هموطن گرامی، به سایت سدژ، سایت مردم شهیدپرور شهرستان خمینی شهر خوش آمدید. تمام تلاش دست اندرکاران سایت سدژ اینست که خمینی شهر را آنگونه که هست به جهانیان بشناساند، نه کمتر نه بیشتر. امیدواریم بتوانیم اخبار، اطلاعات و مطالب مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار دهیم. این سایت با آدرس سده دات آی آر قابل دسترسی می باشد: sede.ir منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده شما گرامیان هستیم. سایت سدژ، سایت هر خمینی شهری

تاریخ : چهارشنبه 5 آذر 1393

با من چه کرده است ببین بی ارادگی
افتاده ام به دام تو ای گل به سادگی

جای ترنج،دست و دل از خود بریده ام
این است راز و رمز دل از دست دادگی

ای سرو! ذکر خیر تو را از درخت ها
افتادگی شنیده ام و ایستادگی

روحی زلال دارم و جانی زلال تر
آموختم از آینه ها صاف و سادگی

با سکّه ها بگو غزلم را رها کنند
شاعر کجا و تهمت اشراف زادگی



طبقه بندی: تلخند، 
برچسب ها: سعید بیابانکی، شاعر خمینی شهری، سنگچین، سدژ، سایت سدژ، اخبار خمینی شهر، خمینی شهر،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : جمعه 13 مرداد 1391
تمام دلخوشی ات این است که برای گرفتن چندرغازپول مجبور نیستی به فلان بانکی مراجعه کنی که دستگاه شماره دهی اش خراب است و مجبوری در گرما و شلوغی سرسام آور در صف بایستی و احتمالا با دو سه نفر اصطکاک پیدا کنی و بشود سوهان روحت تا آخر شب!
تمام دلخوشی ات این است که عابر کارت بانک صادرات داری و می توانی براحتی مبلغ مورد نظرت را برداشت کنی.
به یکی دو خودپرداز سر می زنی و بعلت شلوغی کم کم از این ایده بکرت ناامید میشوی؛ ولی همینطور که در حال مراجعه به بانک مورد نظرت هستی یکمرتبه چشمت می افتد به یک خودپرداز فوق العاده خلوت در یکی از خیابانهای اصلی شهر...
برق شادی را همه می توانند در چشمانت ببینند بجز خود خودپرداز! کارت را از جیبت درمی آوری و می دوی که نفر اول باشی ؛ یکمرتبه برق می رود؛ از چشمانت.
 " با عرض پوزش دستگاه خراب است لطفا به شعب دیگر مراجعه فرمائید"
با خودت می گویی عجب دستگاه بدرد نخور و البته بدخطی است این هم شد تکریم ارباب رجوع! ولی اگر منصف باشی همین را هم نمی گویی به دو دلیل.

خرابی خودپرداز بانک صادرات در خمینی شهر

دلیل اول اینکه کلی عذرخواهی کرده بنده خدا! و ترا به مقصد بعدی رهنمون ساخته و دوم اینکه.... دومش را خودتان متوجه می شوید البته اگر تا اخر همراه ما باشید.


ادامه دلنوشته
طبقه بندی: نوشته های طنز سده ای،  دل نوشته،  تلخند،  مشکلات و معضلات، 
برچسب ها: خودپرداز، خرابی، ایراد، بانک صادرات، بانک ملی، بانک ملت، سایت خمینی شهر،
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : چهارشنبه 20 مهر 1390
داری روزنامه می خوانی " متجاوزان به بهشت رفتند" چشمانت گرد نمی شود، هاج و واج تیتر خبر را دوباره نمی خوانی ، ادامه خبر را دنبال می کنی " متجاوزان در نماز برای همیشه رفتند" لابد این متجاوزان از صنف متجاوزان بی مجوز نیستند . لابد جواز دولتی دارند و حتما برای خودِ دولت تجاوز می کنند.
یه حبه قند را پرت می کنی به هوا . سر به هوا که می شوی خانمت بالای سرت است . از دیدن هیبت زنت که جا می خوری، قند تا اون ته ته های حلق می جهد.

با مشت زنت که قند را پرت می کنی . فحش و بد و بیراه زنت شروع می شود: پع تو هم شدی مرد؟ بو بو بو.
مرد یعنی همریشت. مرد یعنی هالولتت . حالیت هس؟ همین چند وقت پیش تو ارزونیای باغای اصغروباد یه ویلا خریده بیا و ببین. اُ تو همینجوری بیشین تنگ من و روزنامه بوخون . پاشو مرد بریم جایی، تفریحی ، حالی ، حولی .با توام خولی، پاشو بریم همین الان بهشت.
شب کار بوده ای و تازه ساعت پنج صبح است . پیشنهاد حاج خانم هم بدک نیست. با هم به بهشت بروید....
شانس ما را باش. نه آقا منظور از بهشت، پارک بهشته . پاشو بریم پارک. ملت همه رفتن اونجا گشت و گذار . باید بروی پارک تا از مراسم پر از شادی و شور اعدام لذت ببری!
 
