بلیط اتوبوس باز هم گران شد....

سلام
عیب به خودمان برمی گردد. تازگی ها خیلی تنبل شده ایم. انگار نه انگار که شرایط نوشتن در این سایت چه بود؟؟!! حداقل ها را دیگر خودمان هم رعایت نمی کنیم!

اما موردی که می خواستم به آن اشاره کنم گرانی مجدد قیمت بلیط اتوبوس در شهرمان است. در حالی که تنها حدود یکسال از افزایش قیمت بلیط اتوبوس از 30 تومان به 50 تومان می گذرد در هفته گذشته این قیمت به 60 تومان رسید.
1) مگر قرار است بلیط اتوبوس هر سال گران شود. آن هم در مدت حدود یکسال قیمت آن 2 برابر شود.
2) قیمت قبلی لااقل این حسن را داشت که رند بود. بااین قیمت جدید اگر مثلا بخواهی یکی دو تا بلیط بخری حتما باید پول خرد داشته باشیم.
3) اکثر مسافران اتوبوس افرادی هستند که توان مالی کمتری دارند مگرنه، خیلی ها دوست دارند با ماشین شخصی بروند. این افزایش قیمت فقط فشار مضاعفی به قشر پایین تر جامعه است.
اگر قرار است یارانه ها هدفمند شود فکر کنم تخصیص آن به اتوبوسرانی که این قشر از آن استفاده می کنند معقولانه تر باشد.
4) این افزایش 20 درصدی قیمت بلیط آیا موجب همین قدر افزایش در حقوق رانندگان زحمت کش اتوبوسرانی هم می شود؟؟
5) اتوبوسرانی مدعی است شهروندان تنها یک سوم قیمت بلیط را می پردازند. اگر چنین چیزی را بپذیریم بدان معناست که هزینه واقعی سفر به اصفهان با اتوبوس 360 تومان است. شما چنین حرفی را می پذیرد؟؟!! 




  • راه بی پایان

    خبرنگار سده: جناب مهندس پورکاظم، داستان قدیمی خیابان شهید صدوقی و 17 شهریور چه زمانی به پایان می رسد؟

    سال 1388 پایانی بر داستان قدیمی صدوقی نشین ها خواهد بود

     

    خیابان شهید صدوقی و خیابان 17 شهریور سرنوشت مشابهی دارند. امسال(1387) در خیابان شهید صدوقی آزادسازی های خوبی داریم  و مساعدت همشهریان خوب است. تصمیم داریم در اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت (1388)، ماشین آلات در خیابان شهید صدوقی شروع به کار کنند و جدول را تا پشت منازل کسانی که در امر آزاد سازی همکاری نمی کنند بیاوریم. البته نزدیک 70 درصد خیابان آزاد شده و مصممیم که سال آینده این پروژه را اجرا کنیم.

     

    خبرنگار سده: برخی از منازل تخریب شده در خیابان شهید صدوقی تبدیل به زباله دان شده و بعضا چاههایی در آنها وجود دارد که می تواند برای مردم مشکل ساز شود. در این مورد چه اقدامی صورت خواهید داد؟

    زمین منازلی که تا آذر 87 تخریب شده اند، زیرسازی و آسفالت شده است و مابقی را به خاطر اینکه سال آینده(1388) قصد داریم کار بکنیم آسفالت نکرده ایم و کار آسفالتشان را به سال آینده و پس از جدول گذاری و زیرسازی موکول کرده ایم. اگر مواردی مانند چاه و یا غیره وجود دارد، شهروندان گرامی اطلاع رسانی کنند تا با اقدام بموقع، از بروز مشکل جلوگیری کنیم.

    حتماً با خواندن جملات فوق شوکه شده اید! اشتباه نکنید، تاریخ های ذکر شده کاملاً درست هستند.
    اجازه بدهید از اول شروع کنیم. امروز 24/3/1389 است. سری به خیابان شهید صدوقی می زنیم. خرابه های شام، فلسطین، از جنگ برگشته و ... توصیفاتی است که مردم کوچه بازار طی چند ماه اخیر برای توصیف وضع افتضاح این خیابان به کار می برند. گذشته از اینکه تردد در بین خرابه ها و چاله ها و تپه های خاک موجود در این خیابان کاری بسیار مشکل است، گرد و خاک موجود در این خیابان مشکلات عدیده بهداشتی را برای ساکنان بدشانس این خیابان در پی داشته است.
    اکنون به قسمتی از مصاحبه اختصاصی وب سایت سده با شهردار خمینی شهر که در اسفند 1387 صورت گرفت و در ابتدای همین پست بصورت رنگی آورده شده است دقت کنید. دوباره به تاریخ هایی که آقای شهردار ذکر کرده است توجه فرماید! اکنون یکسال از زمانی که آقای شهردار جهت تکمیل تعریض خیابان قول داده بود می گذرد.
    داد اهالی خیابان بلند شده است. کسبه خیابان از وضع موجود ناراضی هستند و خانواده ها بیشتر.
    متاسفانه از گوشه و کنار بی احترامی های اهالی شهرداری نسبت به سوالات و درخواست های بجای مردم شنیده می شود و هیچ کس پاسخگو نیست.

    دو نکته بی ربط با مسائل فوق:
    1- قبل از انجام هر پروژه ای باید امکانسنجی انجام گیرد مسائل مالی حل شود و بعد پروژه شروع شود؛ کسی که بودجه ندارد پروژه ای را شروع نمی کند.

    2- در کشورهای پیشرفته مرسوم است که وقتی مسئولی نمی تواند به تعهدات خود عمل کند،همچون یک مرد از مردم عذرخواهی نموده و استعفا می کند تا فرد شایسته ای که خود را خادم مردم می داند و تخصص کافی دارد، مدیریت امور را به عهده بگیرد.

