تبلیغات
وب سایت تخصصی شهرستان خمینی شهر (سده) - مطالب دل نوشته

   


دوشنبه 24 خرداد 1389 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خبرنگار سده: جناب مهندس پورکاظم، داستان قدیمی خیابان شهید صدوقی و 17 شهریور چه زمانی به پایان می رسد؟

سال 1388 پایانی بر داستان قدیمی صدوقی نشین ها خواهد بود

 

خیابان شهید صدوقی و خیابان 17 شهریور سرنوشت مشابهی دارند. امسال(1387) در خیابان شهید صدوقی آزادسازی های خوبی داریم  و مساعدت همشهریان خوب است. تصمیم داریم در اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت (1388)، ماشین آلات در خیابان شهید صدوقی شروع به کار کنند و جدول را تا پشت منازل کسانی که در امر آزاد سازی همکاری نمی کنند بیاوریم. البته نزدیک 70 درصد خیابان آزاد شده و مصممیم که سال آینده این پروژه را اجرا کنیم.

 

خبرنگار سده: برخی از منازل تخریب شده در خیابان شهید صدوقی تبدیل به زباله دان شده و بعضا چاههایی در آنها وجود دارد که می تواند برای مردم مشکل ساز شود. در این مورد چه اقدامی صورت خواهید داد؟

زمین منازلی که تا آذر 87 تخریب شده اند، زیرسازی و آسفالت شده است و مابقی را به خاطر اینکه سال آینده(1388) قصد داریم کار بکنیم آسفالت نکرده ایم و کار آسفالتشان را به سال آینده و پس از جدول گذاری و زیرسازی موکول کرده ایم. اگر مواردی مانند چاه و یا غیره وجود دارد، شهروندان گرامی اطلاع رسانی کنند تا با اقدام بموقع، از بروز مشکل جلوگیری کنیم.

حتماً با خواندن جملات فوق شوکه شده اید! اشتباه نکنید، تاریخ های ذکر شده کاملاً درست هستند.
اجازه بدهید از اول شروع کنیم. امروز 24/3/1389 است. سری به خیابان شهید صدوقی می زنیم. خرابه های شام، فلسطین، از جنگ برگشته و ... توصیفاتی است که مردم کوچه بازار طی چند ماه اخیر برای توصیف وضع افتضاح این خیابان به کار می برند. گذشته از اینکه تردد در بین خرابه ها و چاله ها و تپه های خاک موجود در این خیابان کاری بسیار مشکل است، گرد و خاک موجود در این خیابان مشکلات عدیده بهداشتی را برای ساکنان بدشانس این خیابان در پی داشته است.
اکنون به قسمتی از مصاحبه اختصاصی وب سایت سده با شهردار خمینی شهر که در اسفند 1387 صورت گرفت و در ابتدای همین پست بصورت رنگی آورده شده است دقت کنید. دوباره به تاریخ هایی که آقای شهردار ذکر کرده است توجه فرماید! اکنون یکسال از زمانی که آقای شهردار جهت تکمیل تعریض خیابان قول داده بود می گذرد.
داد اهالی خیابان بلند شده است. کسبه خیابان از وضع موجود ناراضی هستند و خانواده ها بیشتر.
متاسفانه از گوشه و کنار بی احترامی های اهالی شهرداری نسبت به سوالات و درخواست های بجای مردم شنیده می شود و هیچ کس پاسخگو نیست.

دو نکته بی ربط با مسائل فوق:
1- قبل از انجام هر پروژه ای باید امکانسنجی انجام گیرد مسائل مالی حل شود و بعد پروژه شروع شود؛ کسی که بودجه ندارد پروژه ای را شروع نمی کند.

2- در کشورهای پیشرفته مرسوم است که وقتی مسئولی نمی تواند به تعهدات خود عمل کند،همچون یک مرد از مردم عذرخواهی نموده و استعفا می کند تا فرد شایسته ای که خود را خادم مردم می داند و تخصص کافی دارد، مدیریت امور را به عهده بگیرد.