باید هوو بکشی . از جان دادن جانیان حال کنی . سوت بزنی . هوار بکشی : قوه قضاییه تشکر تشکر .
یه کیلو تخم گل آفتاب هم مزه کار می شود . اما یادت باشد جلو چشمان بچه ات را بگیری تا صحنه خشن دست پا زدن یه نفر گلاویز دار را نبیند . اگر بگذاری بچه ات Gta بازی کند انگار بهتر است . به خودت که می آیی عزا می گیری : آخه پارک پیروزی یا باغ انگوری که اونجوری . پارک بهشتم که نوستالوژی اعدام را یاد آدم می اندازه . کجا بریم واسه تفریح ؟ باغات اصغرآباد؟!



طبقه بندی: تلخند، 
برچسب ها: متجاوزان خمینی شهر در طنز، اعدام چهار نفر از متجاوزان و اراذل خمینی شهر، ماجرای باغ خمینی شهر، تجاوز به عنف توسط اراذل و اوباش خمینی شهر اصفهان، صحنه و عکس اعدامیان خمینی شهر در طنز، اخبار تکمیلی اینجاست،
ارسال توسط مصطفی جعفری خوزانی
تاریخ : شنبه 20 فروردین 1390
وبلاگ «اصلاح گر» راه اندازی شد. این وبلاگ از ابتدای سال 1390 شروع به کار کرد و هنوز در ابتدای راه است. مطالب این وبلاگ انتقاد به مسائل روز شهرستان خمینی شهر است که برخی مطالب آن هر دو هفته در نشریه «فرصت» -تنها رسانه مکتوب شهرستان خمینی شهر- منتشر می شود.

عنوان:
وبلاگ اصلاحگر
شعار: طنز انتقادی اجتماعی
آدرس: http://www.eslahgar.blogfa.com




طبقه بندی: تلخند،  اخبار خمینی شهر، 
برچسب ها: اجتماعی، انتقادی، ‌شهرستان، خمینی شهر، سده،
دنبالک ها: وبلاگ اصلاحگر - طنز انتقادی اجتماعی،
ارسال توسط علی بهمن پور

این مطلب از  آقای مصطفی جعفری خوزانی می باشد که ضمن تشکر از این دوست عزیز، آنرا خدمت شما گرامیان تقدیم می نمایم. امیدوارم لبخند بر لبان شما نیز بنشیند!!


در پی تصمیمات اخیر استانداری اصفهان مبنی بر الحاق دو شهر خمینی شهر و اصفهان و ایجاد یک کلانشهر جدید جلسه ای تشکیل، سیمناهاری صرف و موصوبات ذیل اتخاذ شد :

 

- از آنجایی که اصفهان نیز به عنوان یک ده به سده اضافه گردید زین پس این کلانشهر چهارده نامیده می شود.



ادامه مطلب
طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند، 
دنبالک ها: سیماچه،
ارسال توسط سلمان

آیا می دانستید که بر اساس مصوبه هیئت دولت در سفر اول رئیس جمهور، قرار شده بود برای جلوگیری از ورود کامیون ها به داخل خمینی شهر و جاده دانشگاه صنعتی و کاهش حوادث مرگبار این جاده، یک جاده کمربندی به موازات این خیابان از روبروی ورودی شاهین شهر تا شهرک الکترونیک کشیده شود؟

آیا می دانستید که طبق این مصوبه، این جاده باید حدکثر تا دهه فجر سال 88 آماده می شد؟

آیا می دانستید که یک باند این جاده ساخته و آسفالت شده است؟

آیا می دانستید که باند دوم این جاده به بن بست خورده است؟

آیا می دانستید که باند دوم این جاده به پادگان شهید موذنی خورده و سپاه صاحب الزمان به هیچ وجه با مسئولان شهری کنار نیامده است؟

آیا می دانستید که زور دکتر ذاکر، استاندار اصفهان هم به این برادران نرسیده است؟

آیا می دانستید که تاکنون 18 کشته در این مسیر داده ایم که با راننده تاکسی خدابیامرز می شوند 19 کشته؟

آیا می دانستید که سپاه صاحب الزمان و پادگان شهید موذنی تاکنون هیچ سند معتبری مبنی بر مالکیت زمین های مذکور ارائه نکرده اند؟

آیا می دانستید که تاکنون 20 میلیارد برای این جاده هزینه شده است و فقط بخاطر 800 متری که با پادگان تداخل دارد کار بر روی زمین مانده است؟

