اولین برگ زرین از تاریخ درخشان مبارزاتی سده*****مبارزه با افغان ها

با سلام خدمت مردم عزیز سده!
همانطور که مستحضر هستید چندیست که من وارد بعد تاریخی سده شده ام و پست هایی هم در این باب دادم.
اما اینک میخواهم به سراغ تاریخ مبارزات فراموش نشدنی این خطه بپردازم البته باز هم از بعد تاریخی.
در تاریخ مبارزات سده چهار برگ زرین وجو دارد که واقعا موجب افتخار است.
این چهار برگ زرین عبارتند از :
نقش مهم خمینی شهر در مبارزه با افغان ها
نقش مبارزه خمینی شهر با بهائیت و بابیت
نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با رضا شاه پهلوی
نقش مردم خمینی شهر در مبارزه با دشمن بعثی

خوب به نظر من فقط چند تیتر برای چنین افتخار هایی کافی نیست بنابراین تصمیم گرفتم که تک تک به آنها بپردازم.
امروز در این پست به نخستین برگ زرین یعنی مبارزه مردم سده با افغان ها میپردازم.
قبل از شروع باید عرض کنم با توجه به اینکه متن زیر از متون قدیمی است دستور زبان آن کمی با دستور زبان فعلی تفاوت دارد که غلط املایی نسیت و نثر صریح کتاب است.
نویسنده ی کتاب نصف جهان فی تعریف الاصبهان مینویسد:
پس از آن خرابی ، آنچه از مردمان و اهالی از قتل و غارت افغان رسته بودند بعضی روی به شهر آوردند ، مردم به بیچارگان پناه دادند و آنها را جای و مسکن دادند و بعضی دیگر به دهات اطراف متفرق گشتند و از آن جمله بسیاری از مردم اصفهان به سده که آبادی بزرگ بود و محل بزرگ آن ورنسفادران که عوام به آن بن اصفهان و یا ونصوان میگویند رفتند و آنجا جمعیت زیادی اسکان کردند .اهالی سده که خود به دلیری و شجاعت معروف و به همت و جوانمردی مشهورند با یکدیگر اتفاق کردند و با افاغنه که در اطراف بودند و به قتل و غارت اشتغال داشتند و به مردم دستبرد میزدند و هر چه میتوانستند از آنها میکشتند حمله کنند و از ورود آنها به شهر جلوگیری کنند و از قتل و غارت آنان را بازدارند لذا وقتی امان اله خان یار خانه ای که از جانب لرستان بدین منطقه می آمد و بطرف فرح آباد میرفتند اهالی سده سر راه را بر آنها گرفتند و جمعی از آنها را کشتند و به فرح آباد نتوانستند بروند.
خبر این قائله به محمود رسید ، خودش به همراه جمعی سواره با تسلیحات آنها روانه گردیدند چون به نزدیکی سده رسیدند اهالی سده بیرون آمدند و بر ایشان تاختند و جنگ جمعی نمودند و از جماعت افغان ها بسیاری کشته شدند و به خاک هلاکت افتادند بعضی هم دستگیر شدند .
محمود شخصا با عده ی کمی راه فرار پیش گرفت و خود را به فرح آباد رسانید و از جمله اسیران برادر محمود بود و همچنین عمو و پسر عموی محمود هم اسیر شدند که آنها را با غنائم جنگی به سده بردند.

برای مشاهده ی ادامه ی این داستان افتخار آمیز بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

محمود با کمال پریشانی نمیدانست چه تدبیری برای نجات یاران و خویشان خود بکند اخر الامر ناچار شد کسی را نزد شاه سلطان حسین صفوی که در آن وقت تحت نظر و زندان بود بفرستد و خواهش کند فرد مورد اعتمادی را با دستخط خود به سده بفرستد و تاکید کند که اسیران افغانی خاصه منتسبان او را معترض نشوند تا بعدا تصمیم لازم و تدبیر مناسب گرفته شود و به آنها ابلاغ گردد.
شاه هم که مثل عبد ذلیل تحت فشار محمود بود فورا حکمی نوشت و با یکی از افراد وابسته و مورد اعتماد خود به سده فرستاد ولی وقتی آن فرد رسید که اهالی سده همه ی دستگیر شدگان را کشته و با تیغ انتقام به جنایت آنان خاتمه داده بودند و نعش های آنان را بر سر راه انداخته بودند چون این خبر به محمود افغان رسید گریبان بی طاقی چاک زد و ناله و زاری کنان حکم نمود تمامی اسیرانی که از اطراف شهر گرفته بودند و در اختیار داشتند به قتل برسانند و از شدت غم و اندوه به اندرون رفت و تا سه روز بیرون نیامد گمان اهالی شهر این بود که محمود دیگر قد علم نمیکند و به قندهار خواهد رفت و چنین بود اگر طرفداران و هواداران دولت صفوی جمعیتی نموده و متحد میشدند و به مدد و کمک همان سده ای ها یک حمله ی سخت به افغان ها برده بودند لکن اثری از هیچکس ظاهر نشد و احدی بیرون نیامد و بعد از سه روز چون حرکتی و عکس العملی دیده نشد محمود بیرون آمد اطراف و راه های پلهای مجاری شهر را تمام گرفت و مظبوط نمود و بر ظلم و جنایت خود ادامه داد.

این بود گوشه ای از قضاوت تاریخ در مورد مردم سده که جدا جای افتخار و مباهات دارد و در پایان توجه بینندگان را به یکی دیگر از این قضاوت ها توسط یکی از محققان تاریخ و دانشمند آقای نعمت الله میر عظیمی که استاد دانشگاه و محقق تاریخ میباشد جلب مینمایم:

نامبرده در کتاب 881 صفحه ای خود مکررا نام سده را با عظمت و تجلیل میبرد و از جمله در صفحه ی 31 این کتاب مینویسد قصبه ی سده از سه ده کوچک به نام های خوزان و پریشان و ورنسفادران تشکلیل شده است و در این بلوک (بلوک ماربین) قرار دارد.
سده دارای مردمانی جنگ آور است که دلاوری های آنان در مقابل سپاه افغان معروف است.
لهجه ی آنها بیشتر ایرانی اصیل و قدیمی میباشد و یک نوع گلابی خاص به نام سیبری دارد این میوه بسیار شیرین ، ترد ، معطر و لطیف است به طوری که آنرا لا به لای پنبه حفظ میکنند تا سیاه نشودو در هیچ کجای جهان چنین میوه ای به این لطافت دیده نمیشود.