغان ها میپردازم.
    قبل از شروع باید عرض کنم با توجه به اینکه متن زیر از متون قدیمی است دستور زبان آن کمی با دستور زبان فعلی تفاوت دارد که غلط املایی نسیت و نثر صریح کتاب است.
    نویسنده ی کتاب نصف جهان فی تعریف الاصبهان مینویسد:
    پس از آن خرابی ، آنچه از مردمان و اهالی از قتل و غارت افغان رسته بودند بعضی روی به شهر آوردند ، مردم به بیچارگان پناه دادند و آنها را جای و مسکن دادند و بعضی دیگر به دهات اطراف متفرق گشتند و از آن جمله بسیاری از مردم اصفهان به سده که آبادی بزرگ بود و محل بزرگ آن ورنسفادران که عوام به آن بن اصفهان و یا ونصوان میگویند رفتند و آنجا جمعیت زیادی اسکان کردند .اهالی سده که خود به دلیری و شجاعت معروف و به همت و جوانمردی مشهورند با یکدیگر اتفاق کردند و با افاغنه که در اطراف بودند و به قتل و غارت اشتغال داشتند و به مردم دستبرد میزدند و هر چه میتوانستند از آنها میکشتند حمله کنند و از ورود آنها به شهر جلوگیری کنند و از قتل و غارت آنان را بازدارند لذا وقتی امان اله خان یار خانه ای که از جانب لرستان بدین منطقه می آمد و بطرف فرح آباد میرفتند اهالی سده سر راه را بر آنها گرفتند و جمعی از آنها را کشتند و به فرح آباد نتوانستند بروند.
    خبر این قائله به محمود رسید ، خودش به همراه جمعی سواره با تسلیحات آنها روانه گردیدند چون به نزدیکی سده رسیدند اهالی سده بیرون آمدند و بر ایشان تاختند و جنگ جمعی نمودند و از جماعت افغان ها بسیاری کشته شدند و به خاک هلاکت افتادند بعضی هم دستگیر شدند .
    محمود شخصا با عده ی کمی راه فرار پیش گرفت و خود را به فرح آباد رسانید و از جمله اسیران برادر محمود بود و همچنین عمو و پسر عموی محمود هم اسیر شدند که آنها را با غنائم جنگی به سده بردند.

    برای مشاهده ی ادامه ی این داستان افتخار آمیز بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

     





  • ادامه مطلب
  • سخنانی از امام خمینی (قدس سره) در رابطه با خمینی شهر


    حضرت آیت الله حاج سید حسن دیباجی که از روحانیون محترم خمینی شهر به شمار می آیند و از

    علما و ائمه جمعه ی شهر مذهبی قم هستند داستانی از شرفیابی محضر امام خمینی نقل

    فرمودند.
    نامبرده فرمودند در روز های اول انقلاب سال 1357 به اتفاق حضرات آیات و علما خمینی شهر ،

    حضرت آقای حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی ، حاج آقا عطا اله اشرفی و حاج آقا رضا امامی و

    جمعی دیگر از بزرگان خمینی شهر به منظور دیدار با امام امت به حضور ایشان شرفیاب شدیم.

    پس از معارفه توسط آیت الله جبل عاملی امام فرمودند:

    sede.ir

     

    " خمینی شهر درتاریخ به نام سده شناخته

     می شود و تغییر  نام آن به نام های دیگر

     مناسب نبود و سده در تاریخ بسیار مورد

     تجلیل است و افتخاراتی دارد " سپس ادامه

     دادند و فرمودند :"مردم سده در مقابل افغان

     ها تسلیم نشدند و آنها را به محل خود راه

     ندادند و با آنها مبارزه کردند ، همچنین در

      اوایل پیدایش فرقه ی بهائیت در ایران مردم

     سده مقاومت کردند و از نفوذ و ورود فرقه ی ضاله در منطقه ی خود جلوگیری

     کردند ، و در دوران رضا شاه هم با پیدایش پدیده ی کثیف کشف حجاب علیه

     پهلوی قیام نمودند و شدیدا مقاومت کردند و تسلیم خواسته های او

     نشدند .

