تبلیغات
وب سایت تخصصی شهرستان خمینی شهر (سده) - پست های تاریخچه و موقعیت

   



جمعه 7 اسفند 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

کمتر ایرانی وجود دارد که از رسم و رسومات ایام نوروز بی اطلاع باشد، مخصوصا ایرانیان جشن چهارشنبه سوری را نیک می شناسند. در خمینی شهر نیز مانند سایر شهر های کهن ایران زمین، این جشن در شب چهارشنبه آخر هر سال برگزار می گردد که با رسم و رسوم و سنت های خاصی همراه است.
البته متاسفانه در اثر گذر زمان برخی از سنت های نیک این جشن به فراموشی سپرده شده است و برخی روش های ناپسند همچون ترقه بازی که موجبات اذیت مردم را فراهم می کند، جانشین آن ها شده است.

جشن چهارشنبه سوری

در ویکی پدیا آمده است: چهارشنبه‌سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌ است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است.
مراسم در بعد از ظهر سه شنبه، زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی (زرتشتی) است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.
به بیان دیگر مردمان خواهان آنند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به آنها بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
پنجشنبه 23 مهر 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

سلام و درود محضر گرامی همشهریان عزیز سده ای!

پس از چندی دوری از شما دوستان دوباره محضرتون حاضر شدم تا ادامه تاریخ مبارزاتی شهرستان را ادامه بدم.(این قصه سر دراز دارد)

در پی مبارزه ی رضا شاه با روحانیت و حوزه های علمیه مردم مسلمان و غیور و متعصب خمینی شهر (سده) در آن دوران خفقان (رضا شاه پهلوی) و روزگار "استبداد و دیکتاتوری رضاخانی با شیوه های دقیق ومتین بدون درگیری و تشنج آفرینی از روحانیت دفاع کردند و با دستگاه حاکمه مبارزه آرام و بی سر و صدا نمودند و به نتیجه ی کامل هم رسیدند و دشمن را سرگردان و نقشه آنان را خنثی نمودند.
1- عده ای از جوانان متدین داوطلب شدند به طور نوبتی در هر شبانه روز ساعاتی را در منزل روحانی حضور داشته باشند و از وی حفاظت کنند ، به طوریکه هر ساعتی از شبانه روز کسی به منزل او میرفت ، جمعی از جوانان مومن و غیور را در خانه ی روحانی محل میدید و ارادت و علاقه ی مردم را نسبت به روحانیت و دستگاه دینی مشاهده و لمس میکرد.
2- در خیابان ها و کوچه ها هر روحانی و عمامه به سری میدیدند با عشق و محبت از جای خو بلند میشدند و سر اپا می ایستادند و دست به سینه با صدای بلند و رسا سلام میکردند و صلوات میفرستادند و دست او را میبوسیدند و حتی کسانی هم که در مغازه ها بودند بیرون می آمدند و از او استقبال میکردند
3-اگر روحانی میخواست به مجلس جشن یا روضه ای برود عده ای از پیرمردان موجه و ریش سفیدان و برگزار کنندگان مجلس به استقبال آن روحانی میرفتند و با ابهت و تجلیل او را وارد مجلس میکرند و ثانیا هنگام ورود به مجلس جمعیت حاضر یکجا همه به پا میخواستند و بلند میشدند و آن مرد را در آغوش محبت خود جای میدادند و سپس یکی یکی در مقابل او مینشستند و با او مصافحه مینمودند و دست او را میبوسیدند و احوال پرسی میکردند ثالثا بزرگ و مجری مجلس به مجرد ورود آن عالم و هیئت همراه او با صدای بلند میگفت برای سلامتی علما و نابودی دشمنان اسلام صلوات بفرستید ، در این هنگام جمعیت حاضر با صدای رسا صلوات میفرستادند و بدین وسیله ارادت و عشق خود را به علما و بغض و دشمنی خود را نسبت به مخالفانشان ابراز میداشتند.
4-علما محل عده ای از جوانان ظاهر الصلاح و متدین را آموزش داده بودند و به لباس روحانیت ملبس کرده بودند و در مساجد به عنوان امام جماعت نصب نموده بودند و اگر مامورین رضا شاه یکی را دستگیر میکردند بلافاصله فرد دیگری را به جای او به مسجد میفرستادند به طوریکه در تمام مساجد بزرگ و کوچک سده سه وقت نماز جماعت بر پا میشد و هیچگاه مساجد شهر از جماعت خالی نبود.
5- مردم مسلمان و غیور شهر سده مقید شدند که در هنگام اقامه ی نماز جماعت در مساجد حضور فعال و چشمگیر داشته باشند بطوریکه تمام مسجد هنگام اقامه ی نماز جماعت مملو از جمعیت بود و گاهی در کوچه ها هم صف کشیده میشد.
6- هنگام ورود یک روحانی در اتومبیل اگر جای نشستن نبود چند نفر به احترام او میخواستند و جای خود را به او میدادند و برای سلامتی علما صلوات میفرستادند و در هنگام پیاده شدن هم کرایه ی او را میدادند و گاهی برای دادن کرایه ی او مسابقه میگذاشتند و بر یکدیگر پیش دستی میگرفتند.
البته کم و بیش هنوز این برنامه ی عاطفی و اسلامی در این شهرستان اعمال میگردد ولی آن زمان مقید به انجام این اعمال بودند و ترک نمیکردند و همین تظاهرات دینی مردم خمینی شهر دشمن جنایتکار را خسته کرد و دچار یاس و ناامیدی شدند و نتیجتا حریم مقدس روحانیت از مکر دشمنان در این شهر محفوظ ماند و این افتخار برای خمینی شهر در تاریخ به عنوان یک برگ زرین و نقطه ی نورانی ثبت گردید."
رونوشت از کتاب " خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت " نوشته ی سید باقر میردامادی