    3- اعضای شورای شهر ما کجایند و چرا به وظائف قانونی خود عمل نمی کنند؟





  • اندر حکایات برق

    سال های زیادی است که مردم دنیا با نعمت برق آشنا شده اند و از همان ابتدا در کشور ما هم به کار گرفته شد.چیزی که در گذشته بودن و یا نبودن آن شاید مساله مهمی به شمار نمی امد و مثلا در صورت نبودن برق مغازه ها زود تر می بستد یا از چراغ های نفتی و .. برای روشنایی استفاده می کردند.در منازل هم نهایت وسایلی که با برق کار می کرد یک لامپ،یک رایو و به ندرت یک تلویزیون بوده است.زمان گذشت و ما هم همانند سایر دنیا وابستگی خود را به برق بیشتر و بیشتر کردیم تا جایی که الان دیگر در صورت نبود برق مغازه های کمی می توانند به فعالیت خود ادامه دهند .در منازل یک شعله لامپی که در گذشته در خانه ها بوده تبدیل به ده ها لامپ در هر منزل شده است ،رادیو شاید جای خود را از دست داده باشد اما تلویزیون طرف داران بسیار بیشتری را برای خود دست و پا کرده و انواع و اقسام لوازم و تجهیزات برقی دیگر در تمام منازل جای خود را باز کرده اند که شاید مهم ترین آنها رایانه ،ماشین لباس شوی و... باشد که همگی بهتر از من می دانید.اما یک سوال :آیا الان هم در صورت نبود برق می توان به زندگی به روال عادی خود با این همه وابستگی ادامه داد؟؟؟

    مساله ای که دیگر شاید برای هم شهریان عزیز چندان غریب نباشد.

    قطعی برق

    یک سوال می پرسم،آخرین باری که به دلیل نبود برق کار شما عقب افتاده است و یا انجام نشده را به خاطر می آورید؟

    قطعا پاسخ شما مثبت است.چون قطعا زمان زیادی از فواصل قطعی برق در شهر نمی گذرد.

    شاید اگر از کسی در آن سوی مرز ها بپرسید آخرین باری که قطعی برق را تجربه نمودید کی بوده است؟ مدتی را به فکر رود ،شاید هم اصلا چیزی به خاطر نیاورد.شاید هم بپرسد مگر برق هم قطع می شود؟!!!

    اما اینجا مردم با این مشکل ظاهرا رفیق شده اند و اگر آنرا نبینند تعجب کنند.

    هر از چند گاهی ماموران قبوض برق را درب منازل و مغازه ها تحویل می دهند ، که در آنها اولتیماوتمی برای پرداخت در نظر گرفته شده است که باید طی آن مدت پرداخت گردد والا ....

     به فرض پرداخت نکردن قبض وقطع برق شما یک کار درست، اما آیا قطع برق به دلیل نپرداختن قبض به دلیل عدم دریافت قبض هم کار درستی است؟؟؟؟

    به فرض این مساله هم در نظر گرفته نشود ،در هر قبضی که ما پرداخت می کنیم مقداری را برای آبونمان ،مالیات و ... می پردازیم .دلیل پرداخت این مالیات ها چیست؟

    آیا جواب آن غیر از این است که این پول ها باید صرف به سازی،نوسازی  و تجهیز شبکه توزیع برق شود؟

    اگر خرج می شود چرا ما باید در هر هفته چندین بار شاهد قطعی برق از 1 دقیقه گرفته تا چندین دقیقه باشیم؟

    آیا فقط مردم باید پاسخگو باشند؟آیا اداره برق هیچ مسئولیتی در قبال مردم شهید پرور خمینی شهر ندارد؟آیا از کار افتادن زندگی مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟آیا سوختن و از بین رفتن  لوازم و سرمایه مردم اهمیتی برای اداره برق ندارد؟و هزار آیا و اگر دیگر.

    من نوعی که در هر دوره قبض برقم را سر موقع پرداخت می کنم آیا نباید حقوقی در قبال اداره برق داشته باشم؟آیا این حق من نیست که در ازای پرداخت پول از شبکه توزیع پایداری برخوردار باشم؟

    ناگاه به یاد جمله ای از معلم سال دوم دبیرستان خود افتادم.در ایالتی در آن دور ها شبکه ای را تاسیس کردند به عنوان شبکه جایگزین برق در مواقع قطع شبکه .اما این شبکه بدون استفاده طی مدت 42 یا 43 سالی که دقیقا یادم نیست از رده خارج می شود.بدون استفاده.!!!!!!!!

    نتیجه و تصمیم گیری از مطالب فوق به عهده خواننده است.





  • چشمه لادر منطقه نظامی می شود

    مطلبی که اکنون می نگارم سوالی بیش نیست. نمی دانم این سوال را از چه کسی باید بپرسم. از شهردار، فرماندار یا .... اما می دانم جوابش برای من و تمامی همشهریانم حیاتی است.

    امروز صبح یکی از دوستان اصفهانی ام با من تماس گرفت و گفت این چشمه لادر که اینقدر از آن تعریف می کنید که جزء مناطق نظامی است!!!

    من با تعجب موضوع را انکار کردم ولی وقتی داستان را برایم تعریف کرد من را دچار ابهام نمود.

    داستان از این قرار است که امروز دوستم با یک اتوبوس از دانشجویان دختر راهی چشمه لادر می شوند. در آنجا یکی از برادران سپاهی از ورود آنها به محوطه چشمه اصلی جلوگیری می کند و سپس آنها را به چشمه فرعی راهنمایی می کند و پس از آن، آنها را به کوه صفه می فرستد.

    جالب اینجاست که طبق شنیده هایم این برادران، از صخره های چشمه اصلی جهت صخره نوردی استفاده می کنند و سوراخ های متعددی بر روی آن ایجاد کرده اند.