    بنابراین مردم سده مردمی مبارز و فداکار شناخته شده اند."

     

    برگرفته از کتاب خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت - تالیف سید باقر میردامادی





  • محله ی کهندژ قدمت تاریخی دارد!

    ضمن تشکر از مدیریت محترم و زحمتکشان سایت بزرگ سده که با نظارت مستمر و دقیق خود سایت را از حرکت به سوی انحرافات حفظ مینمایند و در راه تعالی سایت گام بر میدارند.

    یکی از محلات خمینی شهر کهندژ است که جز محلات خوزان به شمار می رود.
    این محله همچنانکه که از اسم آن پیداست از قدیمی ترین محلات خمینی شهر میباشد و ساختمان های کهن سال که آثار قدمت آن را نشان میداد تا چند سال پیش در آن وجود داشت ولی متاسفانه آن آثار از بین رفته و در حال حاضر چیزی که نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی و آثار باستانی این محل باشد وجود ندارد.

    بعضی از پیرمردها نقل میکنند که خانه ای در این محل بود که زیرزمین بزرگ و وسیعی داشت و افراد به خوبی میتوانستند در آن ایستاده راه بروند و این زیر زمین تا کوه آتشگاه ادامه داشت و در قرنها قبل که مردم آتش پرست بودند از این زیرزمین به آتشگاه میرفتند و آتش را عبادت مینمودند و برای خدمه ی آتشکده هم وسایل لازم را میبردند ولی آن خانه خراب شده وآثاری از آن زیر زمین باقی نمانده است.

    بر گرفته از کتاب خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت_ تالیف سید باقر میردامادی





  • از ماربین چه میدانید؟

    استان اصفهان دارای چندین بلوک بزرگ است.
    یکی از بلوک های مهم و پر جمعیت و سرسبز آن بلوک ماربین است که چندین شهر و روستا را در بر میگیرد .
    ماربین از سایر بلوک های اصفهان خوش آب و هواتر و با صفاتر است.حد شرقی آن شهر اصفهان و حد غربی آن لنجان و قسمتی از نجف آباد است .شمال آن بلوک برخوار و میمه و جنوبش رودخانه ی زاینده رود و بعضی بلوک لنجان است و مرکز بلوک ماربین خمینی شهر میباشد.
    زمین آبادش از نظر عرض و طول چهار فرسخ است و این بلوک خاکش شیرین و آبش اکثرا از زاینده رود و چاه های عمیق است.
    آنچه از املاک آن به طرف جنوب و غرب است اکثر آنها مشجر است.
    از این جهت مسیر جاده ی نجف آباد را درختان زیبا و کهن وسرسبز زینتی خاص و با شکوه داده است و شاعری در توصیف آن گفته است:
                           ماربینت که خطه ی ارم است                                        آفتاب اندر آن درم درم است
    باغات این بلوک خاصه طرف جنوبی آن بهم پیوسته و سردرسر هم گذارده و همه قسم میوه درآن منطقه به عمل می آید ولی شهرت گلابی و بِه و سبری خمینی شهر بیشتر است، بویژه جورتان (گورتون) که یکی از توابع ماربین است.در باغات آن به فراوان بدست می آید و از نظر طعم و عطر و رنگ بر تمام بِه های سایر شهرستانها امتیاز و برتری دارد و شهرت جهانی دارد.
    برگرفته از کتاب خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت_تالیف سید باقر میردامادی