یکشنبه 15 شهریور 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات همشهریان گرامی
خوب باید به خاطر چند وقتی که نبودم عذز خواهی کنم.
این پست هم در ادامه ی نقش مبارزاتی مردم خمینی شهر به سومین برگ زرین مبارزاتی میپردازد
 که مربوط به " نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی " میباشد
بنده این برگ زرین را در سه بخش مجزا به اطلاع دوستان میرسانم.
بخش اول : مقاومت مردم خمینی شهر در برابر پدیده ی کشف حجاب
در کتاب "خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت" نوشته ی سید باقر میردامادی آمده است:
رضاشاه با خشونت و  وقاحت هر چه بیشتر این برنامه ضد دینی را (کشف حجاب) دنبال میکرد و در این راستا از هیچ جنایتی چشم پوشی نمیکرد و در بسیاری از استانها و شهر ها هم در کار استعمارگرانه ی خود پیروز شد و به اهداف شیطانی خود رسید و چادر از سر زنان برداشت ولی در خمینی شهر به برکت وجود علما و  روحانیون آگاه و مبارز و داشتن مردمی متدین و غیور نتوانست اهداف خود را پیاده کندو مقاصد ننگین خود را اجرا نماید.


علما شهر یکپارچه در مساجد و مجالس دینی خطرات آینده را به مردم گوش زد کردند و پیامد های این جنایت را یادآوری کردند و توطئه ها و نقشهای پشت پرده را افشا کردند و ملت را به مبارزه و مقاومت در مقابل این طرح ننگین دعوت نمودند و مردم هم که ایمان و اعتقاد به علما و مبلغین دینی داشتند و آنان را آگاه به زمان و دلسوز جامعه میدانستند مبارزه را شروع کردند و از طرق مختلف مبارزه را ادامه دادند و در راه رسیدن به اهداف دینی و انسانی و اجتماعی خود از هیچ مصیبتی نهراسیدند .

هر چه بر سر آنان کوبیدند مقاومتشان زیادتر شد تا توانستند دشمن را خسته و از خود ناامید کنند و برا ی همیشه این افتخار را برای خود و شهر خود در تاریخ ثبت کردند و نه تنها بانوان شریف و مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند بلکه بر حجاب خود افزودند و به گفته ی حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج جمال صهری: پهلوی در همه جای ایران چادر از سر بانوان بر داشت ولی در خمینی شهر چادر ها ضخیم تر شد.