    این مطلب را قبلا از چندین نفر شنیده بودم که در روزهای خاصی چنین اتفاقاتی رخ داده است ولی هرگز باور نکرده بودم.

    و تنها یک سوال باقی می ماند: آیا تنها چشمه معروف خمینی شهر هم به تدریج و آرام آرام به مناطق نظامی که در این شهر کم نیستند تبدیل خواهد شد؟

    در این شهر چه کسی پاسخگوی سوال منست؟





  • باز هم محرم....

    ابتدا از این كه مدتی در خدمت شما نبودم عذرخواهی می كنم و امیدوارم بیشتر بتوانم در این وبلاگ جمعی فعالیت نمایم

     

    چند روزی بیشتر به آغاز محرم نمانده است. شهر حالت غریبی دارد. انگار دوباره شهرمان آبستن حوادث خواهد شد.

    مسئولینی كه فریاد "فرهنگ سازی"شان به آسمان است در این یك سال كار فرهنگی نكرده اند. كار فرهنگی فقط توجیه نیست. كار فرهنگی تهدید نیست. كار فرهنگی فقط تعهد گرفتن نیست. نمی دانیم چه می خواهیم و فقط سخن می گوییم

    ذهن ها دیگر فقط به صبح عاشورا منعطف نیست . حالا دیگر همه می خواهند بدانند روز هفتم محرم در آدریان چه خواهد شد و این فقط از نتایج بی تدبیری است...

    مسئولین امسال چه می خواهند بكنند؟ آیا باز هم برخورد همراه با خشونت گزینه اول است یا خیر؟ آیا روش آزمایش شده باز هم قرار است آزمایش شود؟؟!!

    فقط هر كاری می كنیم یادمان باشد حمید رضایی دیگری تكرار نشود......





  • پر رنگ تر از «خدا»

    خوب که دقت می کنم می بینم واقعا زندگی ما با نام «خدا» عجین شده است و لحظه ای نیست که از نام «خدا» غافل شویم.

    بعد از ظهر جمعه، سوار بر تاکسی از خیابان اشرفی اصفهانی (کهندژ) به سمت میدان شهدا در حرکت بودم، صد متری مانده بود تا به میدان برسیم که با ترافیک سنگینی روبرو شدیم.

    علامت های رنگارنگ، خود گویای همه چیز بود، ای «خدا»! پشت کاروان گیر کرده بودیم.

    حساب کردم دیدم دقیقا هفت روز تا اول محرم مانده است. خیابان کیپ تا کیپ پر شده بود از وسائل نقلیه ای که هر یک منتظر حرکت اسب شمر و گهواره و علامت ها بودند.

    " «خدا»ئیش هم  اگر  ما مردم نبودیم چه کسی می خواست این همه چراغ مرکبی (فانوس) را بخرد، لااقل ما توی علامت هامون بکار می بریمشون"

    این جمله ای بود که راننده تاکسی خطاب به من گفت.





  • ادامه نوشته را اینجا بخوانید
  • هجویات خاله خانوم تا کجا؟

    این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

    نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

    به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

    اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

    ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

    اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

    اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

    1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

    2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

    3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

    4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

    5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

    سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

    ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.      





  • از غریب تا غریب

    هنوز کم نیستند کسانی که آن را چهار راه غریب خان می نامند. بعدها فلکه شهرداری و سپس به نام مبارک امام حسین (ع) مزین و میدان امام حسین نامیده شد.

    اکنون اما نه چیزی از میدانش باقی مانده و نه چیزی از نام مبارک امام حسین (ع) که زمانی در وسط میدان تعبیه شده بود. میدانی که حتی در شلوغ ترین ساعات و شلوغ ترین روزها (دوشنبه ها) ترافیک نسبتا روانی را شاهد بود اکنون به چهار راه غریبه ای تبدیل گشته که در ساعات پر رفت و آمد، ترافیک سنگینی را ایجاد می کند و احتمال بروز تصادفات را به شدت افزایش می دهد.

    از طرفی اگر به وضعیت خیابان شهید صدوقی (یا همان شهرداری سابق) نظری بیفکنیم ویرانه ای را می بینیم که بیشتر به ویرانه های جنگ تحمیلی در شهرهای آبادان و خرمشهر شباهت دارد.

    در اینجا قصد متهم کردن شخص، نهاد یا سازمان خاصی را نداریم اما شنیده ها حاکی از آن است که دلیل اصلی بوجود آوردن چنین شرایط سختی برای مردم این خیابان به ستوه آوردن ایشان جهت توافق با شهرداری بر سر خانه و مغازه ها جهت تعریض خیابان شهرداری می باشد.

    هرچند موافق اصلی توافق شهروندان با شهرداری جهت تعریض این خیابان هستیم اما متوسل شدن به هر روش ممکن جهت اجبار مردم به این امر را عقلا و شرعا نادرست می دانیم.

    همگان می دانیم که درون خانه های تخریب شده این خیابان چاه های پرنشده ای وجود دارد که جان کودکان و حتی بزرگسالانی که از این مناطق عبور می کنند را تهدید می کند.

    پیاده روهای این خیابان اصلا وضعیت خوبی ندارند و در فصل بارش برف و باران می توانند سلامتی کودکان دبستانی مردم را به خطر بیندازند.

    گرد و خاک ناشی از خانه های تخریب شده سایرین را دچار مشکل کرده است. اغلب مردم بلاتکلیف هستند و بین دوراهی ماندن و زجر کشیدن و رفتن و گذشتن از حق و حقوق خود درمانده اند.