  • جریان تغییر نام خمینی شهر

    از قدیم الایام نام خمینی شهر سده بوده و در کتابهای تاریخ هم به همین نام معرفی شده است ولی در سال 1335 ه.ش نماینده ی اصفهان که به نام آقای حسام الدین دولت آبادی معروف بود و بسیار با دستگاه محمدرضا پهلوی ارتباط نزدیک داشت و چند دوره  نیز نماینده ی اصفهان شد.
    با توجه به اینکه نامبرده با علما و رجال سیاسی خمینی شهر رفت آمد داشت و در دوران نمایندگی اش آرای زیادی از این منطقه جلب کرده بود ، خواست خدمتی به مردم منطقه کرده باشد ، اقدام کرد و نام سده را به همایون شهر تغییر داد و در مجلس جشنی که به همین مناسبت در سده برگزار شده بود او شرکت کرد و در ضمن سخنرانی خود تغییر نام را خدمتی بزرگ به منطقه دانست و این شعر را هم خواند:
    همایونشهر شهر علم و کار است   پر از آیین ذوق و ابتکار است
    و تا سال 1357 به همین نام معروف بود و در اوایل سال 1358 اهالی محل طی نامه ای به شورای انقلاب اسلامی درخواست کردند که اولا ، شهر به شهرستان مبدل گردد و دارای فرماندار شود وثانیا ، نام همایونشهر هم به خمینی شهر تغییر یابد.شورای انقلاب هم موافقت نمود و از آن تاریخ به نام خمینی شهر ثبت و شناخته شد و بخشداری هم مبدل به فرمانداری شد.
    برگفته از کتاب (خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت) _تالیف سید باقر میردامادی



  • وجه تسمیه محله فروشان:

    برخی از كهنسالان سده طی مصاحبه داستانی جالب دراین خصوص ذكر نمودند.در قدیم یكی از طوایف كوچرو در حوالی درب بالا دو مرده سكنی می گزینندو به كشاورزی روی می آورند و چون آب خوزانی ها را تصرف كردند اهالی خوزان از آنها علت را جویا می شوند و آنها در جواب می گویند چون ما پریشان اوضاع هستیم این زمین ها را تسخیر كردیم.

    این غائله با وساطت اهالی بن خاتمه می یابد.

    نظریه دیگری نیز در این رابطه به شرح زیر وجود دارد:پس از آباد شدن خوزان مردم قوم دیمیر از اعطای زمین رایگان به مردم خوزان خبردار شده وبه محل اجداد خود آمده و ادعای مالكیت می كنند و خبر به پیروز شاه می رسد وی مقداری زمین و یك چهارم از آب قنات پیروزشاهی را به آنها واگذار می كند.نظر به اینكه افراد قوم دیمیر مردمانی زیبا بوده اند و در آن دیار به زیبایی آنها وجود نداشته است به دستور پیروز شاه این قوم را پریوش و محله آنها را پریوشان نامگذاری می كنند كه به مرور زمان به پروشان تبدیل شده و معرب آن نیز فروشان است.






  • محله های سده

    تفاوت های بسیاری بین سده قدیم با سده کنونی وجود دارد.یکی از این تفاوت ها بزرگی و مساحت سده قدیم با سده کنونی می باشد.محله هایی که اکنون اصفهان ادعای مالکیت آن را می کند روزی جزوه سده فعلی بوده است.اسامی زیر نام محله های سده می باشد که اکنون تعدادی از این محله ها را اصفهان به تصاحب خود در آورده است.

     ورنوسفادران               فروشان               خوزان               آدریان               اندوان               پلارت                         قرطمان                دینان               دستگرد قداده      باولگان                  وازیچه                        نصرآباد                 کوشک             بابوکان               گورتون        هرستان                     ولاشان                 اسفریز            کوکوچی             گارسله   




  • بناهای سده

    بناهای سده را می توان در چهار گروه کلی به صورت زیر تقسیم نمود:

    ۱-ابنیه مذهبی:(مساجد و مناره ها,بقاع متبرکه,تکیه و حسینیه ها...)مسجد جامع خوزان,مسجد جامع فروشان,مسجد زنجیری ورنوسفادران,مسجد درب سید,مسجد آقا علی اکبر,مسجد جامع آدریان,مسجد جامع کوشک,مسجد ملا حیدر علی,مسجد سر پل فروشان,مسجد جامع اندوان,مسجد جامع دستگرد...

    ۲-ابنیه مسکونی و تسریفاتی:(کاخ ها و قصرها,دیوان های دولتی,برج ها)خانه سرتیپ سدهی,خانه مجیری ها,تالار ملک زاده,خانه محمد باقر درچه ای,خانه ترکیان,خانه عبدالکریم توکلی,خانه محمد علی و حاج حسن و خلوت کازرونی در دستگرد,خانه لطفعلی و حاج علی در اسفریز,تالار حاج ابوالحسن در اندوان...

