افتخار آفرینی مجدد جدایی نادر از سیمین

جایزه گلدن گلوب نام مجموعه جوایزی است که هرساله درآمریکا توسط اتحادیه مطبوعات خارجی هالیوود به بهترین تولیدات سینمایی و تلویزیونی اهدا می‌گردد و در مورد اهمیت آن این نکته حائز اهمیت است که جوایز گلدن گلوب معمولاً معیار خوبی برای پیش‌بینی فیلم‌های راه‌یافتنی به جوایز اسکار است.
امروز اصغر فرهادی در شصت و نهمین مراسم گلدن گلوب برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی شد. صبح امروز  ساعت شش به وقت ایران، مدونا به روی سن آمد تا برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را معرفی کند و سرانجام پس از نمایش قسمت های از پنج فیلم کاندیدای این جایزه، فیلم جدایی نادر از سیمین از ایران برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان گلدن گلوب شد.
اصغر فرهادی به همراه پیمان معادی به روی سن رفتند و فرهادی در سخنرانی پس از دریافت جایزه خود گفت:
 «فکر می کردم که اگر جایزه را گرفتم از کی تشکر کنم از مادرم یا پدرم یا همسر مهربانم و یا از گروه فیلمم؟ اما حالا می خواهم از مردمم بگویم. آنها مردمی واقعاً صلح دوست هستند… سپاسگزارم.»


سایت خمینی شهر-اصغر فرهادی افتخار شهرستان خمینی شهر- سایت سدژ

برای دانلود  فیلم دریافت جایزه توسط اصغر فرهادی اینجا کلیک کنید

كلمات كلیدی : خمینی شهر ، سایت خمینی شهر ، سایت سدژ ، اصغر فرهادی و جایزه گلدن گلوب ،

  • گفتگوی اختصاصی سایت سدژ با خانم پانته آ صفایی

    تعدادی از مخاطبان سایت مردمی-خمینی شهری سدژ سوالاتی در مورد خانم پانته آ صفایی داشتند و از ما خواستند تا با ایشان مصاحبه ای را ترتیب دهیم. ما نیز به رسم مخاطب مداری مصاحبه ای اختصاصی را با ایشان انجام دادیم که در ادامه مطلب می آید.
    طی این مصاحبه متوجه شدیم که برخی سایت ها و وبلاگ ها از جمله فرصت اشتباهاتی در معرفی این شاعر داشته اند که هرگز اصلاح ننمودند.

    فرسایش صد ساله هم خاکش نخواهد کرد

    لوحیست سنگی، سیل هم پاکش نخواهد کرد

    تندیس بودا نیست او ماه درخشان است

    هیچ انفجاری در دلم خاکش نخواهد کرد

    چشمیست چون کابل که حتّی جنگ تأثیری

    در رونق بازار تریاکش نخواهد کرد

    با این که آن پیراهن نادان نمی داند

    دیگر زنی مانند من چاکش نخواهد کرد


    این قصۀ یک عشق شیرین است و حتی یک

    پایان بد هم تلخ و غمناکش نخواهد کرد


    الماس چشمان تو بر آئینه ام خطی

    انداخته که هیچ کس پاکش نخواهد کرد



    ادامه دارد....



    كلمات كلیدی : خمینی شهر ، پانته آ صفایی شاعر جوان ، پانته آ صفایی شاعر بروجنی ، خوش به حال آهوها ، گریه‌های حوا ، دیشب كسی مزاحم خواب شما نبود ، از ماه تا ماهی ، روزهای آخر آبان ، بیوگرافی خانم پانته آ صفایی ، مصاحبه اختصاصی سایت خمینی شهری سدژ ، سایت خمینی شهر ، سایت سدژ ،

  • ادامه مطلب
  • سعید بیابانکی، شاعر توانای خمینی شهری

    سی و سه پل وسط خاک ها و آجرها
    به یاد تشنگی اصفهان ترک برداشت

    خمینی شهر، سال 1347 را خوب به خاطر دارد؛ سالی که خورشیدی دیگر از دنیای فرهنگ و ادب در آن طلوع کرد.
    "خواسته" را که هرگز از یاد نمی برد، علی اصغر حاج حیدری شاعر دیگر خمینی شهری را می گویم، کسی که سعید را تشویق کرد که شعر سرایی را اساسی دنبال کند.
    شانزده ساله بود که تصمیم گرفت بطور جدی شعر بسراید و حقایق و آگاهی را در جام شعر و شعور عرضه کند.
    در کسب علم هم عقب نماند و همزمان با شعر و شاعری مهندسی کامپیوتر خود را از دانشگاه اصفهان گرفت.