    متاسفانه اخباری که به گوش می رسد حاکی است مسئولین شهرداری خمینی شهر بیان کرده اند که نسبت به همه این مشکلات واقفند و این مشکلات را برای کوچ دادن مردم از این خیابان ضروری می دانند.

    این حق را برای مسئولین محترم شهرداری محفوظ می دانیم که نظرات خود را در مورد این مسائل به طور شفاف از طریق همین رسانه به اطلاع مردم برسانند و از خود دفاع نمایند و یا باسکوت خود این مسائل تلخ را تائید کنند تا مردم چهره حقیقی مسئولین خود را بهتر درک کنند.

    به هرحال؛ اکنون، مردم خیابان شهید صدوقی از چهارراه غریب خان نیز غریب ترند.  





  • زیست محیطی

    این پست را به طرح دو سوال از شهرداری محترم خمینی شهر اختصاص می دهم.
    سوال اول:

    چرا محل جمع آوری زباله ها در شهر و در نزدیکی مناطق مسکونی قرار دارد؟

    شاید حدود 10 سال پیش این مکان که هم اکنون در نزدیکی پمپ گاز است مکان مناسبی برای جمع آوری وسوزاندن زباله ها بود ولی با سرعت روز افزون ساخت منازل هم اکنون مکان مناسی به حساب نمی آید علی الخصوص که چندین دستگاه آپارتمان چندین طبقه در همان نزدیکی در حال ساخت می باشد و در آینده ای نه چندان دور به صاحبان آنها تحویل داده می شود.
    علاوه بر این از فاصله خیلی دور هم بوی زباله ها باعث اذیت افراد وعابران می شود.
    آیا شهرداری محترم خمینی شهر فکری برای رفع این مشکل کرده است؟
    آیا دود های این زباله ها که به خانه ها می رود باعث ایجاد بیماری نمی گردد؟

    واما سوال دوم:

    شما طرحی به نام بازیافت زباله ها معرفی نمودید و بروشورهای آن را در اختیار مردم قراردادید تقریبا  بیشتر مردم آگاهی لازم را به دست آورده اند.

    آیا فرصت آن نرسیده که این فرهنگ سازی تکمیل گردد و مرحله دوم این طرح آغاز گردد؟
    شهرداری قول داده بود که سطل های رنگی مخصوصی را دراختیار عموم قرار دهد ولی به نظر می رسد که این طرح یا متوقف شده یا با سرعت کندی پیش می رود.
    این طور که ما مطلع شدیم چند ماه قبل این سطلها به تعداد کمی از همشهریان تحویل داده شده است  ولی بهتر است این کار به طور گسترده و در بازه زمانی مشخصی انجام گیرد.





  • گاف بزرگ شبکه اصفهان

    شبکه اصفهان که چندی است ظاهرا با مردم خمینی شهر آشتی نموده است، سعی می کند اخبار این شهرستان را در حد توان خود منعکس نماید. این شبکه پیش از این تنها به انتشار اخبار جرائم و اتفاقات و حوادث شهرستان خمینی شهر اکتفا می نمود. 
    این شبکه استانی مدتی است که در بخش هواشناسی و پیش بینی وضعیت آب و هوا، از خمینی شهر نیز به طور مجزا نام می برد. اما در ماه مبارک رمضان امسال برخلاف سالهای گذشته، افق خمینی شهر را با یک دقیقه تفاوت نسبت به شهر اصفهان اعلام می کند.
    لازم به ذکرست که همه ساله خمینی شهر و اصفهان هم افق اعلام می شدند.
    اما شبکه اصفهان اشتباه بزرگش را وقتی مرتکب شد که در خبری از خمینی شهر، محله بزرگ ورنوسفادران را "روستا" خطاب کرد.
    این شبکه در اخبار خود که همراه با تصویر افطاری افراد ناشنوا همراه بود، چنین زیر نویس کرد:

     مراسم افطاری افراد ناشنوا در روستای ورنوسفادران خمینی شهر

    به نظر من این مساله علاوه بر شرم آور بودن، ضعف اطلاعاتی این شبکه استانی را می رساند.
    البته این اشتباهات فاحش مختص اخبار خمینی شهر نیست چراکه اشتباهات متعددی در این اخبار رخ می دهد و هرگز عذرخواهی نمی کنند.
    از جمله ی آخرین اشتباهاتش برنده اعلام کردن تیم فولاد ماهان سپاهان در مقابل تیم قزاقستانی است در حالی که ماهان 4 بر 2 از این تیم شکست خورده بود. 





  • پارک کوهستانی سابق

    میلاد با سعادت امام حسن (ع) را به تمام شما مردم شهید پرور خمینی شهر تبریک عرض میکنم.

    با وجود مشکلات  زیادی که برای مسکن جوانان خمینی شهر وجود دارد اما متاسفانه باید بگویم که برای رفع این مشکل دست به تخریب مناظر طبیعی و تفریحی شهر از جمله کوههای زیبا زده شده است و این منابع طبیعی گرانبها و جلوه های زیبای شهر به سرعت در حال تخریب و نابودی است. تا چندی بعد، این کوهها جای خود را به ساختمانای بلند می دهند و همچنین باغ های زیبا و سرسبز نیز جای خود را به خیابانها می دهند!
    آیا واقعا راه حل دیگری برای حل این مشکلات نیست که باید کوهها را نابود کرد؟ به راستی چه کسی جواب گو است؟

    پارک کوهستانی سابق

    آیا بهتر نبود به جای ساختن آپارتمانهای 4 واحدی، آپارتمان های 15طبقه می ساختند وآنها را مجهز به سیستم های رفاهی از جمله آسانسور می کردند؟چرا باید فضای زیادی بی جهت هدر رود؟با ساختن ساختمانهای بیش از15طبقه هم میتوان جلوه شهر و نمای آن را حفظ کرد هم می توان تعداد زیادی از مردم را خانه دار کرد.