3- اعضای شورای شهر ما کجایند و چرا به وظائف قانونی خود عمل نمی کنند؟



جمعه 14 اسفند 1388 نوشته شده توسط احسان

سال های زیادی است که مردم دنیا با نعمت برق آشنا شده اند و از همان ابتدا در کشور ما هم به کار گرفته شد.چیزی که در گذشته بودن و یا نبودن آن شاید مساله مهمی به شمار نمی امد و مثلا در صورت نبودن برق مغازه ها زود تر می بستد یا از چراغ های نفتی و .. برای روشنایی استفاده می کردند.در منازل هم نهایت وسایلی که با برق کار می کرد یک لامپ،یک رایو و به ندرت یک تلویزیون بوده است.زمان گذشت و ما هم همانند سایر دنیا وابستگی خود را به برق بیشتر و بیشتر کردیم تا جایی که الان دیگر در صورت نبود برق مغازه های کمی می توانند به فعالیت خود ادامه دهند .در منازل یک شعله لامپی که در گذشته در خانه ها بوده تبدیل به ده ها لامپ در هر منزل شده است ،رادیو شاید جای خود را از دست داده باشد اما تلویزیون طرف داران بسیار بیشتری را برای خود دست و پا کرده و انواع و اقسام لوازم و تجهیزات برقی دیگر در تمام منازل جای خود را باز کرده اند که شاید مهم ترین آنها رایانه ،ماشین لباس شوی و... باشد که همگی بهتر از من می دانید.اما یک سوال :آیا الان هم در صورت نبود برق می توان به زندگی به روال عادی خود با این همه وابستگی ادامه داد؟؟؟

مساله ای که دیگر شاید برای هم شهریان عزیز چندان غریب نباشد.

قطعی برق

یک سوال می پرسم،آخرین باری که به دلیل نبود برق کار شما عقب افتاده است و یا انجام نشده را به خاطر می آورید؟

قطعا پاسخ شما مثبت است.چون قطعا زمان زیادی از فواصل قطعی برق در شهر نمی گذرد.

شاید اگر از کسی در آن سوی مرز ها بپرسید آخرین باری که قطعی برق را تجربه نمودید کی بوده است؟ مدتی را به فکر رود ،شاید هم اصلا چیزی به خاطر نیاورد.شاید هم بپرسد مگر برق هم قطع می شود؟!!!

اما اینجا مردم با این مشکل ظاهرا رفیق شده اند و اگر آنرا نبینند تعجب کنند.

هر از چند گاهی ماموران قبوض برق را درب منازل و مغازه ها تحویل می دهند ، که در آنها اولتیماوتمی برای پرداخت در نظر گرفته شده است که باید طی آن مدت پرداخت گردد والا ....

 به فرض پرداخت نکردن قبض وقطع برق شما یک کار درست، اما آیا قطع برق به دلیل نپرداختن قبض به دلیل عدم دریافت قبض هم کار درستی است؟؟؟؟

به فرض این مساله هم در نظر گرفته نشود ،در هر قبضی که ما پرداخت می کنیم مقداری را برای آبونمان ،مالیات و ... می پردازیم .دلیل پرداخت این مالیات ها چیست؟

آیا جواب آن غیر از این است که این پول ها باید صرف به سازی،نوسازی  و تجهیز شبکه توزیع برق شود؟

اگر خرج می شود چرا ما باید در هر هفته چندین بار شاهد قطعی برق از 1 دقیقه گرفته تا چندین دقیقه باشیم؟

آیا فقط مردم باید پاسخگو باشند؟آیا اداره برق هیچ مسئولیتی در قبال مردم شهید پرور خمینی شهر ندارد؟آیا از کار افتادن زندگی مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟آیا سوختن و از بین رفتن  لوازم و سرمایه مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟و هزار آیا و اگر دیگر.

من نوعی که در هر دوره قبض برقم را سر موقع پرداخت می کنم آیا نباید حقوقی در قبال اداره برق داشته باشم؟آیا این حق من نیست که در ازای پرداخت پول از شبکه توزیع پایداری برخوردار باشم؟

ناگاه به یاد جمله ای از معلم سال دوم دبیرستان خود افتادم.در ایالتی در آن دور ها شبکه ای را تاسیس کردند به عنوان شبکه جایگزین برق در مواقع قطع شبکه .اما این شبکه بدون استفاده طی مدت 42 یا 43 سالی که دقیقا یادم نیست از رده خارج می شود.بدون استفاده.!!!!!!!!

نتیجه و تصمیم گیری از مطالب فوق به عهده خواننده است.



چهارشنبه 14 بهمن 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

مطلبی که اکنون می نگارم سوالی بیش نیست. نمی دانم این سوال را از چه کسی باید بپرسم. از شهردار، فرماندار یا .... اما می دانم جوابش برای من و تمامی همشهریانم حیاتی است.

امروز صبح یکی از دوستان اصفهانی ام با من تماس گرفت و گفت این چشمه لادر که اینقدر از آن تعریف می کنید که جزء مناطق نظامی است!!!

من با تعجب موضوع را انکار کردم ولی وقتی داستان را برایم تعریف کرد من را دچار ابهام نمود.