    ۳-مراکز تعلیماتی و تحقیقاتی:(مدارس,دانشگاه ها,کتابخانه ها,رصدخانه ها و...)مکتب خانه های سده.

    ۴-ابنیه عام المنفعه:(بیمارستان ها,حمام ها,کاروان سراها,سدها و پل ها,سقا خانه ها,بازارها و...)حمام کوچک و بزرگ و یا حمام توده ای فروشان و حمام سرپل,کاروان سرای حاج علی,برج های کبوتر خانه...





  • وجه تسمیه محله ورنوسفادران

               

    ورنوسفادران را عده ای در محاورت عمومی همان بن اصفهان می دانند.بن به معنی بنیاد,اساس و اصل است و شاید اشاره به مردمی باشد که در اقلیم جدید سکنی گزیده اند.

    قوم ورنوس از شجاع ترین سپاهیان ملکشاه(سومین پادشاه سلجوقی ۴۶۵هجری شمسی)بودند.همچنین این قوم گارد مسلح پادشاه را تشکیل می داده اند.پس از پیروزی های ملکشاه و آرام شدن اوضاع ایران وی مجلس جشنی ترتیب داد و به علت شجاعت و شهامت آنها را بهادران که به معنی دلیران است نامید و به عنوان قدردانی از آنها زمین های گاردژ را به آنها اهدا کرد و محل اسکان آنها نیز ورنوس بهادران نامیده شد که به مرور زمان به  ورنوسفادران تبدیل شده بود.البته این مطلب مستند نیست و با توجه به واقع شدن این قریه در آخرین حد توسعه اصفهان در گذشته,کلمه بن اصفهان به معنی آخر اصفهان می تواند تسمیه صحیح برای این مکان باشد که به مرور زمان به ورنوسفادران تغییر یافته است.شاید نظریه هر تسفلد در خصوص مهاجرت کلنی های یهود به اصفهان(و باولگان)در اوایل قرن چهارم میلادی با توجه به شباهت ولاتی با زبان کلیمیان,قابل تامل باشد.





  • وجه تسمیه سده


    نظریه های متعددی در مورد نام سده وجود دارد. چند نظریه مهم به صورت زیر است:

    *در سده سه دژ به نامهای کهندژ ، گاردمیر و دژیمیر وجود داشته است که در حال حاضر تنها خاطره ای از آنها باقی مانده است به این ترتیب که محله ای در خوزان به نام کهندژ نامیده می شود ، گاردر محله ای در ورنوسفادران می باشد و همچنین یک مادی به همین نام نیز وجود دارد که جوی گاردر نامیده می شود . گاردر می تواند تغییر گاردیمیژ باشد .بنابراین ریشه نام سده را در سه دژ می دانند.

    ** اتصال سه ده فروشان ، ورنوسفادران و خوزان (در ۳۰۰۰ سال قبل) و تشکیل سده نظریه دوم است.


    ***- برخی معتقدند این شهر محل برگزاری جشن باستانی سده (sade) بوده است . دلیل آن را نیز نزدیکی آتشگاه به این شهر می دانند .
    سده یا سذگ جشن مخصوص آتش است که در روز صدم زمستان برگزار می شود .




  • تاریخچه ای از سده

    شهرستان خمینی شهر كنونی در ادوار گذشته بخشی از بلوك ماربین از توابع اصفهان محسوب می شده كه این قسمتها دارای اب كافی وخاك حاصلخیز بوده است .درابتدا شامل سه روستا یا سه ده به نامهای پریشان یا فروشان یا پروشان _ خوزان یا خیزان _ ورنوسفادران یا بن اصفهان بوده .

    بهمین علت به سده شهرت یافت .هر یك از روستاهای تشكیل دهنده سده خود بعلت خاصی نام گرفته است پریشان در كتاب نصف جهان فی تعریف الاصفهان از محمد مهدی بن محمدرضا الاصفهانی ذكر شده كه :فریشان رامعرف پریشان وپریشان خود مخفف پریوشان است كه از نام زنی به اسم پریوش كه در زمان قدیم بنای این قریه رانهاده و به نامش منسوب گشته است.

