هجویات خاله خانوم تا کجا؟

این روزها بحث داغ فرهنگی کوچه و بازار (شبه) تئاتر خاله خانوم 5 است.

نمی دانم شما فرصت کرده اید که این نمایش را مشاهده کنید یا مثل من فرصتی برای اینگونه کارها ندارید.

به هرحال حتما یا گوشه هایی از صحنه های آن را در گوشی تلفن همراه اطرافیان دیده اید و یا وصف آنرا شنیده اید و اگر هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده چیزی از دست نداده اید.

اصولا بین طنز و هجو تفاوت بسیاری وجود دارد و کسی که به این تفاوت ها واقف باشد خاله خانوم را نه یک طنز بلکه یک هجو انتقادی می داند.

ابتدا بر روی انتقادی بودن آن صحبت می کنیم که تنها جنبه مثبت این نمایش است.

اینکه سلسله مشکلات شهری، مشکلات اجتماعی و مشکلات فردی ما مردم در قالبی جذاب و از زبان خاله خانوم بیان می گردد، جای بسی تشکر و قدردانی دارد. پستی مجزا می طلبد که در مورد انتقادهای سازنده این نمایش بحث نمود تا چیزی از قلم نیفتد.

اما چیزی که در این نمایش بیش از حد خود را نشان می دهد، هجو بودن آن است. استفاده از الفاظ رکیک فراوان فقط برای خنداندن حضار، حرکات موزون (رقص) و حرکت هایی که وصف آن دور از شان این وب است، این نمایش را به هجوی (به نظر من) دردناک بدل نموده است و سوالات متعددی را پیش رویم قرار داده که جواب های آنها را از شما همشهریان گرامی می طلبم.

1- آیا با جذب مخاطب، به هر قیمتی، به سالن تئاتر موافق هستید؟

2- آیا با کسب درآمد به روش به تمسخر در آوردن لهجه مردم خمینی شهر موافقید؟

3- آیا نه اینست که از شهرهای اطراف برای مشاهده این نمایش به خمینی شهر می آیند، کسانی که هدفی جز خندیدن به رسم و رسومات ما را ندارند؟ و کسانی که از همین امروز موضوعات جدیدی برای خندیدن به ما بدست آورده اند؟ همان کسانی که شهرهایشان پر است از انواع فسادها!

4- چقدر متن و محتوای این نمایش را غنی دیدید؟

5- فکر نمی کنید استفاده از زشت ترین مسائل برای خنداندن مردم (دستشویی، آفتابه و همان چیزهایی که نمی توان گفت...) ضمن عادی سازی این مسائل در کوچه و بازار و بخصوص در بین قشر دانش آموز، باعث به عقب راندن فرهنگ مردم می شود؟

سوالات از این فزون است که مجالی برای بیان آن نشد.

ضمن اینکه مشتاق شنیدن نظرات شما هستیم، منتظر نقدهای ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی از طرف شما همشهریان بر روی این نمایش هستیم تا از طریق این وب در اختیار همگان قرار دهیم.