    سعید بیابانکی، شاعر توانای خمینی شهری

    البته بجز خاطرات دانشجویی، از دانشگاه اصفهان یک خاطره دیگر هم دارد و آن نشان درجه یک دانشگاه اصفهان است که بر گردن وی می درخشد؛ این نشان را زمانی از آن خود دید که با الهام از چهارباغ، باغ پنجم را در وصف این دانشگاه سرود و شد سرود اصلی دانشگاه. 

    آن موقع که نیمی از خورشید از پشت ابرها هویدا بود و نه اناری بود و نه ترنجی، ردپایی بر برف بود، رد پای سعید بیابانکی که از روی سنگچین رد شده بود.

    از هفده سالگی هم داستان سرایی می کرد، داستانهای کوتاه طنز که عموما در مجلات اطلاعات هفتگی و جوانان منتشر می شد.
    در ادامه مطلب می توانید از شعر جناب آقای سعید بیابانکی لذت ببرید.


    كلمات كلیدی : سعید بیابانکی ، شاعر خمینی شهری سعید بیابانکی ، ردپایی بر برف ، نیمی از خورشید ، نه اناری ، نه ترنجی ، مجموعه سنگچین سعید بیابانکی سراینده شعر باغ پنجم دانشگاه اصفهان ،

  • ادامه مطلب
  • میرزا محمد علیخان متخلص به سروش

    میرزا محمد علی خان فرزند قنبر علی سدهی از مردم فروشان در سال 1228 متولد و ودر سن 57 سالگی در سال 1285ه.ق در تهران در گذشت . جنازه ی او را به قم  منتقل کردند . سروش از دهقان زادگان سده بود و پدرانش مردمی فقیر بودند.  اما سلسه ی نسب خود را به نجم ثانی از سردارن معروف اسماعیل صفوی منتهی می کرد. و نیاکان خود را پیشکار ملوک می خواند. پدرش علی از کسبه و دهاقین محله ی فروشان سده و به شغل قصابی روزگاری بس فقیرانه می گذراند. سروش از کودکیش آثار نبوغ شاعری از خود بروز می داد . با وجود این که پدرش او را به مکتب نفرستاده و از خط و سواد به کلی بی بهره بود. بعد از فوت پدر، برادرانش با او بنای ناسازگاری نهاده و از خانه ی پدری بیرون کردند.

    محمد علی در حدود سال 1243 به ناچار از سده بیرون آمده و به محضر آیت الله مرحوم سید محمد باقر شفتی رسید و چون آیت الله شفتی از مراتب استعداد و لیاقت سروش سدهی آگاهی یافت به تربیت وی همت گماشت و در یکی از مدارس محله ی بید آباد که نزدیک منزل خود بود منزلی به او داد. کم کم آوازه ی وی به دربار سلاطین قاجار راه یافت . سروش تحصیلات عمیق نداشت و معلومات کتابی او محدود به خواندن و نوشتن فارسی بود. سروش در سال 1247 با دریغ و حسرت از اصفهان سفر کرد و نخست به گلپایگان و سپس به تهران رفت. اولین قصیده ی وی که آوازه ی شهرت سروش را به دربار قاجار رساند بالغ بر 110 بیت بود. در تاریخ است که سروش از ترجمه ی شعرهای عربی الف لیله و لیله به فارسی به تقاضای بهمن میرزا والی آذربایجان به خوبی بر آمد و این کار بسیار عجیبی بود.

    سروش قسمتی از عهد سلطنت فتحلی شاه و تمام دوره محمد شاه و حدود 21 سال از پادشاهی ناصرالدین شاه را درک کرده است.

    ادامه در ادامه مطلب





  • ادامه مطلب