بسیاری از خانم ها علاوه بر چادر مشکی پوشیه و نقاب هم به صورت میزدند و علاوه بر شلوار های معمولی شلوار دیگری هم میپوشیدند به نام چاقچور که از پارچه ی مشکی ضخیمتر تهیه میشد و به طور کامل تمام پاها و حتی کف پا را هم پوشش میداد و نه تنها در دوران رضاشاه خانم های مومن خمینی شهر چادر از سر برنداشتند و کشف حجاب نکردند بلکه در دوران حکومت محمدرضا شاه هم علی رغم تبلیغت سوء که بر علیه حجاب میشد و رادیو و تلویزیون که با نشان دادن فیلمهای منافی عفت و ضد دین سخنان ابلهانه ی حجاب را مانع ترقی بانوان و مسئله خرافاتی میدانستند و جلوه میدادند و مجلات و روزنامه ها با نوشتن مقالات و کشیدن (کاریکاتور ها) و به تصویر کشیدن خانم های لخت و مهیج به جنگ و مبارزه با ارزش های دینی و شعائر دینی و مذهبی و باورهای اسلامی آمده بودند ولی علی رغم تمام این تبلیغ ها ، مردم خمینی شهر تحت تاثیر قرار نگرفتند و دست از تکالیف دینی خود برنداشتند و حجاب و پوشش اسلامی خود را حفظ کردند."   

منتظر بخش دوم این مطلب باشید...



جمعه 30 مرداد 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

با سلام خدمت مردم سلحشور سده!
همانطور که قول داده بودم آمدم تا دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر را برای شما عزیزان به نمایش در بیاورم.

این برگ زرین مربوط به مبارزه مردم خمینی شهر با بهائیت و بابیت است که به تفصیل مینویسم.
مبارزه ی مردم خمینی شهر با بابیت و بهائیت با دیگر شهرهای کشور تفاوتهایی داشت:
1- اهالی متدین و سلحشور خمینی شهر به طور کلی اجازه ندادند این فرقه ی ضاله و مضله در شهر خود وارد شوند و به مجرد اینکه خبردار شدند آنان قصد اقامت و سکونت در شهرستان را دارند در مقام دفع آنان برآمدندو به گفته ی پیرمردان که در آن زمان حضور داشتند مردم سده در جعفر آباد که قلعه ای بود نزدیک سده و در مسیر سده-اصفهان قرار داشت سنگر گرفتند و چند نفر از آنان را در همان محل کشتند و عده ای مجروح شدند و بقیه آنها هم فرار کردندو در نتیجه به طور کلی حق ورود پیدا نکردند  و در خیمنی شهر متمرکز نشدند و بزرگان گفته اند دفع مهمتر از رفع است.

2- مبارزه مردم خمینی شهر با بابیت به دستور و راهنمایی علماء بزرگ آن زمان بود که در راس آنها علما نجفی مسجد شاهی بودند که از موقعیت علمی و اجتماعی بالائی برخوردار بودند و در خمینی شهر هم رهبریت این مبارزه مقدس را مرحوم آیت الله حاج میر سید علی امامی که امام جمعه سده و مورد توجه عام و خاص بود و از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود به عهده داشت.

برای دیدن ادامه ی ماجرا بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...



ادامه مطلب
شنبه 3 مرداد 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

با سلام خدمت مردم عزیز سده!
همانطور که مستحضر هستید چندیست که من وارد بعد تاریخی سده شده ام و پست هایی هم در این باب دادم.
اما اینک میخواهم به سراغ تاریخ مبارزات فراموش نشدنی این خطه بپردازم البته باز هم از بعد تاریخی.
در تاریخ مبارزات سده چهار برگ زرین وجو دارد که واقعا موجب افتخار است.
این چهار برگ زرین عبارتند از :
نقش مهم خمینی شهر در مبارزه با افغان ها
نقش مبارزه خمینی شهر با بهائیت و بابیت
نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی
نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با دشمن بعثی