    دیری نپاید که نسل بعد از ما هرگاه اسمی از کوه یا باغ می آید متوجه صحبتهای ما نشوند و یک تصویر گنگی برای آنها بوجود آید.

    فراموش نکنیم کوههایی که هم اکنون در حال تخریب هستند و تبدیل به خانه می شوند تا چندی پیش قرار بود تبدیل به پارک کوهستانی خمینی شهر شوند!





  • طرح مسکن مهر در خمینی شهر با بی مهری مسئولان مواجه شده است .

    درست یکسال پیش بود که به منظور ساخت مسکن در قالب طرح مسکن مهر جوانان از متقاضیان ثبت نام به عمل آمد. در ابتدا قرار بود که تا یکسال با همکاری اداره تعاون و متقاضیان طرح تکمیل شده و به مردم تحویل شود ولی طبق معمول از ارائه تسهیلات بانکی  و افتتاح این طرح در خمینی شهر خبری نیست و ادارت مربوطه به هیچ وجه با ثبت نام شدگان همکاری به عمل نمی آورند . این در حالی است که این طرح در شهرهای همجوار پیشرفت قابل توجهی داشته است .
    طبق گفته محمد شفیعی مدیر اداره تعاون شهرستان 22 هزار نفر در طرح مسکن مهر ثبت نام کرده اند.

    طبیعتا این تعداد از مردم اکنون بلاتکلیف هستند و ادارات دخیل در این طرح مراجعه کنندگان را به همدیگر پاس می دهند و لابد در پایان با یک شوت محکم آن ها را از بازی خارج می کنند .
    نماینده خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در جلسه روز چهارشنبه مورخ  27/05/1388 ازاجرای طرح"مسکن مهر"دراین شهرستان انتقاد کرد و گفت:بعد ازگذشت دو سال از کلنگ زنی این طرح به دست استاندار اصفهان، اجرای طرح مسکن مهر در خمینی شهر جدی گرفته نشده و به یک معظل تبدیل گردیده است.

    وی افزود: اشکال تراشی دستگاه های دولتی در اجرای این طرح موجب شده است تا ثبت نام کنندگان این طرح بلاتکلیف باشند و این امر اعتراض آنها را درپی داشته باشد.
    مدیریت اداره تعاون خمینی شهر نیز گفت:تاکنون 22 هزار نفر در طرح مسکن مهر شهرستان خمینی شهر ثبت نام کرده اند.
    "محمد شفیعی"افزود:‌ درگام(فاز)اول این طرح یکهزار و 288 واحد آپارتمانی در نظر گرفته شد که قرار است از اول شهریورماه کار ساخت آنها آغاز شود.





  • خدمت معکوس!!

    عملکرد سازمان اتوبوسرانی خمینی شهر در چند ماه گذشته مورد انتقاد بسیاری از شهروندان قرار گرفته است که بیشترین حجم این انتقادات مربوط به افزایش 66 در صدی قیمت بلیت است که متاسفانه آن سازمان تنها با یک اطلاعیه خنده دار از کنار این موضوع رد شد.

    اما آنچه که مرا مجبور به نوشتن این مطلب کرد شایعاتی است که در سطح شهر شنیده می شود.شایعاتی که در اکثر اوقات هم متاسفانه به حقیقت می پیوندند. بر مبنای این شایعات تا مدتی دیگر اتوبوسهای خط خمینی شهر- اصفهان تنها تا سه راه کهندژ فعالیت خواهند کرد و مسافرین این خط باید ادامه مسیر خود را با ناوگان داخلی اصفهان طی کنند.

    معلوم نیست در زمانی که همه خود را مشغول خدمت به مردم نشان می دهند این اقدام با چه هدفی انجام می گیرد؟ این اقدام جدا از افزایش هزینه ها نتیجه ای جز اتلاف وقت مردم ندارد و موجبات نارضایتی آنان را در پی خواهد داشت که مطمئنا این مورد خواست مسئولین نمی باشد.

    لذا پیشاپیش از شهردار گرامی ، اعضای محترم شورای شهر و مدیریت سازمان اتوبوسرانی که آخرین روزهای خدمت خود را می گذرانند خواهشمندم این عمل صورت نپذیرد و این خط که جز بهترین خطوط خمینی شهر است همچنان به فعالیت خود طبق خواست و اراده مردم ادامه دهد.

     

    مطالب قبلی من: نشریه فرصت ، جدیدترین اخبار از حمله تروریستی ، مدیریت هردمبیل و سایر قضایا!





  • انوشیروان تا صنعتی

    مطلبی که در این پست بیان خواهم کرد، حرف دل تمام همشهریانی است که روزانه از میدان انوشیروان گذر می کنند.

    هرچند مشکل آسفالت جاده ها و خیابان ها، یک مشکل عمومی خمینی شهر و حتی کل استان است اما خیابانی که اشاره خواهم کرد دارای وِیژگی های منحصر بفردیست. وضعیت آسفالت جاده کمربندی خمینی شهر، حدفاصل میدان انوشیروان و دانشگاه صنعتی جالب به نظر نمی رسد، به خصوص حوالی این میدان چاله های نسبتا عمیقی در جاده بوجود آمده که برای وسائل نقلیه سبک بخصوص موتور سیکلت ها می تواند بسیار خطرناک و حتی مرگ آور باشد.

    بنابراین از کلیه همشهریان به خصوص موتور سوارانی که (به ویژه شب هنگام) از این مسیر به سمت خمینی شهر حرکت می کنند تقاضا می شود جهت حفظ سلامتی خود حتما با احتیاط حرکت کرده و مواظب ناهمواری های خطرناک این مسیر باشند.