آیا می دانستید که سالاری (معاون حقوقی و مسئول املاک سازمان مسکن و شهرسازی) گفته است زمین پادگان موذنی متعلق به سازمان مسکن و شهرسازی است؟

آیا می دانستید که همه می دانند خمینی شهر از کمبود زمین رنج می برد و با این وجود 220 هکتار از اراضی خمینی شهر بدون هیچگونه سندی در تصرف پادگان موذنی است؟

آیا می دانستید که بر اساس قرار داد بین سپاه و سازمان مسکن و شهر سازی در سال 78، 150 هکتار از این زمین ها باید توسط سپاه آزاد می شد و نشده است؟

آیا می دانستید که دانشگاه صنعتی هم با این همه زمینی که از خمینی شهر بلعیده است باز در اجرای این طرح ممانت می کند؟

آیا می دانستید که استاندار اصفهان به سرهنگ قادری (نماینده سپاه صاحب الزمان) گفته است «خدای ناکرده کاری نکنیم که چهره نورانی سپاه به واسطه یک کار خیلی ساده مخدوش شود و به دنبالش مسائل دیگر پیش بیاید؟»

آیا می دانند که با این کارشکنی ها به 400 هزار نفر از مردم شهید پرور خمینی شهر خیانت می کنند؟

نظر شما چیست؟

برداشت آزادی از دو هفته نامه فرصت




طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند،  مشکلات و معضلات، 
برچسب ها: جاده کمربندی خمینی شهر،
دنبالک ها: سایت تخصصی شهرستان خمینی شهر،
ارسال توسط غزل خانم
تاریخ : چهارشنبه 21 مهر 1389
این روزها که همه نمایندگان شهرهای ایران در مجلس شورای اسلامی به فکر طرح مشکلات شهرهای خود با استفاده از تریبون های عمومی هستند و از هر فرصتی برای بازگو کردن معضلات پیش روی پیشرفت شهرشان استفاده کامل را می کنند  نماینده شهر ما در مجلس به فکر اینکه ... اصلا خودتون بخونید . سه مصاحبه در سه روز متوالی با رسانه ها و در هر سه مصاحبه و نطق صحبت از رئیس جمهور و رئیس مجلس و لبنان و ... و اینجا
 بحث خمینی شهر و مردمش کــــشـــــک !!!!! اصلا خمینی شهر کجاست . نکنه توی استان البرزه یا شاید هم لب مرزه ! حالا اصلا چه اهمیتی داره مهم اینه که چه کسی رئیس حزب ما میشه ! بله

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب
طبقه بندی: تلخند،  مشکلات و معضلات، 
ارسال توسط امیر پریشانی
تاریخ : چهارشنبه 14 بهمن 1388

مطلبی که اکنون می نگارم سوالی بیش نیست. نمی دانم این سوال را از چه کسی باید بپرسم. از شهردار، فرماندار یا .... اما می دانم جوابش برای من و تمامی همشهریانم حیاتی است.

امروز صبح یکی از دوستان اصفهانی ام با من تماس گرفت و گفت این چشمه لادر که اینقدر از آن تعریف می کنید که جزء مناطق نظامی است!!!

من با تعجب موضوع را انکار کردم ولی وقتی داستان را برایم تعریف کرد من را دچار ابهام نمود.

داستان از این قرار است که امروز دوستم با یک اتوبوس از دانشجویان دختر راهی چشمه لادر می شوند. در آنجا یکی از برادران سپاهی از ورود آنها به محوطه چشمه اصلی جلوگیری می کند و سپس آنها را به چشمه فرعی راهنمایی می کند و پس از آن، آنها را به کوه صفه می فرستد.

جالب اینجاست که طبق شنیده هایم این برادران، از صخره های چشمه اصلی جهت صخره نوردی استفاده می کنند و سوراخ های متعددی بر روی آن ایجاد کرده اند.

این مطلب را قبلا از چندین نفر شنیده بودم که در روزهای خاصی چنین اتفاقاتی رخ داده است ولی هرگز باور نکرده بودم.

و تنها یک سوال باقی می ماند: آیا تنها چشمه معروف خمینی شهر هم به تدریج و آرام آرام به مناطق نظامی که در این شهر کم نیستند تبدیل خواهد شد؟

در این شهر چه کسی پاسخگوی سوال منست؟




طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند،  اخبار خمینی شهر،  مشکلات و معضلات، 
ارسال توسط غزل خانم
تاریخ : یکشنبه 22 آذر 1388

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
طبقه بندی: دل نوشته،  تلخند،  مشکلات و معضلات، 
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1388

این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.      




طبقه بندی: تلخند،  مشکلات و معضلات،  آداب و رسوم مردم، 
ارسال توسط آقای عموشاهی
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]