داستان از این قرار است که امروز دوستم با یک اتوبوس از دانشجویان دختر راهی چشمه لادر می شوند. در آنجا یکی از برادران سپاهی از ورود آنها به محوطه چشمه اصلی جلوگیری می کند و سپس آنها را به چشمه فرعی راهنمایی می کند و پس از آن، آنها را به کوه صفه می فرستد.

جالب اینجاست که طبق شنیده هایم این برادران، از صخره های چشمه اصلی جهت صخره نوردی استفاده می کنند و سوراخ های متعددی بر روی آن ایجاد کرده اند.

این مطلب را قبلا از چندین نفر شنیده بودم که در روزهای خاصی چنین اتفاقاتی رخ داده است ولی هرگز باور نکرده بودم.

و تنها یک سوال باقی می ماند: آیا تنها چشمه معروف خمینی شهر هم به تدریج و آرام آرام به مناطق نظامی که در این شهر کم نیستند تبدیل خواهد شد؟

در این شهر چه کسی پاسخگوی سوال منست؟



جمعه 4 دی 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

با سلام

در این پست برخلاف پست های قبلی دوست داریم خواننده مطالب شما گرامیان پیرامون عزاداری های مردم خمینی شهر باشیم.

شما با کدام یک از عزاداری های مردم خمینی شهر موافق هستید و کدامیک را مناسب نمی دانید؟ چرا؟

لطفا نظر خود را در قسمت نظرات درج نمایید. طبیعی است که نظرات توهین آمیز و فاقد استدلال حذف خواهند شد.



پنجشنبه 3 دی 1388 نوشته شده توسط غزل خانم

داشتم از یکی از کوچه های کاه گلی و قدیمی رد می شدم که منظره یک خانه قدیمی که هنوز پا بر جا بود نظر مرا به خودش جلب کرد.
برایم جالب بود بدانم این 2سکوی دو طرف در ب خانه، به خاطر چیست؟
از پیر مردی که در آن نزدیکی مغازه داشت سوال کردم  و در جواب شنیدم که در قدیم هنگام غروب که هوا دلگیر میشد و زن و مرد هر دو از کار روزانه فارغ می شدند به بیرون خانه می آمدند و روی این سکوها نشسته تا خستگی یک روز را از تن بیرون کرده و همچنین حوصله آنها بیاید.

سکوهای خانه های قدیمی خمینی شهر

شاید از این مناظر در شهری همچون شهرستان خمینی شهر که یک شهریست با بافت قدیمی کم نباشد و شاید بارها از کنار آنها بی تفاوت رد شده ایم بی آنکه برایمان جالب باشد ولی بیایید کمی با دقت بیشتر نگاه کنیم که در گذشته پدربزگ ها و مادر بزرگ های ما در کجا ها و چگونه زندگی می کرده اند،صفا و صمیمیت و در عین حال سادگی گذشته را می توان در همین بنا ها یافت کرد، بدون اغراق باید گفت خوش به حال آنها که این قدر ساده می زیسته اند و خود را پایبند این همه تجملات نکرده بودند، زنها نیز پا به پای مردها کار می کردند تا چرخ زندگی بچرخد به قول همان پیرمرد: زن به کار و مرد به کار تا بچرخد روزگار.



یکشنبه 22 آذر 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

" «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
شنبه 30 آبان 1388 نوشته شده توسط محمد جواد عموشاهی

هنوز کم نیستند کسانی که آن را چهار راه غریب خان می نامند. بعدها فلکه شهرداری و سپس به نام مبارک امام حسین (ع) مزین و میدان امام حسین نامیده شد.

اکنون اما نه چیزی از میدانش باقی مانده و نه چیزی از نام مبارک امام حسین (ع) که زمانی در وسط میدان تعبیه شده بود. میدانی که حتی در شلوغ ترین ساعات و شلوغ ترین روزها (دوشنبه ها) ترافیک نسبتا روانی را شاهد بود اکنون به چهار راه غریبه ای تبدیل گشته که در ساعات پر رفت و آمد، ترافیک سنگینی را ایجاد می کند و احتمال بروز تصادفات را به شدت افزایش می دهد.

از طرفی اگر به وضعیت خیابان شهید صدوقی (یا همان شهرداری سابق) نظری بیفکنیم ویرانه ای را می بینیم که بیشتر به ویرانه های جنگ تحمیلی در شهرهای آبادان و خرمشهر شباهت دارد.