خوب به نظر من فقط چند تیتر برای چنین افتخار هایی کافی نیست بنابراین تصمیم گرفتم که تک تک به آنها بپردازم.
امروز در این پست به نخستین برگ زرین یعنی مبارزه مردم سده با افغان ها میپردازم.
قبل از شروع باید عرض کنم با توجه به اینکه متن زیر از متون قدیمی است دستور زبان آن کمی با دستور زبان فعلی تفاوت دارد که غلط املایی نسیت و نثر صریح کتاب است.
نویسنده ی کتاب نصف جهان فی تعریف الاصبهان مینویسد:
پس از آن خرابی ، آنچه از مردمان و اهالی از قتل و غارت افغان رسته بودند بعضی روی به شهر آوردند ، مردم به بیچارگان پناه دادند و آنها را جای و مسکن دادند و بعضی دیگر به دهات اطراف متفرق گشتند و از آن جمله بسیاری از مردم اصفهان به سده که آبادی بزرگ بود و محل بزرگ آن ورنسفادران که عوام به آن بن اصفهان و یا ونصوان میگویند رفتند و آنجا جمعیت زیادی اسکان کردند .اهالی سده که خود به دلیری و شجاعت معروف و به همت و جوانمردی مشهورند با یکدیگر اتفاق کردند و با افاغنه که در اطراف بودند و به قتل و غارت اشتغال داشتند و به مردم دستبرد میزدند و هر چه میتوانستند از آنها میکشتند حمله کنند و از ورود آنها به شهر جلوگیری کنند و از قتل و غارت آنان را بازدارند لذا وقتی امان اله خان یار خانه ای که از جانب لرستان بدین منطقه می آمد و بطرف فرح آباد میرفتند اهالی سده سر راه را بر آنها گرفتند و جمعی از آنها را کشتند و به فرح آباد نتوانستند بروند.
خبر این قائله به محمود رسید ، خودش به همراه جمعی سواره با تسلیحات آنها روانه گردیدند چون به نزدیکی سده رسیدند اهالی سده بیرون آمدند و بر ایشان تاختند و جنگ جمعی نمودند و از جماعت افغان ها بسیاری کشته شدند و به خاک هلاکت افتادند بعضی هم دستگیر شدند .
محمود شخصا با عده ی کمی راه فرار پیش گرفت و خود را به فرح آباد رسانید و از جمله اسیران برادر محمود بود و همچنین عمو و پسر عموی محمود هم اسیر شدند که آنها را با غنائم جنگی به سده بردند.

برای مشاهده ی ادامه ی این داستان افتخار آمیز بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 



ادامه مطلب
چهارشنبه 17 تیر 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی


حضرت آیت الله حاج سید حسن دیباجی که از روحانیون محترم خمینی شهر به شمار می آیند و از

علما و ائمه جمعه ی شهر مذهبی قم هستند داستانی از شرفیابی محضر امام خمینی نقل

فرمودند.
نامبرده فرمودند در روز های اول انقلاب سال 1357 به اتفاق حضرات آیات و علما خمینی شهر ،

حضرت آقای حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی ، حاج آقا عطا اله اشرفی و حاج آقا رضا امامی و

جمعی دیگر از بزرگان خمینی شهر به منظور دیدار با امام امت به حضور ایشان شرفیاب شدیم.

پس از معارفه توسط آیت الله جبل عاملی امام فرمودند:

sede.ir

 

" خمینی شهر درتاریخ به نام سده شناخته

 می شود و تغییر  نام آن به نام های دیگر

 مناسب نبود و سده در تاریخ بسیار مورد

 تجلیل است و افتخاراتی دارد " سپس ادامه

 دادند و فرمودند :"مردم سده در مقابل افغان

 ها تسلیم نشدند و آنها را به محل خود راه

 ندادند و با آنها مبارزه کردند ، همچنین در

  اوایل پیدایش فرقه ی بهائیت در ایران مردم

 سده مقاومت کردند و از نفوذ و ورود فرقه ی ضاله در منطقه ی خود جلوگیری

 کردند ، و در دوران رضا شاه هم با پیدایش پدیده ی کثیف کشف حجاب علیه

 پهلوی قیام نمودند و شدیدا مقاومت کردند و تسلیم خواسته های او

 نشدند .

بنابراین مردم سده مردمی مبارز و فداکار شناخته شده اند."

 

برگرفته از کتاب خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت - تالیف سید باقر میردامادی



سه شنبه 16 تیر 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

ضمن تشکر از مدیریت محترم و زحمتکشان سایت بزرگ سده که با نظارت مستمر و دقیق خود سایت را از حرکت به سوی انحرافات حفظ مینمایند و در راه تعالی سایت گام بر میدارند.

