دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر *** مبارزه با بابیت و بهائیت

با سلام خدمت مردم سلحشور سده!
همانطور که قول داده بودم آمدم تا دومین برگ زرین از تاریخ مبارزاتی خمینی شهر را برای شما عزیزان به نمایش در بیاورم.

این برگ زرین مربوط به مبارزه مردم خمینی شهر با بهائیت و بابیت است که به تفصیل مینویسم.
مبارزه ی مردم خمینی شهر با بابیت و بهائیت با دیگر شهرهای کشور تفاوتهایی داشت:
1- اهالی متدین و سلحشور خمینی شهر به طور کلی اجازه ندادند این فرقه ی ضاله و مضله در شهر خود وارد شوند و به مجرد اینکه خبردار شدند آنان قصد اقامت و سکونت در شهرستان را دارند در مقام دفع آنان برآمدندو به گفته ی پیرمردان که در آن زمان حضور داشتند مردم سده در جعفر آباد که قلعه ای بود نزدیک سده و در مسیر سده-اصفهان قرار داشت سنگر گرفتند و چند نفر از آنان را در همان محل کشتند و عده ای مجروح شدند و بقیه آنها هم فرار کردندو در نتیجه به طور کلی حق ورود پیدا نکردند  و در خیمنی شهر متمرکز نشدند و بزرگان گفته اند دفع مهمتر از رفع است.

2- مبارزه مردم خمینی شهر با بابیت به دستور و راهنمایی علماء بزرگ آن زمان بود که در راس آنها علما نجفی مسجد شاهی بودند که از موقعیت علمی و اجتماعی بالائی برخوردار بودند و در خمینی شهر هم رهبریت این مبارزه مقدس را مرحوم آیت الله حاج میر سید علی امامی که امام جمعه سده و مورد توجه عام و خاص بود و از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود به عهده داشت.

برای دیدن ادامه ی ماجرا بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...

3- مبارزه مردم خمینی شهر با بابیت صد در صد جنبه ی مذهبی داشت و تنها انگیزه ی آنها دفاع از حریم مقدس اسلام و عمل به وظیفه ی دینی و اجرا ی امر به معروف و نهی از منکر و پشتیبانی از علما و مراجع بزرگ شیعه بود و هیچ انگیزه و محرک دیگری که گاهی در این مبارزه ها پیدا شود نداشتند.

4- مبارزه مردم خمینی شهر بنیادی و اصولی بود و به قول معروف خروس را درب حجله ی خانه سر بریدند و علاج واقعه قبل از وقوع کردند و مسئله را در نطفه خفه کردند و اجازه ندادند که آنها بیایند و بعدا بیرونشان کنند و آنچنان شجاعت و شهامتی از خودشان نشان داندند و ترش در دل آنها ایجاد کردند که نه تنها آنان از نفوذ در آن منطقه مایوس شدند بلکه تا ده ها سال بعد هم هنوز این رعب در دل هواداراشانش وجود دارد و از اسم سده میترسندو در حال حاضر هم آثار و برکات آن مبارزه را میبینیم و حتی در دوران حکومت پهلوی هم بابیت جرئت سکونت در این شهر مذهبی را پیدا نکردند و اگر در مواردی هم کمی افراد چنین افکاری در ذهنشان پیدا میشد و در گوشه و کنار اظهاراتی میکردند بدون اتلاف وقت علما و مبلغین دلسوز و آگاه به مبارزه با آنان برمیخواستند و نقشه و توطئه آنها را در نطفه خفه میکردند لذا آنچه نگارنده  از پنجاه سال قبل در نظر دارد و قبل از آن را هم از علما و معتمدین محل شنیده است از اوایل پیدایش بهائیت تا کنون هیچگاه این فرقه ی ضاله و مضله و همچنین سایر فرق انحرافی و باندهای گمراه کننده در این شهر پایگاه و جایگاه تبلیغاتی نداشته اند در حالتی که در دوران حکومت رضاشاه و فرزندش از این فرقه ی ضاله حمایت همه جانبه میشد و کمک های مادی و سیاسی فراوان به آنها میکردند و آزادی کامل به آنها داده بودند و در اکثر شهر های مجاور خمینی شهر سکونت داشتند و کسب و کار میکردند و محافل تبلیغی تشکیل داده بودند و رسما و علنا کتاب ها و جزوات خود را منتشر میکردند و جوانان را منحرف مینمودند و این نعمت بزرگ از الطاف خداست که به برکت مبارزات علما و مبلغین این شهر مذهبی و حمایت و اطاعت ملت غیور و متدین از رهنمودهای آنان شامل حال این ملت غیور گردیده و این افتخار و برگ زرین در تاریخ  خمینی شهر ثبت شده است و باید نسل حاضر شاکر خدا باشند و در حفظ آن جهاد کنند.

برگرفته از کتاب خمینی شهر ، شهری که از نو باید شناخت نوشته ی سید باقر میردامادی

این هم از برگ زرین دوم ، منتظر برگ زرین سوم در آتیه ی نزدیک باشید.