در اینجا قصد متهم کردن شخص، نهاد یا سازمان خاصی را نداریم اما شنیده ها حاکی از آن است که دلیل اصلی بوجود آوردن چنین شرایط سختی برای مردم این خیابان به ستوه آوردن ایشان جهت توافق با شهرداری بر سر خانه و مغازه ها جهت تعریض خیابان شهرداری می باشد.

هرچند موافق اصلی توافق شهروندان با شهرداری جهت تعریض این خیابان هستیم اما متوسل شدن به هر روش ممکن جهت اجبار مردم به این امر را عقلا و شرعا نادرست می دانیم.

همگان می دانیم که درون خانه های تخریب شده این خیابان چاه های پرنشده ای وجود دارد که جان کودکان و حتی بزرگسالانی که از این مناطق عبور می کنند را تهدید می کند.

پیاده روهای این خیابان اصلا وضعیت خوبی ندارند و در فصل بارش برف و باران می توانند سلامتی کودکان دبستانی مردم را به خطر بیندازند.

گرد و خاک ناشی از خانه های تخریب شده سایرین را دچار مشکل کرده است. اغلب مردم بلاتکلیف هستند و بین دوراهی ماندن و زجر کشیدن و رفتن و گذشتن از حق و حقوق خود درمانده اند.

متاسفانه اخباری که به گوش می رسد حاکی است مسئولین شهرداری خمینی شهر بیان کرده اند که نسبت به همه این مشکلات واقفند و این مشکلات را برای کوچ دادن مردم از این خیابان ضروری می دانند.

این حق را برای مسئولین محترم شهرداری محفوظ می دانیم که نظرات خود را در مورد این مسائل به طور شفاف از طریق همین رسانه به اطلاع مردم برسانند و از خود دفاع نمایند و یا باسکوت خود این مسائل تلخ را تائید کنند تا مردم چهره حقیقی مسئولین خود را بهتر درک کنند.

به هرحال؛ اکنون، مردم خیابان شهید صدوقی از چهارراه غریب خان نیز غریب ترند.  



سه شنبه 27 مرداد 1388 نوشته شده توسط امیر پریشانی

نتیجه نظرسنجی در مورد استاندار اصفهان



» عدالت و مهرورزی از نوع دولت دهم
» اول اندیشه وانگهی گفتار
» بلیط اتوبوس باز هم گران شد....
» راه بی پایان
» آیت الله اشرفی اصفهانی قدس سره
» مشکلات خیابان شهید صدوقی تا کی؟
» اندر حکایات برق
» استقبال از نوروز
» حضور موثر امدادگران خمینی شهر در میدان امام اصفهان
» طرح های عمرانی به مناسبت دهه فجر
» چشمه لادر منطقه نظامی می شود
» در راهپیمایی خمینی شهر چه گذشت
» بیانیه سایت سده درباره اهانت به سالار شهیدان
» انعکاس در انعکاس 3
» موفقیت تیم طراحی خمینی شهر در جشنواره جوان خوارزمی
» آتش سوزی
» آن روزها
» باز هم محرم....
» پر رنگ تر از «خدا»
» خمینی شهر رتبه اول عضو گیری کتابخانه را در استان اصفهان کسب کرد
» هجویات خاله خانوم تا کجا؟
» در شهرما میراث فرهنگی را خراب می کنند!
» از غریب تا غریب
» سومین برگ زرین***شیوه های دفاع مردم خمینی شهر از روحانیت***مبارزه با رضاشاه
» خمینی شهر؛ جمعیت دانش آموزی زیاد،مدرسه کم
» خانه سرتیپ سدهی
» زیست محیطی
» گاف بزرگ شبکه اصفهان
» مجوز بلند مرتبه سازی برای دومین شهر پرتراکم کشور صادر شد.
» سومین برگ زرین***نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی***بخش اول
ما یاد گرفتیم که پاینده بمانیم در تاب و تب عشق فروزنده بمانیم در شعر و قلم، خسته و شوریده چنان شمع در غم خوری مردم خود، زنده بمانیم دوستان سلام جمعی از جوانان سده گرد هم آمدیم تا برای یک لحظه هم که شده سده را فریاد بزنیم گاهی بخندیم و گاهی بگرییم آمدیم تا بگوییم سده هست ما هم هستیم سده همچنان سرافراز خواهد ماند همراهی شما دلگرمی ماست واژه ای هست کزو مست و رها جان منست لاله زاری که همان مظهر ایمان منست آن که چشمان جهان خیره به اسرارش شد دل من، جان من و کشور ایران منست در پایان از شما تشکر میکنم که وقت عزیز خود را صرف مطالعه مطالب این وبگاه اینترنتی کردید زنده باد سده زنده باد ایران
<