یکی از محلات خمینی شهر کهندژ است که جز محلات خوزان به شمار می رود.
این محله همچنانکه که از اسم آن پیداست از قدیمی ترین محلات خمینی شهر میباشد و ساختمان های کهن سال که آثار قدمت آن را نشان میداد تا چند سال پیش در آن وجود داشت ولی متاسفانه آن آثار از بین رفته و در حال حاضر چیزی که نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی و آثار باستانی این محل باشد وجود ندارد.

بعضی از پیرمردها نقل میکنند که خانه ای در این محل بود که زیرزمین بزرگ و وسیعی داشت و افراد به خوبی میتوانستند در آن ایستاده راه بروند و این زیر زمین تا کوه آتشگاه ادامه داشت و در قرنها قبل که مردم آتش پرست بودند از این زیرزمین به آتشگاه میرفتند و آتش را عبادت مینمودند و برای خدمه ی آتشکده هم وسایل لازم را میبردند ولی آن خانه خراب شده وآثاری از آن زیر زمین باقی نمانده است.

بر گرفته از کتاب خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت_ تالیف سید باقر میردامادی



شنبه 13 تیر 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

استان اصفهان دارای چندین بلوک بزرگ است.
یکی از بلوک های مهم و پر جمعیت و سرسبز آن بلوک ماربین است که چندین شهر و روستا را در بر میگیرد .
ماربین از سایر بلوک های اصفهان خوش آب و هواتر و با صفاتر است.حد شرقی آن شهر اصفهان و حد غربی آن لنجان و قسمتی از نجف آباد است .شمال آن بلوک برخوار و میمه و جنوبش رودخانه ی زاینده رود و بعضی بلوک لنجان است و مرکز بلوک ماربین خمینی شهر میباشد.
زمین آبادش از نظر عرض و طول چهار فرسخ است و این بلوک خاکش شیرین و آبش اکثرا از زاینده رود و چاه های عمیق است.
آنچه از املاک آن به طرف جنوب و غرب است اکثر آنها مشجر است.
از این جهت مسیر جاده ی نجف آباد را درختان زیبا و کهن وسرسبز زینتی خاص و با شکوه داده است و شاعری در توصیف آن گفته است:
                       ماربینت که خطه ی ارم است                                        آفتاب اندر آن درم درم است
باغات این بلوک خاصه طرف جنوبی آن بهم پیوسته و سردرسر هم گذارده و همه قسم میوه درآن منطقه به عمل می آید ولی شهرت گلابی و بِه و سبری خمینی شهر بیشتر است، بویژه جورتان (گورتون) که یکی از توابع ماربین است.در باغات آن به فراوان بدست می آید و از نظر طعم و عطر و رنگ بر تمام بِه های سایر شهرستانها امتیاز و برتری دارد و شهرت جهانی دارد.
برگرفته از کتاب خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت_تالیف سید باقر میردامادی

سه شنبه 9 تیر 1388 نوشته شده توسط امیرحسین خادمی

از قدیم الایام نام خمینی شهر سده بوده و در کتابهای تاریخ هم به همین نام معرفی شده است ولی در سال 1335 ه.ش نماینده ی اصفهان که به نام آقای حسام الدین دولت آبادی معروف بود و بسیار با دستگاه محمدرضا پهلوی ارتباط نزدیک داشت و چند دوره  نیز نماینده ی اصفهان شد.
با توجه به اینکه نامبرده با علما و رجال سیاسی خمینی شهر رفت آمد داشت و در دوران نمایندگی اش آرای زیادی از این منطقه جلب کرده بود ، خواست خدمتی به مردم منطقه کرده باشد ، اقدام کرد و نام سده را به همایون شهر تغییر داد و در مجلس جشنی که به همین مناسبت در سده برگزار شده بود او شرکت کرد و در ضمن سخنرانی خود تغییر نام را خدمتی بزرگ به منطقه دانست و این شعر را هم خواند:
همایونشهر شهر علم و کار است   پر از آیین ذوق و ابتکار است
و تا سال 1357 به همین نام معروف بود و در اوایل سال 1358 اهالی محل طی نامه ای به شورای انقلاب اسلامی درخواست کردند که اولا ، شهر به شهرستان مبدل گردد و دارای فرماندار شود وثانیا ، نام همایونشهر هم به خمینی شهر تغییر یابد.شورای انقلاب هم موافقت نمود و از آن تاریخ به نام خمینی شهر ثبت و شناخته شد و بخشداری هم مبدل به فرمانداری شد.
برگفته از کتاب (خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت) _تالیف سید باقر میردامادی