    این مشکل زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که متوجه کمبود نسبی نور در خیابان و حرکت سریع کامیونها و سایر وسائل نقلیه سنگین در این مسیر باشیم.
    البته با مسئولین اداره راه و ترابری خمینی شهر(!) سخن خاصی نداریم ولی از مسئولین محترم شهرداری خمینی شهر خواهشمندیم که این مساله را پیگیری نمایند.
           





  • میدان امام حسین (شهرداری سابق ) مخمصه شهر

    شاید در ساعات پر تردد شبانه روز گذرتان به میدان امام حسین افتاده باشد . در ساعات بین 11 تا 13 و 19 تا 21 در این میدان ساعات پر رفت و آمدی میگذرد . گره های ترافیکی که گاهاً باز شدن آن دقایق زیادی طول می کشد.

    این مشکل از کجا منشاء می گیرد. باید گفت که چند دلیل عمده برای پاسخ به این سوال وجود دارد که عبارتند از

    1- حجم سنگین عبور و مرور در این مسیر

    2 - یکطرفه شدن خیابان ولی عصر آنهم در جهت افزایش  ورودی ها به این محوطه

    3- کوچک بودن محوطه میدان که اصولا مکان مناسبی برای ایجاد میدان نبوده است.

    4 - وجود مکان های پر رفت و آمدی نظیر دوشنبه بازار

    خوب در رابطه با موضوع اول ، با توجه به اینکه این میدان در اصل نقطه واصله بین شمال شهر و جنوب شهر است تردد این حجم بالا طبیعی به نظر میرسد ولی میتوان با طراحی مسیر های دیگری این بار ترافیکی را در مسیر های مختلف تقسیم نمود .

    اما در مورد گزینه دوم شاید بهتر بود که از خیابان ولی عصر در جهت کاهش حجم عبور و مرور این میدان استفاده می شد نه در جهت سنگین تر کردن ترافیک در این فلکه . بر عکس کردن مسیر خیابان ولی عصر به طرف میدان امام میتواند در حل این مسئله بسیار مهم باشد .

    موضوع سوم خود دلیلی دارد که این روزها که چه عرض کنم این سالها همیشه جزو سوژه های بیشمار عمرانی شهر  بوده است و آنهم موضوع دوبانده کردن خیابان شهید صدوقی در غرب شهرمان است که میتوان گفت نه تنها شاه کلید حل این مسئله است بلکه حلال بسیاری از مشکلات دیگر شهر در این نقطه است .

    روند لاک پشتی آزاد سازی این خیابان به ما این نوید را می دهد که انشالله نوادگان ما میتوانند شاهد افتتاح این بلوار باشند .

    و موضوع چهارم وجود دوشنبه بازار در حول و حوش این میدان است که در روز های خاصی اثر گذاری آن در ترافیک موثر تر است و آنهم روزهای دوشنبه و پنج شنبه ها است که رفت آمد را بسیار سخت می کند و مشکل را بسیار حاد تر .





  • دسته گلی از نماینده شهرمان

    مهرماه سال 1387، یک فوریت طرح «اصلاح موادی از قانون خدمت وظیفه عمومی» که به منظور سازمان دهی معافیت ها و نحوه مشمولیت های مشمولان نظام وظیفه عمومی از سوی 37 نفر از نمایندگان تهیه شده بود،به تصویب نمایندگان رسید.
    کاهش مدت خدمت سربازی دارندگان مدارک تحصیلی دانشگاهی، ضابطه مند شدن معافیت ها (اعم از معافیت تحصیلی، پزشکی و کفالت) و نحوه اعزام مشمولین و وضع قوانین جدید برای غایبین از جمله ویژگی های این طرح است.

    اگرچه بررسی کلیات این طرح روز چهارشنبه هفته گذشته آغاز شد؛ اما رای گیری در مورد کلیات آن و بررسی جزئیات این طرح انجام نشد و به جلسات این هفته مجلس موکول شد که نهایتا کلیات این طرح رای آورد.

    کمتر کسی است که منکر مشکلات و معضلات سربازی برای جوانان این مرز و بوم باشد اما نکته ای که قابل توجه و بهترست بگوییم مایه تاسف است اظهارات نماینده خمینی شهر به عنوان یکی از مخالفان این طرح است.

    «محمدجواد ابطحی» نماینده شهرمان در مخالفت(؟؟؟) با کلیات این طرح، تاکید کرد که بهتر است به جای تاکید و توسعه خدمت وظیفه عمومی، قانونی برای ایجاد ارتش حرفه ای تدوین شود. وی گفت: نظام وظیفه اجباری از دوره ناپلئون بناپارت در کشور ما آغاز شد و در حال حاضر که همه کشورها به سمت ایجاد ارتش حرفه ای حرکت کرده اند، ما هنوز به سیستم نظام وظیفه اجباری می اندیشیم و می خواهیم قوانین مربوط به آن را به روز کنیم. ابطحی با برشمردن مزایای ایجاد ارتش حرفه ای در مقایسه با خدمت وظیفه عمومی، گفت: در حال حاضر 109 کشور ارتش حرفه ای دارند و بقیه کشورها نیز به سمت ایجاد چنین ارتش هایی حرکت می کنند. در حالی که ایران جزو 13 کشوری است که ارتش اجباری دارد. وی گفت: می توان در زمان جنگ، آموزش نظامی را برای عموم اجباری کرد؛ اما در حال حاضر خدمت سربازی موجب هدر رفتن عمر جوانان می شود.
    متاسفانه این اظهارات در حالی بیان می گردد که
    هیچ طرح و لایحه ای جهت ایجاد ارتش حرفه ای وجود ندارد و طبق شواهد و قرائن تا سالهای سال تحقق چنین امری غیرممکن به نظر می رسد.