    وخوزان ازواژه خوزوان كه نشانه كثرت وجمع می باشد درست شده است و خوز در سنگ نوشته های شاهنشاهان هخامنشی بصورت xuvata(uvaja)< FONT>و به قوم عیلامیان وسرزمین انها گفته می شد كه در منطقه كوهستانی از بین النهرین تا فلات ایران گسترده شده است .ضمنا در محله خوزان واقع در شهرستان كهندژ قرار دارد كه در وصف ان چنین امده است :در محله خوزان واقع در همایونشهر قلعه دفاعی مهمی به نام كهندژمجودداشته كه خرابه های ان در محله مزبور موجود است یكی از نویسندگان عقیده دارد كه كهندژ پایتخت سلاطین كیانی وساسانی بوده است ورنوسفادران یا بن اصفهان نیز به دوران ملكشاه سلجوقی باز میگردد




  • ورنوسفادران

    همشهری سلام

    می خواهیم  کمی جزئی تر درباره محله های شهرمان صحبت کنیم.

    از محله ورنوسفادران شروع می کنیم.

    گفته می شود که نام این محله ترکیبی از ورنوس+فادران است ومعنای آن این است که اجداد مردم این محله از شهر ورنوس ایتالیا می باشند.

    البت هنوز مدرکی دال بر این موضوع پیدا نکرده ام  اما شواهد این امر را تایید می کند.

    به عنوان مثال شغل و حرفه اصلی و پر درآمد ترین کار مردم این محله امور مربوط به "سنگ" می باشد که در این امر در کل ایران زبانزد خاص و عام هستند، حال این را مقایسه کنید با صنعت سنگ ایتالیا که در جهان بی همتاست.

    درآمد این سنگبری ها شکر خدا چنان خوب است که شهرهای اطراف (از جمله اصفهان) بر سر اخذ مالیات آن دعوا می کنند.

    (قابل توجه کسانی که نمک سده را می خورند و نمکدان می شکنند.)

    صداقت در گفتار و رک بودن از مهمترین ویژگی های مردم این دیار است.

    این مردمان علاوه بر تکلم به زبان فارسی به زبان شیرین "ولاتی" هم صحبت می نمایند.

    این زبان تقریبا یک زبان بین المللی می باشد که به مرور زمان با فارسی ترکیب شده است.

    البت به علت کم توجهی اهالی علم و فرهنگ به این زبان تاریخی، ولاتی کم کم رنگ فراموشی به خود گرفته است به طوری که اکنون همه افراد این محله دیگر نمی توانند به این زبان تکلم کنند.

    جای آن است که فرهنگ دوستان این دیار دستی بالا بزنند و مقدمات تالیف کتاب دستور زبان ولاتی را فراهم نمایند.

    خود محله ورنوسفادران از زیر محله های متعددی تشکیل شده که پرداختن به آن را به متخصصان امر واگذار می کنیم.

    از همشهریان ورنوسفادرانی دعوت می نماییم یک تاریخچه مستند از محله خود برایمان ارسال کنند تا همگان بیشتر با مردمان خونگرم این دیار آشنا شوند.

     

     




  • موقعیت جغرافیایی سده

     