پنجشنبه 27 فروردین 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

واژه باولگان در اصل پان و رگان بوده که از کلمه پان پهلوی به معنی پادگان،بام،طرف بالا برخلاف گاره،بلند،میان،فلات،دراوستا پانَه به معنی پاسدار و نگهبان ، "ور" به معنی قلعه و دژ و گان به معنی جا و زمین گرفته شده است  توضیح آنکه آریایی ها که به فلات ایران وارد شدند پس از پیروزی بر بومی ها ، دژهایی می ساختند درون این دژها را به دو بخش تقسیم کرده ،در یک سو خانواده زندگی می کردند و در سوی دیگر اسب و دام نگهداری می شده است .شب ها در این دژها آتش می افروختند نام این دژ را "ور" نوشته اند چون ور به معنی تعلیم ،گرمی و حرارت آمده است. از سوی دیگر "ور"یعنی کنار، پهلو ،سو ،پیرامون و... وگان به معنی مکان تشکیل شده ، و ورگان به معنی سرزمین یا دشت است. پس باولگان در حقیقت شهر پاسداران و نگهبانان در قدیم بوده است. در سده به زبان ولاتی یا گویش مطابق با ترکیب ساختاری جمله در زبتن فارسی صحبت می کنند.



چهارشنبه 12 فروردین 1388 نوشته شده توسط محمد عموشاهی

ماربین با موقعیت کشاورزی مناسب و آب فراوان، نقطه ی ممتاز برای ایجاد دستگرد در زمان ساسانی بوده است. منظور از دستگرد، املاک و قطعه زمین متعلق به شاهزادگان و مالکان بود که شامل خانه اشرافی، آتشکده ودیگر تاسیسات رفاهی بوده است

در نوشته های پهلوی سده ی سوم و پنجم میلادی واژه دستگرد به مفهوم دژ استوار آموه که که در اطراف این دژ زمین های کشاورزی و روستاها قرارداشت. با توجه به اشعار فردوسی و نوشته های مورخین، اردشیر بابکان به کشاورزی و آباد کردن روستا واملاک اهمیت می داده، شاید دستگرد به روزگار پادشاهی اردشیر رونق داشته است. به غیر از استان اصفهان در سایر شهرهای ایران روستاهای زیادی به نام دستگرد نامیده شده اند محل تولد نادر نیز در محلی بود به نام دستگرد که در هفت کیلومتری جنوب دره ی گز قرار داشت. درمیان آبادی های آسیای مرکزی، چندین آبادی هست که نام آنها در ایران امروز ودر نواحی که بعدها آریایان ایرانی به آنجا وارد شده اند هست. این نکته می رساند که آریاییان ایرانی پیش از آنکه وارد ایران امروز بشوند در آسیای مرکزی آبادی های احداث کرده اند و نامی بر آن گذاشته اند و سپس که به ایرن امروز آمده اند شاید مردم همان آبادی آسیای مرکزی، آبادانی دیگری کرده اند که همان نام را بر آن گذاشته اند مثل دستگرد که نام دو آبادی در مرو وچندین آبادی در ایران، ازجمله دستگرد قداده در سده است. در دستگرد قداده در قدیم در مکان فعلی مسجد معبدی زرتشتی بوده که در آثار آن در زیرزمین قدیمی این مسجد به صورت سنگ های نامنظم و ملات گچ و ساروج دیده می شود.



» مشکلات خیابان شهید صدوقی تا کی؟
» اندر حکایات برق
» استقبال از نوروز
» حضور موثر امدادگران خمینی شهر در میدان امام اصفهان
» طرح های عمرانی به مناسبت دهه فجر
» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
» خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم
» خانه سرتیپ سدهی
» زیست محیطی
» گاف بزرگ شبکه اصفهان
» مجوز بلند مرتبه سازی برای دومین شهر پرتراکم کشور صادر شد.
» سومین برگ زرین***نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی***بخش اول
» پارک کوهستانی سابق
» انعکاس در انعکاس 2
» سانحه رانندگی
» دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر *** مبارزه با بابیت و بهائیت
» طرح مسکن مهر در خمینی شهر با بی مهری مسئولان مواجه شده است .
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<