هموطن گرامی، به سایت سدژ، سایت مردم شهیدپرور شهرستان خمینی شهر خوش آمدید. تمام تلاش دست اندرکاران سایت سدژ اینست که خمینی شهر را آنگونه که هست به جهانیان بشناساند، نه کمتر نه بیشتر. امیدواریم بتوانیم اخبار، اطلاعات و مطالب مورد نیاز شما را در اختیارتان قرار دهیم. این سایت با آدرس سده دات آی آر قابل دسترسی می باشد: sede.ir منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده شما گرامیان هستیم. سایت سدژ، سایت هر خمینی شهری

تاریخ : جمعه 7 اسفند 1388

کمتر ایرانی وجود دارد که از رسم و رسومات ایام نوروز بی اطلاع باشد، مخصوصا ایرانیان جشن چهارشنبه سوری را نیک می شناسند. در خمینی شهر نیز مانند سایر شهر های کهن ایران زمین، این جشن در شب چهارشنبه آخر هر سال برگزار می گردد که با رسم و رسوم و سنت های خاصی همراه است.
البته متاسفانه در اثر گذر زمان برخی از سنت های نیک این جشن به فراموشی سپرده شده است و برخی روش های ناپسند همچون ترقه بازی که موجبات اذیت مردم را فراهم می کند، جانشین آن ها شده است.

جشن چهارشنبه سوری

در ویکی پدیا آمده است: چهارشنبه‌سوری نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در آخرین شب چهارشنبه (سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند. جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌ است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است.
مراسم در بعد از ظهر سه شنبه، زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».
در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی (زرتشتی) است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.
به بیان دیگر مردمان خواهان آنند که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلاتشان را بگیرد و بجای آن سرخی٬ گرمی و نیرو به آنها بدهد. این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان‏، ارمنی‏ها، ترک‏ها، کردها و زرتشتی‏ها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.



ادامه نوشته را اینجا بخوانید
طبقه بندی: تاریخ و جغرافیای سده،  آداب و رسوم مردم، 
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1388

این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.      




طبقه بندی: تلخند،  مشکلات و معضلات،  آداب و رسوم مردم، 
ارسال توسط آقای عموشاهی
تاریخ : دوشنبه 7 اردیبهشت 1388
در خمینی شهر چیزی که نظر هر غیر بومی که تازه پا در این شهر گذاشته را به خود جلب می کند ، روابط اجتماعی نزدیک بین مردم خمینی شهر است مردم در سده از لحاظ عاطفی نسبت به شهرهای دیگر به هم نزدیک ترند و بیشتر از حال و روزهمدیگر خبر دارند . البته این دلیل نمیشود که بگوییم چون شهر نسبتا شهر کوچکی است مردم با هم مهربانتر هستند و چه بسا شهرهای کوچکی که مردم فقط به زندگی روزانه خود می پردازند و هیچ اهمیتی به همدیگر نمی دهند
ولی در خمینی شهر با وجود اینکه در سالیان اخیر شهر از لحاظ وسعت گسترش زیادی یافته ولی مردم هنوز روابط نزدیک اجتماعی خود را حفظ کرده اند . تاییدی بر این حرف ، وجود حداقل یک انجمن خیریه در هر محله خمینی شهر و اکثر مناطق جدید الاحداث شهر مثل منظریه است . کار این انجمن های خیریه اعطای وام های ازدواج و تهیه جهیزیه و ... برای نیازمندان هر محل است که نشان از همدلی مردم خمینی شهر در همه مسائل دارد.  این انجمن های خیریه اکثر قریب به اتفاق مردمی هستند و با کمک های مالی مردم همان محل اداره میشود و هیچ گونه کمک دولتی در کار نیست  .   در حالی که در شهر های بزرگ کشور این مراکز مالی خیریه اکثرا وابسته به ارگانها و سازمانهای دولتی هستند و یا فقط نام خیریه را یدک می کشند و در داد و ستد های مالی غرق شده اند. همانطور که ذکر شد منابع مالی مردم هزینه این حمایت ها از خانواده های دچار مشکلات مالی را فراهم میسازد که یکی از این منابع تاج گل هایی است که مردم در مراسم ختم خود از آن استفاده می کنند . سنت پسندیده ای که در بین خمینی شهری ها رواج دارد و به جای خرید دسته گل های طبیعی که بعد از چند ساعت از بین میروند با اهدای هزینه ای به یک انجمن خیریه ، تاج گل مصنوعی به امانت میگیرند و بعد از پایان مراسم ختم خود آن تاج گل را به این انجمن باز می گردانند تا هم بعد از مراسم خبری از مقدار زیاد دسته گل های پژمرده نباشد و هم کار خیری صورت گرفته باشد که یقینا آثار اخروی آن به میت خواهد رسید و او نیز از ثواب این کار خیر بهره ای خواهد برد.  


طبقه بندی: آداب و رسوم مردم، 
ارسال توسط امیر پریشانی
تاریخ : پنجشنبه 20 دی 1386
در گذشته مردم سده اعیاد و جشن های جالبی برگزار می كردند كه طی گذشت زمان به فراموشی سپرده شده و تعداد اندكی از این جشن ها و اعیاد هنوز پابرجا مانده است.
عید نوروز-جشن مهرگان(شامل كوزه شكستن-آجیل شب سوری-فال گوش و گره گشایی-شال اندازی می باشد)قاشق زنی-آتش چهارشنبه سوری-پختن حلوا-جشن فروردینگان-جشن اردیبهشت گان-جشن خوردادگان-جشن تیرگان-جشن امردگان-جشن شهریورگان-جشن آبانگان-جشن آذرگان-عید آذرخش-وهار جشن-جشن دی گان-جشن سیر سور-جشن آب ریزان-جشن مزدگیران-جشن بهمنگاه-عید گل سرخ-جشن نوسده-جشن سرمای پیرزن-عید اسفند-جشن چل مخول-نمایش تخت حوضی-سیزده نوروز-شب چله و...
در ایام عزاداری به خصوص در روز شهادت امام سوم شیعیان در سده مراسم تعزیه خوانی,زنجیر زنی,نوحه خوانی,قمه زنی,كاروان و..با علاقه خاصی انجام می شود و همه ساله تعداد زیادی از مردم اصفهان و سایر نقاط ایران به سده می آیند و به وسیله اهالی جوانمرد و غریب نواز سده مهمان نوازی می شوند.
آدمی با ملاحظه فتوت این مردم,بی اختیار به یاد سفرنامه ابن بطوطه می افتد,آنجا كه می نویسد:(...اهالی اصفهان(و حومه)مردمی گشاده دست اند.هم چشمی و تفاخری كه در میان آنان در مورد طعام و مهمان نوازی وجود دارد منشا حكایت غریبی شده است...)





طبقه بندی: آداب و رسوم مردم، 
ارسال توسط ناصر پریشانی
آخرین مطالب