    به بیان ساده تر نماینده شهرمان با کور سو امیدی که جوانان این مرز و بوم در جهت بهبود وضعیت سربازی خود دارند مخالفت علنی کرد و چهره زشت مخالفت خود را در زیر نقاب قشنگ ارتش حرفه ای پنهان نمود.

    خوشبختانه نماینده خوش فکر اصفهان حسن کامران در موافقت با کلیات این طرح، آن را طرحی راهگشا برای وضعیت فعلی مشمولین نظام وظیفه دانست و گفت: در این طرح تسهیلات و معافیت هایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح در قالب آیین نامه اجرایی اعمال می شد، ذکر شده است.

    همچنین علی اصغر یوسف نژاد نماینده ساری در بیان دلایل موافقت خود با کلیات این طرح تاکید کرد: اگرچه ایجاد ارتش حرفه ای و جایگزینی آن به جای خدمت وظیفه عمومی محاسنی دارد اما تا زمان تدوین قانون مربوط به آن، بهتر است شیوه کنونی اعزام مشمولین به خدمت وظیفه اجباری اصلاح شود.

    اظهارات شخصی و به دور از واقع (تخیلی) نماینده شهرستانمان در برابر تصویب کلیات یک طرح لازم و ضروری برای جوانان این مرز و بوم مایه تاسف فراوان است و ایشان باید در مقابل جوانان فهیم سده ای (و بلکه جوانان کل ایران زمین) پاسخگو (؟؟؟) باشند.      





  • خوب ،بد یا زشت

    مطلبی که الان می نویسم  شاید درد دل هر سدهی باشه که شاید دیگه هیچ راهی برای مقابله با اون در بعضی موارد وجود نداشته باشه.گفته میشه که حدود 20 یا 25 سال پیش بود که جمعیتی شتابان از یکی از کشور های همسایه به سرزمین ما ایران بر اثر جنگ های داخلی و هزار و یک دلیل دیگر پناه آوردند که سده هم از این امر جدا نبوده و پذیرای مهمانان نا خوانده ای شد که حتی فکر آن را هم نمی کرد که تا این زمان گریبان گیر این افراد یعنی افاغنه باشد. زمان می گذشت و هم چنان بر تعداد این مهاجرین افزوده می شد  که در سالهای اخیر به دلیل نزدیکی شهرستان به اصفهان و ارزانی امکانات  و مسکن و فرصت های شغلی فراوان و ... جایگاه بسیار مناسبی شد برای مهاجرت سایر اقوام ایرانی و داستان را به آنجا کشاند که سده را یکی از متراکم ترین شهر ها در ایران قلمداد کردنند.جمعیت روز به روز افزایش می یافت  ، شهرستان تا کوهها ی اطراف گسترش یافته بود اما آیا  بودجه شهرستان هم به نسبت جمعیت رشد می کرد؟نوبتی هم که باشه نوبت مهاجران عراقی و بدتر از انها مهاجران پاکستانی بود که شهر ما را مزین کنند.تمامی خانه های خرابه ر محله های اصلی متاسفانه به این افراد اجاره داده شده بود و تا قلب شهر نفوذ کرده بودند.از همه اینها که بگذریم مهاجرین جدید الورود(پاکستانی ها) یک تفاوت اساسی با مهاجرین سابق داشتند(افغانی ها) و آن هم کار بود که البته مساله تفاوت فرهنگی را هم می توان به آن اضافه کرد.مهاجرین سابق اگر بهداشت را رعایت نمی کردند ،اگر در هر خانواده تعداد بسیار زیادی بچه وجود داشت اما از کار کردن هراسی نداشتند در حالی که مهاجرین جدید روی به تکدی گری آورده اند و سر تا سر شهر به خصوص مناطق مرکزی و مهم شهر پر از گداهایی شده که با لباسهایی نامناسب و فیزیکی معمولا معلول و یا زنهایی با یک بچه که به خاطر بوی بد از یک متری آنها هم نمی توان رد شد پر شده است. سوالاتی در ذهن هر خواننده به وجود می آید که من تعدادی را مطرح می کنم و امید وارم که مسئولین هر کسی و در هر جایی که هست پاسخی برای آنها داشته باشند و ارائه کنند.

     1- آیا این شایسته ی یک شهر و شهروندانی است که با وجود سابقه چند هزار ساله با چنین مشکلاتی زندگی کنند؟

    2-آیا سزاوار است که این افراد که غالبا هم دارای مجوز نمی باشند به این سادگی در این شهر زندگی کرده ،کار کنند و بچه های آنها به مدارس ما بروند و از تمامی امکاناتی که با پول خود مردم  و یا دولت فراهم شده (مدارس،اتوبوس ،شیر یارانه ای،بهداشت و و و.....) بدون هیچ محدودیتی استفاده کنند؟

    3-آیا زمان آن نرسیده تا قبل از آن که دیگر نتوان کاری کرد اقدامی را مسئولین از شهر داری تا نیروی انتظامی و ... انجام دهد؟

    4-آیا نباید الان که نزدیک انتخابات هستیم کاندیداها راهی هم برای مشکل اتباع خارجی بیان کنند؟

    .

    .

    .

    و هزار و یک سوال دیگر که شاید به ذهن بنده حقیر نرسیده باشد.

    (لطفا سایر سوالات و نتیجه گیری و ذهنیت خود و ... را در این مورد با ارایه نظرات بیان کنید.)

     

     





  • کمربندی خمینی شهر قاتلی که رهاست

    سلام خیلی دوست داشتم اولین مطلب  خودم  مطلبی غیر از این می بود. ولی بگذارید از دردی خبر بدهم که سال ها پیش در زمان نمایندگی فلان آقا به جان این شهر افتاد و یکی از افتخارات دوران نمایندگی وی به شمار می آید.