    موقعیت جغرافیایی

    شهرستان خمینی شهر بامساحت 175/5كیلومترمربع وارتفاع 1595 متردرمركزاستان اصفهان درشمال غربی اصفهان درفاصله12كیلومتری شهراصفهان واقع شده است ازدوبخش كوهستانی (درشمال)ومنطقه دشت(درجنوب)تشكیل شده است .ازنظر زمین شناسی بیشتر رسوبات دوران دوم از دوره كرتاسه درشهرستان گسترش دارد وبیشتر تركیبات منطقه تركیبات اهنی و ماسه سنگ است . تحت تاثیر موقعیت جغرافیا یی ونفوذ توده های غربی وزاینده رود دارای اب وهوای خشك با تابستانهای گرم و زمستانهای نیمه سرد می باشد به طوری كه حداكثر دما درتیرماه 40 درجه سانتی گراد وحداقل دما در دی ماه 11- درجه سانتیی گراد بوده است. بطور متوسط در هرروز 500 كالری حرارت تابش خورشید را دریافت می نماید (هرسانتی متر مربع ) متوسط بارندگی سالیانه شهرستان حدود 119 میلیمتر است كه بیشترین میزان بارندگی در زمستان وبهار می بارد . در زمستان و بهار تقریبا بصورت منظم دارای وزش باد بویژه در طول روز است و بطور متوسط بین 6/5 تا 12 كیلومتر برساعت وزش باد دارد .جهت وزش باد غالبا از جنوب غربی وغرب به سمت شمال شرقی وشرق شهرستان می باشد . به طور كلی خاكهای شهرستان از بافت سنگین - دارای نفوذ كم تشكیل شده اند كه مناطق شمالی بعلت كوهستانی بودن ووجود سنگرییزه ها ازبافت درشت و قلوه سنگ برخوردار و در مناطق جنوبی ونزدیك زاینده رود دارای رسوبات ریزبافت ولایه های شن تشكیل شده اند.وكلا خاكهای شهرستان از نوع قهوه ای بیابانی می باشد .جهت ابهای سطحی شهرستان از شمال و شمال غربی و جنوب و جنوب غربی است و حدود 123 میلیون متر مكعب اب زیرزمینی برداشت می گردد.پوشش گیاهی شهرستان نیز بسیار محدود است .باتوجه به شرایط طبیعی فوق بطور كلی شهرستان خمینی شهر از نظر افزایش جمعیت با محدودیتهایی روبرو است :

    1- شهرستان دارای وسعت كم می باشد.(4% درصد وسعت استان و 6/2 درصد جمعیت استان را داراست .)

    2- از سوی شمال وشمال غربی امكان توسعه فیزیكی شهرها و روستاها وجود ندارد .(بعلت كوهستانی بودن )

    3- درصورت افزایش جمعیت ابعاد توسعه به سمت زمینهای كشاورزی جنوبی گسترش خواهد یافت .

    4- بعلت محدودیت منابع اب و كمبود خاك كشاورزی در مناطق شمالی امكان توسعه كشاورزی در این مناطق وجود ندارد.

    5- عوامل طبیعی ازیك سو ومحدودیت وسعت از سوی دیگر از موانع اصلی درجهت رشد نقاط مسكونی وبالنتیجه افزایش جمعِیت شهرستان می باشند به همین علت باید رشدجمعیت شهرستان با برنامه ریزی دقیق كنترل گردد.

     




  • موقعیت جغرافیایی سده

    در جلگه سرسبز زاینده رود و در دامنه كوهستانهای شمال غرب اصفهان سرزمینی قرار دارد كه آن را ماربین می خواندند. این سرزمین كه تلفیقی از بزرگ شده چند روستا می باشد ابتدا نام سده و امروز به نام خمینی شهر مشهور است. شهر خمینی شهر همسایه شمال غرب اصفهان و دارای آب و هوای معتدل می باشد كه هرچه به سمت شمال  می رویم اب و هوایش گرم و خشك می گردد.
    جمعیت این شهر بیش از ۳۰۰ هزار نفر و كوچكترین شهرستان استان از نظر وسعت می باشد تا همخوانی وسعت و جمعیت تراكم بیش از حد را به ارمغان اورده است.
    شهرستان خمینی شهر چند دانشگاه را در خود جای داده و دارای بناهای تاریخی كهن همانند مساجد، تالارها ،‌گرمابه ها و .... می باشد. وجود چشمه سارها ، باغات و كوهستانها با داشتن آب نماها و غارها از جاذبه های گردشگری این شهر بشمار می رود. همچنین هزاران شهید و مشاهیر همانند آیت ا.. شهید اشرفی اصفهانی، آیت ا.. جبل عاملی ، آیت ا.. صهری و شاعران بزرگی همانند سروش ، شیوا و مافروخی از جمله افتخارات این دیارند.