    امروز در ساعت 15/11 حادثه ی ناراحت کننده ای در کمربندی خمینی شهر رخ داد :

    راننده کامیونی طبق عادت  از پشت دانشگاه آزاد خمینی شهر به سمت شهر با سرعت زیاد در حال حرکت بود و در همین حال نیز مادری باکودک خود با ماشین خود در حال وارد شدن به همان جاده بودند، بدون آن که بدانند غولی با سرعت زیاد در حال آمدن به سمت آنها است و ناگهان حادثه ای غم انگیز ... 

    دیگر مادری نبود که برای کودک خود قصه بز بز قندی را بخواند و دیگر کودکی نبود که به قصه مادر گوش کند

      

     کامیون با ماشین آنها برخورد کرد و بعد از برخورد با تیر برق فشار قوی ماشین آنها منفجر شد و بدن تکه تکه شده آنها بر روی جاده پخش شد





  • ادامه مطلب
  • سده ای ها، هم ثروتمند هم ماهر

    آیا می دانستید که سده ای ها بالقوه، ثروتمندترین مردم ایران هستند!

    آیا می دانستید که سده ای ها خبره ترین رانندگان ایران هستند؟

    خب، زیاد تعجب نکنید! فقط کمی تامل کنید.

    همین که وارد اولین خیابان می شوی باید مواظب باشی که وسیله نقلیه ات واژگون نشود، تلو تلو نخوری، زیر و بندت (منظورم وسیله نقلیه ات )هم کان لم یکن نشود. همین که اولین چاله خیابان را رد کردی باید منتظر دومین آن باشی و همین که دومی را رد کردی ......(اشتباه کردی دیگه، همین کارا را میکنی چپه می شی) باید منتظر اولین مانع با ارتفاع 5 ای 30 سانتیمتری (بل بیشتر) باشی.

    این موانع بر دو گونه اند. طبیعی و مصنوعی. نوع طبیعی به شکل فشرده شدن آسفالت ها می باشد و نوع مصنوعی آن البته مشتمل بر چند نوع است که مهمترین آن درب فاضلاب قد برافراشته ایست که (احتمالا به دلیل فعل و انفعالات پوسته های زیرین و چیزی شبیه کوهزایی طی ملیون ها ثانیه از احداث جاده، بوجود آمده اند ) و خدا نصیب نکند.
    نوع دیگر آن از نوع سرعت گیرهای (بخوانید دست اندازهای) مرتفع (مشتمل بر دو نوع، مردم ساز و دولت ساز) است که قادرست شب هنگام، جان و جسم هر موتور سوار را به ملکوت رهنمون سازد. خب انواع دیگری هم هست مثلا برآمدگی های ناشی از پر کردن شیارها (یا شیار را تحمل کنید یا ارتفاع حاصل از بی تدبیری ایجاد شیار را !)، برآمدگی های ناشی از ناهماهنگی بین شرکت های آب و گاز و تلفن که یکی آسفالت می کند (با ضم کاف بخوانید) و دیگری می کند(با فتح کاف بخوانید).

    البته از بحث سنگفرش کردن خیابانها که ذاتا غیراستاندارد هستند و موج اینکار غلط از اصفهان به ما رسیده صرفنظر می کنیم.

    فکر کنم اگر به یک سده ای که بتواند در خیابانهای سده رانندگی با مانع و البته بدون ضرر و زیان و جرح و فوت انجام دهد، لقب خبره ترین راننده ایران را بدهیم، ره به خطا نبرده ایم.

    اکنون بیاد بیاورید که همین سه چهار سال پیش یکی از مسئولین مملکتی گفت: به هر کسی که در خیابانها یک ناهمواری پیدا کند جایزه می دهم، پس با توجه به مقدمات فوق، سده ای ها (بالقوه) ثروتمند ترین مردمان ایران هستند چراکه این ناهمواری ها آنچنان فراوانند که فکر نکنم پول نفت هم کفاف جایزه دادن را بکند.(عجله نکنید برای همه سده ای ها جایزه هست اونم نه یکی، چندین تا).

    ولی مسئولین محترم باید فکری به حال خیابانهای نابسامان سده بکنند؛ هرچند خدمات قبلی ایشان قابل ستایش و محترم است.





  • ساخت و ساز ها

    آیا تا کنون به ساخت و سازهای نادرست  شهر  و تاثیرات  آن توجه کرده اید؟ یکی از این نابهنجاری ها ساخت و سازها ی بانک ها می باشد.  

     آیا توجه کرده اید که اکثر میدان های و بهترین زمین های  تجاری شهر در اختیار بانک ها و موسسات مالی می باشد. مثلا نمونه بارز آن میدان امام است که میدان اصلی شهر می باشد. در  سه گوشه این میدان  سه بانک بزرگ قرار دارد. این در حالی است که هیچ گونه پارکینگی برای مشتریان این بانک ها در نظر گرفته نشده و یکی از  عواقب این امر درد سری است که گریبان گیر  ساکنین کوچه های مجاور شده است، که مرتب از این که کوچه و محله آن ها پارکینگی برای مشتریان  بانک ها شده است گله مند هستند.  ولی کو گوش شنوا؟

    این در حالی است که این ساخت و ساز ها را موسسه های مالی و اعتباری نیز شروع کرده اند. ولی برای آنها آسایش مردم مهم نیست. برای شهرداری هم که فقط دریافت مبلغی( شاید هنگفت) جهت صدور پروانه ساخت و ..... مهمترین مسئله است.

    تصور کنید که اگر هر یک از این مکان ها تبدیل به یک مکان تجاری با همه امکانات می شد چقدر دراقتصاد شهر تاثیر گذار بود؟ نه این که ساعت  9 شب به بعد میدان امام تبدیل به یک گذرگاه  تاریک شود!